پا جای پا - مطالب ابر صدقه
لینک های وب

آن مرد خراسانی كجاست؟

یسَعِ بْن حَمزَةَ نقل می‌كند كه گروه فراوانی در خدمت حضرت امام رضا (علیه السلام)‌ بودند و درباره‌ی حلال و حرام از حضرت (علیه السلام)‌سؤال می‌كردند، در همین زمان «دَخَلَ عَلَیْهِ رَجُلٌ طُوَالٌ آدَم» یك مرد قد بلندی بر حضرت وارد شد كه چهره گندم گون داشت، «آدَم‏» به معنای گندمگون است به حضرت عرض كرد «ُ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ رَجُلٌ مِنْ مُحِبِّیكَ وَ مُحِبِّی آبَائِكَ وَ أَجْدَادِكَ » مردی هستم از دوستداران شما و دوستداران پدران و اجداد شما « مَصْدَرِی مِنَ الْحَجِّ وَ قَدِ افْتَقَدْتُ نَفَقَتِی‏ » از حج بر می‌گردم و نفقه‌ام را گم كرده‌ام « وَ مَا مَعِی مَا أَبْلُغُ بِهِ مَرْحَلَة » و كسی همراه من نیست كه مرا به جائی برساند. « فَإِنْ رَأَیْتَ أَنْ تُنْهِضَنِی إِلَى بَلَدِی وَ لِلَّهِ عَلَیَّ نِعْمَة » اگر صلاح می‌دانید چیزی به من بدهید تا من به شهرم برسم، آدم توانگری هستم «فَإِذَا بَلَغْتُ بَلَدِی تَصَدَّقْتُ بِالَّذِی تُولِینِی عَنْكَ فَلَسْتُ مَوْضِعَ صَدَقَة » مقداری را كه شما به من بدهید در شهرم صدقه می‌دهم، چون به من صدقه تعلق نمی‌گیرد، حضرت فرمودند: « اجْلِسْ رَحِمَكَ اللَّه‏ » بنشین خدا تو را رحمت كند،‌ حضرت شروع به حرف زدن با او كردند و مردم متفرق شدند و تنها این مرد با « سُلَیْمَانُ الْجَعْفَرِیُّ وَ خَیْثَمَة » در خدمت حضرت باقی ماند. خیثمه از اصحاب حضرت بود، امام به آنان كه باقی ماندند رو كردند و گفتند: اجازه می‌دهید به اندرونی بروم، سلیمان جعفری گفت: اجازه دست شماست، امام برخاستند و به حجره رفتند، یك ساعت در حجره بودند بعد برگشتند، اما از حجره بیرون نیامدند، دستشان را از بالای در بیرون آوردند و گفتند: «أَیْنَ الْخُرَاسَانِی‏» آن مرد خراسانی كجاست؟ آن مرد گفت: « أَنَا ذَا فَقَالَ خُذْ هَذِهِ الْمِائَتَیْ دِینَارٍ وَ اسْتَعِنْ بِهَا فِی مَئُونَتِكَ وَ نَفَقَتِك‏ » گفتند: بیا و این دویست دینار را بگیر و آن را خرج راه معونت زندگیت كن «َ وَ تَبَرَّكْ بِهَا » و آن را مایه بركتت قرار بده «وَ لَا تَصَدَّقْ بِهَا عَنِّی‏ » آن را از طرف من صدقه نده، « وَ اخْرُجْ فَلَا أَرَاكَ وَ لَا تَرَانِی‏ » بلند شو برو كه نه من تو را ببینم و نه تو مرا ببینی، خراسانی رفت. سلیمان جعفری پرسید، آقا شما كه پول زیادی به او دادید چرا نگذاشتید شما را ببیند، «جُعِلْتُ فِدَاك‏» قربان شما بروم «َ لَقَدْ أَجْزَلْتَ وَ رَحِمْتَ فَلِمَا ذَا سَتَرْتَ وَجْهَكَ عَنْه‏ » شما كه به این بسیار بخشیدید و خیلی در حق او لطف كردید، چرا صورتتان را از او پوشاندید، حضرت فرمودند:‌ «مَخَافَةَ أَنْ أَرَى ذُلَّ السُّؤَالِ فِی وَجْهِهِ لِقَضَائِی حَاجَتَه‏ » می‌ترسیدم ذلت درخواست را در چهره‌اش ببینم چون حاجتش را برآورده كرده‌ام سپس فرمودند: «أَ مَا سَمِعْتَ حَدِیثَ رَسُولِ اللَّهِ ص‏ » آیا این حرف پیامبر را شنیده‌ای كه گفتند: « الْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ تَعْدِلُ سَبْعِینَ حِجَّة »اگر كار خیر را پنهانی انجام دهید و آن را بپوشانید معادل 70 حج است « وَ الْمُذِیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُول‏ » آن كس كه آشكارا مرتكب بدی می‌شود. همیشه خوار است. «وَ الْمُسْتَتِرُ بِهَا» آن كسی كه بدی را پنهانی و مخفیانه انجام می‌دهد، «مَغْفُورٌ لَهُ » خدا او را می‌بخشد.

گدا نوشت:



 


ادامه مطلب

طبقه بندی: معارف دینی،  مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: امام رضا، صدقه، خراسانی،  

تاریخ : جمعه 7 مهر 1391 | 08:20 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات


  • paper | ایکس باکس | خرید بک لینک فالو
  • خرید آگهی رپرتاژ | ایران بلاگ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات