پا جای پا - مطالب ابر نمادهای مذهبی
لینک های وب

خالکوبی

نقل می کنند که فردی پهلوانی را در حال زور آزمایی دید. زنجیر حلقه درشت و قفل زده شده ای را دور بازوهایش بسته بود و با داد زدنهای وقت و بی وقت آن را پاره می کرد و مردم تشویقش می کردند . شیفته پهلوان شد و در دلش افتاد که ای کاش من هم می توانستم مثل او شوم و سری در سرها در بیاورم . در همین خیالات بود که نگاهش به کمر پهلوان افتاد و عکس شیر بزرگ یال و کوپال داری که بر روی بدنش خالکوبی شده بود نظرش را به خودش جلب کرد و به این نتیجه رسید که سرّ قدرت این پهلوان در این شیر خالکوبی شده نهفته است . لذا تصمیم گرفت پیش دلّاک برود تا شیری در همان اندازه و هیبت را بر بدن خودش حک نماید. دلّاک کارش  را با سوزن مخصوص خالکوبی از قسمت دُم شیر شروع کردو چون سوزش آن زیاد بود ؛ فرد ناله زد که کجای شیر است گفت: دمش گفت: دُم می خواهد چکار ... خلاصه هر قسمتی را شروع می کرد او ناله می زد و از کشیدن آن قسمت داوطلبانه انصراف می داد.


ادامه مطلب

طبقه بندی: تلنگر،  زندگی اسلامی، 
برچسب ها: خالکوبی، مولانا، نمادهای مذهبی،  

تاریخ : دوشنبه 8 خرداد 1391 | 10:28 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات


  • paper | ایکس باکس | خرید بک لینک فالو
  • خرید آگهی رپرتاژ | ایران بلاگ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات