پا جای پا - مطالب تلنگر
لینک های وب

سیزده به در واقعی


سیزده بدر واقعی ما این است
که از خانه های تنگ و تاریک افکار خرافی خودمان به صحرای دانش و بینش خارج شویم.
___________
)
یادداشتها، ج6، ص 131)





طبقه بندی: مناسبت ها،  علما،  تلنگر، 
برچسب ها: نوروز، سیزده به در، صحرا،  

تاریخ : سه شنبه 13 فروردین 1392 | 12:21 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

تفسیر ناب علامه جوادی آملی از «نوروز»

در روایات ما آمده است كه وقتی بهار را دیدید به یاد معاد باشید.چون در قرآن كریم یكی از نمونه‌های معاد را جریان بهار ذكر می‌كند.  در بهار خدای سبحان دو كار انجام می‌دهد یكی اینكه خوابیده‌ها را بیدار می‌كند و یكی اینكه مرده‌ها را زنده می‌كند.این درخت‌ها در زمستان خواب‌اند ولی بهار كه شد بیدار می‌شوند،وقتی بیدار شدند این درخت مواد مرده را به عنوان غذا جذب می‌كند و به صورت خوشه و شاخه و برگ و میوه در می‌آورد، این مرده‌ها را زنده می‌كند.

متن کامل مطلب




طبقه بندی: علما،  مناسبت ها،  تلنگر، 
برچسب ها: نوروز، زنده شدن مردگان، بیدار شدن از خواب، علامه جوادی آملی،  

تاریخ : پنجشنبه 1 فروردین 1392 | 08:54 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

تو مال منی!

مدتها بود که مدام به یک آیه عجیب و تاثیر گذار قرآن فکر می کردم و دلم میخواست بفهممش تو این آیه خداوند کریم خطاب به موسای کلیم می فرماید»: واصطنعتک لنفسی» (طه/41) یعنی من تو را برای خودم ساختم و به عبارت ساده تر تو مال منی! امروز به داستانی برخورد کردم که میشه گفت یه تفسیر روان از این آیه است و قابل فهم برای همه ، لذا تصمیم گرفتم اونو اینجا بذارم و نظر شما رو هم بدونم  اما داستان به این شرح است که:

خانواده بسیار فقیری بودند که در یک مزرعه و یک کلبه کوچک کنار مزرعه کار و زندگی می‌کردند، کلبه آنها نه اتاقی داشت و نه اسباب و اثاثیه ای. اعضای خانواده از برداشت محصولات مزرعه آنقدری گیرشان می‌آمد که فقط شکمشان را به سختی سیر کنند. اما یک سال بدون هیچ علتی، محصول کمی بیشتر از حد معمول بدست آمد، در نتیجه کمی بیش از نیازشان پول بدست آوردند
زن کاتالوگ کهنه و خاک گرفته ای را بیرون کشید و ورق زد، همچنان که صفحات آنرا یکی یکی ورق می‌زد افراد خانواده هم دورش جمع می‌شدند، بالاخره زن آینه‌ی بسیار زیبایی دید و به نظرش رسید که از همه چیز بهتر است. پیش از آن در خانه هرگز آینه ای نداشتند. از آنجایی‌که پول کافی برای خریدنش داشتند، زن آن را سفارش داد. یک هفته بعد وقتی در مزرعه سرگرم کار بودند مردی سوار بر اسب از راه رسید او بسته ای در دست داشت، و خانواده به استقبالش رفتند .
زن اولین کسی بود که بسته راباز کرد و خود را در آینه دید و  رو به همسرش جیغ زد: تو همیشه می‌گفتی من زیبا هستم، من واقعاً زیبا هستم! مرد آینه را بدست گرفت و در آن نگاه کرد لبخندی زد و گفت: تو همیشه می‌گفتی که من خشن هستم ولی من جذاب هستم. نفر بعدی دختر کوچکشان بود که گفت: مامان، مامان، چشمهای من شبیه توست . در این اثنا پسر کوچکشان که بسیار پر انرژی بود از راه رسید و آینه را قاپید او در چهار سالگی از قاطر لگد خورده بود و صورتش از ریخت افتاده بود، او فریاد زد: من زشتم ! من زشتم!
و در حالی که بشدت گریه می‌کرد به پدرش گفت : پدر، آیا من همیشه همین شکل بودم ؟
بله پسرم ، همیشه .
با این حال تو مرا دوست داری ؟
بله پسرم، دوستت دارم !
چرا؟ برای چه من را دوست داری ؟
چون مال من هستی!!!
….
و من هر روز صبح وقتی صادقانه به درونم نگاه می‌کنم و می بینم که زشت است ، از خدا می‌پرسم آیا دوستم داری ؟ و او همیشه مهربانانه جواب می دهد: بله !و وقتی از او می پرسم چرا دوستم داری ؟
او می‌گوید : چون مال من هستی!

 پ . ن: راستی راستی خدا که ما رو برای خودش ساخته چقدر روزها متاسف از بی اعتنایی ها و بی توجهی هامون میشه؟



طبقه بندی: از هر دری،  معارف دینی،  قرآن،  تلنگر، 
برچسب ها: آینه، فقیر، کشاورزی،  

تاریخ : چهارشنبه 23 اسفند 1391 | 11:56 ق.ظ | نویسنده : همسر بانو | نظرات

میوه درخت علم

به علّامه طباطبایی قدّس سره گفتم: اوّل تحصیل و طلبگی ام وقتى عبادت می كردم حال بهترى داشتم، هر چه علمم زیادتر شده، حال و توجّهم كمتر شده، دلیلش چیست؟
 ایشان فرمود: دلیلش این است كه اینها كه خوانده اى علم حقیقى نبوده، اگر علم حقیقى و واقعى بود، تواضع انسان زیادتر میشد.

 امیرالمومنین‏ علیه السلام می فرماید:
ثمرة العلم العبودیة: میوه علم واقعى خشوع و بندگی است.

"حاج آقای قرائتی"




طبقه بندی: تلنگر،  علما، 
برچسب ها: علم، علامه طباطبایی، قرائتی، واقعی، سواد،  

تاریخ : جمعه 18 اسفند 1391 | 12:49 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

سلام من را به دوستانم برسان

به نظرم رسید که به مناسبت ولادت سیّد الکریم حضرت عبد العظیم حسنی (ره) نامه امام رضا علیه السلام خطاب به ایشان را در این پست قرار دهم.

یا عبدالعظیم!

أبلغْ عنّی أولیائی السلامَ وقل لهم: أن لا یجعلوا للشیطان على أنفسهم سبیلاً، ومُرْهم بالصدق فی الحدیث وأداء الأمانة، ومُرْهم بالسکوت وترک الجدال فیما لا یَعْنیهم، وإقبالِ بعضهم على بعض والمُزاوَرة، فإنّ ذلک قربة إلیّ. ولا یشغلوا أنفسهم بتمزیق بعضهم بعضاً، فإنّی آلیتُ على نفسی أنّه مَن فعل ذلک وأسخط ولیّاً من أولیائی دعوتُ الله لِیعذّبه فی الدنیا أشدّ العذاب، وکان فی الآخرة من الخاسرین. وعرِّفْهم أنّ الله قد غفر لمحسنهم، وتجاوز عن مسیئهم، إلاّ مَن أشرک به أو آذى ولیّاً من أولیائی أو أضمر له سوءً، فإنّ الله لا یغفر له حتّى یرجع عنه، فإنْ رجع وإلاّ نُزع رُوح الإیمان عن قلبه، وخرج عن ولایتی، ولم یکن له نصیب فی ولایتنا، وأعوذ بالله من ذلک.

  ترجمه:


ای عبدالعظیم! سلام گرم مرا به دوستدارانم برسان و به آنان بگو: در دلهای خویش برای شیطان راهی نگشایند و آنان را به راستگویی در گفتار و ادای امانت و سکوت پرمعنا و ترک درگیری و جدال در کارهای بیهوده و بی فایده فراخوان و به صله رحم و رفت و آمد با یکدیگر و رابطه گرم و دوستانه با هم دعوت کن، چرا که این کار باعث تقرب به خدا و من و دیگر اولیاء اوست. دوستان ما نباید فرصتهای گرانبهای زندگی و وقت ارزشمند خود را به دشمنی با یکدیگر تلف کنند. من با خود عهد کرده ام که هر کس مرتکب اینگونه امور شود یا به یکی از دوستانم و رهروانم خشم کند و به او آسیب رساند از خدا بخواهم که او را به سخت ترین کیفر دنیوی مجازات کند و در آخرت نیز اینگونه افراد از زیانکاران خواهند بود.

 
به دوستان ما توجه ده که خدا نیکوکرداران آنان را مورد بخشایش خویش قرار داده و بدکاران آنان را جز ، آنهایی که بدو شرک ورزند و یا یکی از دوستان ما را برنجانند و یا در دل نسبت به آنان کینه بپرورند، همه را مورد عفو قرار خواهد داد اما از آن سه گروه نخواهد گذشت و آنان را مورد بخشایش خویش قرار نخواهد داد. جز اینکه از نیت خود بازگردند و اگر از این اندیشه و عمل زشت خویش بازگردند، مورد آمرزش خواهند بود اما اگر همچنان باقی باشند، خداوند روح ایمان را برای همیشه از دل آنان خارج ساخته و از ولایت ما نیز بیرون خواهد برد و از دوستی ما اهل بیت(علیهم السلام) نیز بی بهره خواهند بود و من از این لغزشها به خدا پناه می برم

امام رضا(علیه السلام) به عبدالعظیم حسنی فرمود: به شیعه‌ها بگو دیدن همدیگر بروند. «فَإِنَّ ذَلِکَ قُرْبَةٌ إِلَی‏» اگر می‌خواهید به من نزدیک شوید، دیدن همدیگر بروید. «وَ لَا یَشْغَلُوا أَنْفُسَهُمْ بِتَمْزِیقِ بَعْضِهِمْ بَعْضا» «تَمزیق»، «کُلَّ مُمَزَّق‏» (سبأ/7) در قرآن است. «تمزیق» یعنی تخریب. «وَ لَا یَشْغَلُوا أَنْفُسَهُمْ بِتَمْزِیقِ بَعْضِهِمْ بَعْضا» همدیگر را خراب نکنید. «وَ لَا یَشْغَلُوا» مشغول نکنید «تَمْزِیقِ بَعْضِهِمْ بَعْضا» او این را خراب می‌کند.
 

امام رضا(علیه السلام) فرمود: من نفرین می‌کنم به کسی که آبروی شیعیان را بریزد. تعهد کردم. که کسی که آبروی مؤمنی را بریزد،  «دَعَوْتُ اللَّهَ» دعا می‌کنم، که چه؟ «لِیُعَذِّبَهُ فِی الدُّنْیَا أَشَدَّ الْعَذَاب‏» در دنیا به زندگی نکبتی گرفتار شود «وَ کَانَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِین‏»

امام رضا فرمود: من تعهد کردم نفرین می‌کنم به کسی که آبروی شیعه را بریزد.«وَ عَرِّفْهُمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ غَفَرَ لِمُحْسِنِهِمْ وَ تَجَاوَزَ عَنْ مُسِیئِهِمْ إِلَّا مَنْ أَشْرَک بِه‏» خداوند خوب‌ها را می‌بخشد، از بدهای شیعیان بد هم می‌بخشد، مگر کسی که یا مشرک باشد، «أَوْ آذَى وَلِیّاً مِنْ أَوْلِیَائِی‏» الله اکبر! امام رضا فرمود: خدا همه‌ شیعیان را می‌بخشد جز دو رقم شیعه! شیعه‌ای که مشرک شود. شیعه‌ای که مؤمنی را اذیت کند. «آذَى وَلِیّاً مِنْ أَوْلِیَائِی‏»


امام رضا فرمود: خدا شیعه را می‌بخشد جز دو گروه! شیعه‌ای که مشرک شود، «أَشْرَکَ بِه‏»، «أَوْ آذَى وَلِیّاً مِنْ أَوْلِیَائِی‏»، «أَوْ أَضْمَرَ لَهُ سُوءا» یا در دلش بدخواه باشد. اصلاً دلش بخواهد فلانی خراب شود. یعنی در دلش بدخواه باشد. «فَإِنَّ اللَّهَ لَا یَغْفِرُ لَهُ حَتَّى یَرْجِع‏» خدا یک چنین آدمی را نمی‌بخشد، جز اینکه از اذیت کردن برگردد. «وَ إِلَّا نُزِعَ رُوحُ الْإِیمَانِ عَنْ قَلْبِهِ» کسی که مؤمنی را اذیت کند، مؤمنی را تخریب کند «نُزِعَ رُوحُ الْإِیمَانِ عَنْ قَلْبِهِ» خداوند روح ایمان را از قلبش می‌گیرد.


امام هادى سلام الله علیه

ـ خطاب به عبدالعظیم حسنى سلام الله علیه ـ : مَرحَباً بِكَ یا أبَاالقاسِمِ أنتَ وَلِیُّنا حَقّاً؛

اى ابوالقاسم! خوش آمدى، تو حقیقتاً دوستدار ما هستى

دانش‌نامه قرآن و حدیث: ج 8, ص 126, ح 162




طبقه بندی: معارف دینی،  تلنگر،  مناسبت ها،  زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: عبد العظیم حسنی، امام رضا علیه السلام، نامه، شیعیان،  

تاریخ : پنجشنبه 26 بهمن 1391 | 12:56 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

یک تأمّل!

مرحوم شیخ صدوق در كتاب ارزشمند علل الشرایع و مرحوم مجلسی در بحار الانوار این حدیث را به صورت حدیثی مسند از ابن عباس آورده اند و آن عبارت از این است که پیامبر اکرم روزی در مسجد قبا در جمع عده زیادی از اصحابش فرموند: «اول من یدخل علیکم الساعة رجل من اهل الجنه» یعنی اولین کسی که هم اکنون بر شما وارد می شود، مردی از اهل بهشت است. پس چند نفر که این مطلب را شنیدند از یک در مسجد خارج شدند تا از در دیگر وارد شوند و اول کسی باشند که مستحق بهشت گردند.پیامبر که متوجه این موضوع شدند، به عده ای که در مسجد باقی مانده بودند، فرمودند: «إنه سیدخل علیکم جماعه یستبقون فمن بشرنی بخروج آذار فله الجنه» یعنی هم اکنون عده زیادی از در مسجد وارد می شوند، تنها کسی که مرا به پایان ماه آذار خبر دهد، او اهل بهشت است. پس آن عده برگشته و وارد مسجد شدند در حالی که ابوذر در بین آنها بود.


پیامبر از آنان پرسید: «فی أی شهرٍ نحن من شهور الرومیه؟ یعنی در کدام ماه از ماههای رومی قرارداریم؟ آن حضرت فقط پرسیدند در کدام ماه از ماههای رومی قرارداریم؟ تنها ابوذر گفت: یا رسول الله از ماه آذار خارج شده ایم. پیامبر فرمود: ابوذر، این را می دانستم ولیکن دوست داشتم اصحاب من مردی را که اهل بهشت است بشناسند.{علل الشرایع،ج1ص176}
صحبت رسول خدا صلی الله علیه و آله در این زمان در مورد تبیین صفات مومنین بود و برای آوردن شاهد با علم لدنی خود اشاره کردند که اولین کسی که از در مسجد وارد شود او چنین صفاتی را داشته و اهل بهشت خواهد بود؛ اما چون متوجه تحرکات عده ای از اصحاب شدند این مطلب را که «هرکس مرا به خروج ماه آذار خبر دهد او اهل بهشت است» شرطی برای معرفی چنین شخصی یادآور شدند؛
لذا قول پیامبر صلی الله علیه و آله تنها در همان زمان و مکان به عنوان شرطی برای معرفی مرد بهشتی دارای مفهوم است و نه به معنای مطلق آن در همه زمانها و مکانها.
عزیزان با توجه به حدیث نقل شده میبینیم هدف پیامبر از این حدیث تنها برای بیان مقام والا و بهشتی حضرت ابوذر بوده و دلالتی بر تبریک ماه ربیع و خروج ماه صفر ندارد .




طبقه بندی: معارف دینی،  تلنگر،  مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: ماه ربیع الاول، تبریک، بهشت، بشارت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم،  

تاریخ : یکشنبه 24 دی 1391 | 11:21 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

حفظ زبان=حفظ دوستان

زبان استخوان ندارد؛ ولی بدجور استخوان می شکند!

امام سجّاد سلام الله علیه

احفَظْ علَیكَ لِسانَكَ تَمْلِكْ بهِ إخوانَكَ

زبانت را نگه دار تا برادرانت را نگه دارى

میزان الحكمة: ج 1، ص 71، ح 181




طبقه بندی: تلنگر،  زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: زبان، شمشیر برّان، شمشیر گوشتی، دو لبه، زخم زبان، دوستان،  

تاریخ : دوشنبه 4 دی 1391 | 08:23 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

بوی غم می آید...



نمی دانم چرا در کوچه پس کوچه های دلم ، احساس می کنم گمشده ای داشته ام که نزدیک می شود

آیا بوی پیراهن یوسف من است که در فضای قلبم پیچیده ؟!


آیا لیلی بار دیگر هوای شکستن دل مجنون را دارد ؟!

چرا هوا ، باز هوای عاشقی شده ؟!

چرا زبانم .... زبان .... دلم میخواهد بگویم .... بگویم ..... حسین

ارباب ؟!

آیا این تویی که می آیی ؟ این قافله ی توست که به نینوا می رود ؟!

آیا اصغر تو توانسته با صدای قافله ، آرام بخوابد ؟



 رباب چه ذوقی می کند وقتی علی اصغرش می خندد ....

راستی حال عباس بن علی چگونه است ؟ عباسی که آرامش قلب خواهرت زینب است .....

هنوز هم با دیدن قد و بالای علی اکبرت یاد پیغمبر می افتی ؟

چه می گوییم .... مرا ببخشید . ... نمی دانم چرا اینها را گفتم . شاید دلم .... هوای حرم .... روضه و پرچم ... باز محرم ......

آری !!!! این بوی آشنا !!! بوی محرم ارباب است ....

دوباره پیراهن مشکی ....

دوباره هیئت و روضه .....

دوباره سینه زنی برای غربت دردانه زهرا .....

محرم سلام .... سینه زن سلام





طبقه بندی: تلنگر،  مناسبت ها،  زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: محرم، امام حسین، هیأت، سینه زنی، اشک، کربلا، پرچم سرخ حرم،  

تاریخ : سه شنبه 23 آبان 1391 | 09:57 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

عمرو عاص زیباترین غدیریه را سروده است!

عمروعاص قصیده ای دارد به نام «جلجلیه» 1که از شاهکارهای ادبی عرب است. قضیه از این قرار است که وقتی معاویه عمروعاص را به فرمانداری مصر منصوب می کند از او خراج مصر را طلب می کند و با شانه خالی کردن عمروعاص از پرداخت مالیات، معاویه تهدید می کند که اگر خراج مصر را ندهی تو را عزل می کنم؛ عمروعاص که خدمات فراوانی به معاویه کرده بود و در بعضی موارد حکومت او را از خطر سقوط رهانیده بود و اکنون می دید که معاویه خدماتش را فراموش کرده ، قصیده جلجلیّه را سرود و برای معاویه فرستاد . وقتی قصیده مزبور به دست معاویه رسید ، گویا از کرده ی خود پشیمان شد و گفت : « دیگر کاری به کار عمروعاص و خراج مصر نداشته باشید!»

.........

1جلجل صدای زنگ شتر را می گویند و عمروعاص در آخر قصیده خطاب به معاویه می گوید نگذار این شتر گردنش تکان بخورد و صدای جلجل بلند شود که آبروی تو می رود  .

بخشی از قصیده جلجلیّه به زبان عربی و ترجمه فارسی آن در ادامه مطلب آورده شده است.


ادامه مطلب

طبقه بندی: از هر دری،  گوناگون،  تلنگر، 
برچسب ها: عمروعاص، قصیده غدیریه، جلجلیه، عبرت، بصیرت،  

تاریخ : دوشنبه 15 آبان 1391 | 10:54 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

پرسش از آقا،پاسخ از شما،حاشیه از من!(1)

سلام

به نظرم رسید که پرسش های مطرح شده توسّط امام خامنه ای (حفظه الله تعالی) در دیدار جوانان خراسان شمالی با ایشان را در این پست قرار بدهم تا هم نصب العین ما باشد و در پیچ و خم زندگی به دست فراموشی سپرده نشود و هم با مشارکت اندیشه های مختلف و سلیقه های فکری گوناگون به دنبال جوابی در حدّ توان و ظرفیّت فکریمان برای آنها باشیم و این نکته را هم متوجّه هستم که هر کدام از پرسش ها قابلیّت جوابی در حدّ یک مقاله و حتّی بالاتر از مقاله تا سطح پایان نامه و کتاب را دارد ولی از آنجا که" سنگ بزرگ نشانه نزدن است" به نظرم در گام اوّل می توان با مطالعه این پرسش ها  و تعمّق در آنها و جواب دادن در حدّ خودمان به این پرسش ها ، گام عملی و مفیدی را در این زمینه برداشت .برای رسیدن سریعتر و بهتر به مقصودمان طبق پیشنهاد دوستان پرسش ها را در چند پست جداگانه متناسب با موضوعات پرسش ها قرار می دهم. از همکاری شما پیشاپیش تشکّر می کنم.   

     بخش اول: پرسش های پیرامون  کار و تولید                                                                                                                                                   

1. چرا فرهنگ کار جمعى در جامعه‌ى ما ضعیف است؟ این یک آسیب است. با اینکه کار جمعى را غربى‌ها به اسم خودشان ثبت کرده‌اند، اما اسلام خیلى قبل از اینها گفته است: «تعاونوا على البرّ و التّقوى»،یا: «و اعتصموا بحبل اللّه جمیعا».یعنى حتّى اعتصام به حبل‌اللّه هم باید دسته‌جمعى باشد؛ «و لا تفرّقوا»

پاسخ دوستان:

1- عادت به تنبلی 2- دوری از اسلام 3- مسئولیت پذیری افراد پایین اومده و صفتی به نام زرنگی و یا شاید بهتر بتوان گفت سیاست کاری جای آن را گرفته است. 4- شاید خیلی به هم اعتماد نداریم متاسفانه

2. بعضى‌ها با داشتن توان کار، از کار میگریزند؛ علت کارگریزى چیست؟

پاسخ دوستان: 

1- عدم شناخت درست فرد و توانایی آن توسط مدیران2 - عدم شایسته سالاری در مسئولیت ها 3 - عدم رعایت سلسله مراتبی در سازمانها برای اخذ سمت ها 4- عدم توجه به احتیاجات جسمی و روحی یک کارمند 5- اهمیت ندادن به فکر و اندیشه افراد توانمند و خلاق 6- دیکته وار عمل کردن سازمانها ( آنچه را کل گفت جزء را اطاعت لازم است ) پس خلاقیت برای سازمانهای زیربط معنا ندارد 7- عدم سیستم پاداش در ادارات 8- نبود امکانات و منابع و حمایت مورد نیاز از طرف مدیران جهت نوآوری و خلاقیت کارکنان 9- چون همیشه فکر می کنیم حق با ماست وعدم تواضع، مانع از ارائه توانمندی ها به نحو احسن می شود.(در یک کلام خودخواهی) 10- عدم اشتیاق و علاقه به شغل انتخابی به دلایلی مثل کنکور، توقع بیش از حد خانواده 11-  مردم کمتر از مفاهیمی چون حق الناس وکم و کیف بدست اوردن پول حلال اگاهی دارند.

3. وجدان کارى در جامعه چقدر وجود دارد؟

پاسخ دوستان:

1- ایمان ها کمتر شده که وجدان کمتر شده است. 2- خیلی کم البته نه همیشه

4. محکمکارى در تولید چقدر وجود دارد؟ تولید کیفى در بخشهاى مختلف، چقدر مورد توجه و اهتمام است؟

1- خیلی ضعیف متاسفانه

5.چرا به ما میگویند که ساعات مفید کار در دستگاه‌هاى ادارى ما کم است؟ هشت ساعت کار باید به قدر هشت ساعت فایده داشته باشد؛ چرا به قدر یک ساعت یا نیم ساعت یا دو ساعت؟ مشکل کجاست؟

1- مشکل اصلی که تمام این موارد را در بر می گیرد، به نظرم عدم فرهنگ سازی اصولی و توجه کم به فرهنگ کار جمعی وعدم آموزش آن به کودکان،نوجوانان وجوانان در سنین پایین تر ست. نمی توان یکدفعه انتظار داشت بدون هیچ پایه ریزی وبرنامه ای مدون ، به نتیجه ای مطلوب در آینده برسیم! 2- چون یک کارمند میدونه که چه کار خوب و درست انجام بده و چه کار غیر مفید کنه در مقدار حقوق ماهیانه اش تاثیری نداره و کم نمی شه .

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=21252




طبقه بندی: ولایت فقیه،  تلنگر،  زندگی اسلامی، 
برچسب ها: مطالبات رهبری، سبک زندگی، خراسان شمالی، فرهنگ کار جمعى، کارگریزى، وجدان کارى، ساعات مفید کار،  

تاریخ : یکشنبه 30 مهر 1391 | 07:06 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

تفاوت ره بین...




طبقه بندی: گوناگون،  تلنگر، 
برچسب ها: تفاوت ره، وطن پرستی،  

تاریخ : شنبه 22 مهر 1391 | 11:40 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

خاورمیانه ممنوع!

من اصرار دارم این منطقه را «غرب آسیا» بگویم، نه خاورمیانه. تعبیر خاور دور، خاور نزدیك، خاور میانه درست نیست. دور از كجا؟ از اروپا. نزدیك به كجا؟ به اروپا. یعنى مركز دنیا اروپاست؛ هر جائى كه از اروپا دورتر است، اسمش خاور دور است؛ هر جا نزدیكتر است، خاور نزدیك است؛ هر جا وسط است، خاورمیانه است! این تعریفى است كه خود اروپائى‌ها كردند؛ نه، ما این را قبول نداریم. آسیا یك قاره‌اى است؛ شرقى دارد، غربى دارد، وسطى دارد؛ ما در غرب آسیا قرار داریم. بنابراین منطقه‌ى ما اسمش منطقه‌ى غرب آسیاست، نه منطقه‌ى خاورمیانه.
بیانات امام خامنه ای در دیدار اساتید دانشگاه‌
۱۳۹۱/۰۵/۲۲





طبقه بندی: ولایت فقیه،  تلنگر، 
برچسب ها: خاورمیانه، غرب آسیا،  

تاریخ : جمعه 31 شهریور 1391 | 07:53 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

جایگاه فرهنگ سازی



"آینده سازان طاغوتی"


این هم عکس لباس فرم کراوات دار پیش دبستانی  یکی از شهرهای ایران در سال 1391 می باشد. قضاوت با شما!

پیش جواب:

اشکال نفرمایید که چرا عکس را با دستان لخت گذاشته ام . این لباس آستین کتفی با روپوش است که جالبه که معلم آنها در محیط مختلط مهد کودک می گوید می توانند روپوش های خودشان  را در بیاورند!



طبقه بندی: از هر دری،  گوناگون،  تلنگر،  زندگی اسلامی، 
برچسب ها: فرهنگ سازی، تربیت، آینده، آینده سازان،  

تاریخ : جمعه 17 شهریور 1391 | 09:54 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

خنده فرشتگان!

رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) از حضرت جبرئیل (علیه السلام) سوال نمود که آیا فرشتگان خنده و گریه دارند ؟  جبرئیل (علیه السلام) عرض كرد: بله!
)
یکی از آنجاهائی که فرشتگان می خندند ) زمانی است که زن بی حجاب و بد حجابی می میرد ، و بستگان او را در قبر می گذارند و روی آن زن  را با خشت و خاک می پوشانند تا بدنش دیده نشود . فرشتگان می خندند و می گویند : تا وقتی که جوان بود و با دیدنش هرکسی را تحریک می کرد و به گناه می انداخت ( پدر و مادر و شوهرش و ... از خود غیرت نشان ندادند ) و او را نپوشاندند ، ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند او را می پوشانند .
منبع : مواعظ العددیه : ص 90 ، فوائد الرضویه : ص 563 . از مرحوم شیخ عباس قمی

پی نوشت

حجاب مانند اولین خاكریز جبهه است
كه دشمن برای تصرف سرزمینی، حتماً ‌باید اول آن را بگیرد!.
"علّامه شهید مطهری"(ره)




طبقه بندی: گوناگون،  معارف دینی،  تلنگر، 
برچسب ها: خنده؛فرشتگان،  

تاریخ : چهارشنبه 1 شهریور 1391 | 04:58 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

قرآن به سر...؟

خدای مهربانم
.
.
.
.
.
این شب ها، آن هنگام که کتابت را بر سر می گیرم کاری کن که نیزه نباشم
...

امام صادق سلام الله علیه

اَلتَّقدیرُ فی لَیلَةِ تِسعَ عَشرَةَ وَالإِبرامُ فی لَیلَةِ إحدى و عِشرینَ وَالإِمضاءُ فی لَیلَةِ ثَلاثٍ و عِشرینَ؛

تعیین مقدّرات در شب نوزدهم، تأیید آن در شب بیست و یكم و امضاى آن در شب بیست و سومِ [ماه رمضان] انجام مى‏شود

ماه خدا ج2، ص 788، ح 684

پی نوشت

چرا شب قدر از هزار ماه بهتر است؟ هزار ماه هشتاد و چند سال است. برای امّتی که عمر طولانی امّت های پیشین را ندارد این یک شب مصداق "راه هزار ساله را یک شبه رفتن" است . یا به اندازه مدّت حکومت شجره خبیث و ملعون بنی امیه است که پیامبر در خواب دید که میمون ها از منبر او بالا می روند و از جبرییل در مورد تعبیر آن خواب پرسید؛ عرضه داشت که بنی امیه، میمون باز میمون صفت هستند که خلافت را غصب می کنند و آن را موروثی می کنند؛ پیامبر ناراحت شد و خداوند برای او سوره قدر و کوثر را فرستاد که ای پیامبر ناراحت نباش تو با شب قدر و حضرت زهرا سلام الله علیها همه آنچه بنی امیه رشته اند را پنبه می کنی و تا قیامت با شجره طیبه فاطمی نقشه های دشمنان اسلام را نقش بر آب می کنی.

در این شب سرنوشت ساز از همه دوستان التماس دعای ویژه دارم.

المپیک بندگی هم شروع شده

امیدوارم تو این سه شب

هممون طلا بگیریم





طبقه بندی: تلنگر،  مناسبت ها، 
برچسب ها: شب قدر، قرآن به سر،  

تاریخ : پنجشنبه 19 مرداد 1391 | 05:47 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

حق بر گردن شیطان!

حدیث جالبى از امام باقر(علیه السلام) نقل شده است که فرمود:
« هنگامى که حضرت نوح به قوم خود نفرین کرد و هلاکت آنها را از خدا خواست و طوفان و سیل همه را در هم کوبید؛ ابلیس نزد او آمده گفت: تو حقى بر گردن من دارى که من مى خواهم آن را تلافى کنم!
نوح (در تعجب فرو رفت) گفت: بسیار بر من گران است که حقى بر تو داشته باشم، چه حقى؟!
گفت: همان نفرینى که درباره قومت کردى و آنها را غرق نمودى، و احدى باقى نماند که من او را گمراه سازم، بنابراین من تا مدتى راحتم، تا زمانى که نسل دیگرى به پاخیزند و من به گمراه ساختن آنها مشغول شوم.
نوح (با این که حداکثر کوشش را براى هدایت قوم خود کرده بود، در عین حال ناراحت شد و) به ابلیس گفت: حالا مى خواهى چه جبرانى بکنى؟
گفت:

در سه موقع به یاد من باش! که من نزدیک ترین فاصله را به بندگان در این سه موقع دارم:
هنگامى که خشم، تو را فرا مى گیرد به یاد من باش!
هنگامى که میان دو نفر داوری مى کنى به یاد من باش!
و هنگامى که با نامحرمی تنها هستى و هیچ کس در آنجا نیست باز به یاد من باش!»

پی نوشت:

آیا تا به حال به این مساله فکر کرده ایم که شیطان ممکن است به ما هم گفته باشد تو بر گردن من حقّ پیدا نمودی! فلان روز در مسجد و مدرسه و محیط اجتماع با فلان جوان و نوجوان و حتّی کودک بد و گاهی سرد برخورد کردی و به بهانه قیافه متفاوت او و لباس و سر وضعش و همرنگ نبودن با ما و به بهانه امر به معروف و نهی از منکر بی حساب و کتاب و بی قاعده او را از مسجد و دین بیزار کردی و بر او فخر فروختی و کار من را راحت کردی چون من باید سالها نقشه می ریختم تا او را از دین و ارزشها دور کنم. در محیط خانه به اسم اصلاح فرهنگ خانواده جوان خود را از خانه فراری دادی و او را در دام شیطان و شیطان صفتان انداختی! و هزاران خدمت از این دست...

دعا نوشت

خدایا همه خدمتهایی که دانسته و ندانسته به شیطان کردیم را ببخش و بیامرز!




طبقه بندی: تلنگر،  زندگی اسلامی، 
برچسب ها: شیطان، خدمت، دفع حداکثری،  

تاریخ : دوشنبه 16 مرداد 1391 | 04:51 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

سایه شیطان بر کعبه

تاریخ : دوشنبه 9 مرداد 1391 | 03:01 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

نرم افزار محاسبه نفس

هدف از طراحی این نرم افزار ثبت خوبی ها و بدی هایی که کاربر در در هر روز انجام داده ، جهت محاسبه نفس و ارزیابی رفتار خود می باشد . به کمک این نرم افزار کاربر قادر است تا ویژگی های و خصوصیات رفتاری دلخواه خود ( فضایل و رذایل اخلاقی ) را در نرم افزار مشخص نماید.


امکانات این نرم افزار +دانلود


امام علی علیه‏ السلام :

مَن حاسَبَ نفسَهُ وَقَفَ علی عُیُوبِهِ؛

هر کس به حساب نفس خود رسیدگی کند به عیبهایش آگاه شود.





طبقه بندی: هدیه ناقابل،  زندگی اسلامی،  تلنگر، 
برچسب ها: محاسبه نفس، نرم افزار، یادآوری،  

تاریخ : یکشنبه 18 تیر 1391 | 01:26 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

معادله چند مجهولی!

هواپیمایی با یک و نیم برابر سرعت صوت از ارتفاع ده متری سطح زمین، ماشین لندکروزی را که با سرعت درجاده مهران – دهلران حرکت می نماید، مورد اصابت موشک قرار می دهد،
اگراز مقاومت هوا صرف نظر شود. معلوم کنید کدام تن می سوزد؟
کدام سر می پرد؟
چگونه باید اجساد را از درون این آهن پاره له شده بیرون کشید؟
چگونه باید آنها را غسل داد؟
چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش کنیم؟
چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش کنیم؟
چگونه می توانیم در شهرمان بمانیم و فقط درس بخوانیم.
چگونه می توانیم درها را به روی خود ببندیم و چون موش در انبار کلمات کهنه کتاب لانه بگیریم؟
کدام مسئله را حل می کنی؟ برای کدام امتحان درس می خوانی؟
به چه امید نفس می کشی؟ کیف و کلاسورت را از چه پر می کنی؟
از خیال، از کتاب ، از لقب شاخ دکتر یا از آدامسی که هر روز مادرت درکیفت می گذارد؟
کدام اضطراب جانت را می خورد؟
دیر رسیدن به اتوبوس، دیر رسیدن سر کلاس، نمره گرفتن؟
دلت را به چه چیز بسته ای؟ به مدرک، به ماشین، به قبول شدن در حوزه فوق دکترا؟
صفایی ندارد ارسطو شدن خوشا پر کشیدن، پرستو شدن

دست نوشته ی شهید احمد رضا احدی رتبه اول کنکور پزشکی سال 64؛ساعتی قبل از شهادت




طبقه بندی: تلنگر،  شهدا، 
برچسب ها: معادله چند مجهولی،  

تاریخ : دوشنبه 12 تیر 1391 | 01:18 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

عنوان از شما


عنوان های پیشنهادی دوستان:
1-بدون شرح
2-شرح این عاشقی ننشیند در سخن...
3-عشقی که خیلی ها نمی فهمند .
4-"دهقانهای فداکار "
5-یادگار جبهه های عاشقی
6-کاش این تلنگر ها برایمان ابدی میشد !
7-چه کسی می تواند جای این پا، پا بذارد
8-"یکی میشه دست و دیگری پا و کامل میشوند!
9-ما همچنان ایستاده ایم، بعضی با دو پا، بعضی با یک پا، بعضی بدون پا



طبقه بندی: تلنگر، 
برچسب ها: جانباز، شهید زنده،  

تاریخ : چهارشنبه 7 تیر 1391 | 07:40 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

تعداد کل صفحات : 5 ::      1   2   3   4   5  



  • paper | ایکس باکس | خرید بک لینک فالو
  • خرید آگهی رپرتاژ | ایران بلاگ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic