پا جای پا - مطالب مناسبت ها
لینک های وب

نورٌ علی نور

ولادت با سعادت رسول مهربانی و امام صادق علیهما السلام احیاگر شریعت ناب محمّدی مبارک باد.



با آمدنت قرار دل ها آمد

محبوبترین نگار دل ها آمد

این نور محمد است و فجر صادق

با عطر دو گل بهار دل ها آمد





طبقه بندی: مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: پیامبر خاتم، امام صادق، شریعت ناب، 17 ربیع الاول، هفته وحدت، 12 ربیع الاول،  

تاریخ : سه شنبه 10 بهمن 1391 | 08:08 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

یک تأمّل!

مرحوم شیخ صدوق در كتاب ارزشمند علل الشرایع و مرحوم مجلسی در بحار الانوار این حدیث را به صورت حدیثی مسند از ابن عباس آورده اند و آن عبارت از این است که پیامبر اکرم روزی در مسجد قبا در جمع عده زیادی از اصحابش فرموند: «اول من یدخل علیکم الساعة رجل من اهل الجنه» یعنی اولین کسی که هم اکنون بر شما وارد می شود، مردی از اهل بهشت است. پس چند نفر که این مطلب را شنیدند از یک در مسجد خارج شدند تا از در دیگر وارد شوند و اول کسی باشند که مستحق بهشت گردند.پیامبر که متوجه این موضوع شدند، به عده ای که در مسجد باقی مانده بودند، فرمودند: «إنه سیدخل علیکم جماعه یستبقون فمن بشرنی بخروج آذار فله الجنه» یعنی هم اکنون عده زیادی از در مسجد وارد می شوند، تنها کسی که مرا به پایان ماه آذار خبر دهد، او اهل بهشت است. پس آن عده برگشته و وارد مسجد شدند در حالی که ابوذر در بین آنها بود.


پیامبر از آنان پرسید: «فی أی شهرٍ نحن من شهور الرومیه؟ یعنی در کدام ماه از ماههای رومی قرارداریم؟ آن حضرت فقط پرسیدند در کدام ماه از ماههای رومی قرارداریم؟ تنها ابوذر گفت: یا رسول الله از ماه آذار خارج شده ایم. پیامبر فرمود: ابوذر، این را می دانستم ولیکن دوست داشتم اصحاب من مردی را که اهل بهشت است بشناسند.{علل الشرایع،ج1ص176}
صحبت رسول خدا صلی الله علیه و آله در این زمان در مورد تبیین صفات مومنین بود و برای آوردن شاهد با علم لدنی خود اشاره کردند که اولین کسی که از در مسجد وارد شود او چنین صفاتی را داشته و اهل بهشت خواهد بود؛ اما چون متوجه تحرکات عده ای از اصحاب شدند این مطلب را که «هرکس مرا به خروج ماه آذار خبر دهد او اهل بهشت است» شرطی برای معرفی چنین شخصی یادآور شدند؛
لذا قول پیامبر صلی الله علیه و آله تنها در همان زمان و مکان به عنوان شرطی برای معرفی مرد بهشتی دارای مفهوم است و نه به معنای مطلق آن در همه زمانها و مکانها.
عزیزان با توجه به حدیث نقل شده میبینیم هدف پیامبر از این حدیث تنها برای بیان مقام والا و بهشتی حضرت ابوذر بوده و دلالتی بر تبریک ماه ربیع و خروج ماه صفر ندارد .




طبقه بندی: معارف دینی،  تلنگر،  مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: ماه ربیع الاول، تبریک، بهشت، بشارت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم،  

تاریخ : یکشنبه 24 دی 1391 | 11:21 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

ما رأیتُ إلّا جمیلاً

اگر شعائر الهی، ماندگاری اش را مدیون امام حسین(علیه السلام)است، شور عاشورا الی الابد بدهکار «زینب(سلام الله علیها)» است. «کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود»، اگر چه شعر است، اما سخن بسیار حکیمانه ای است. همان نسبتی که عاشورا با دین خدا دارد، اربعین با عاشورا دارد. فردا اربعین است، و اربعین یعنی «زینب(سلام الله علیها)». اربعین ۴۰ روز بعد از کربلا باشد یا سال بعدش، چه اهمیتی دارد؟! اربعین، استعاره ای از صبر، استقامت و ایستادگی آن خانمی است که خودش به اسارت رفت، اما لحظه ای اجازه نداد، خون برادر، اسیر دستگاه روسیاه شام شود. تعریف «زینب(سلام الله علیها)» از کربلا آنقدر دقیق و شجاعانه و حماسی و زیبا بود که برای همیشه جلوی تحریف خون خدا را گرفت. در جنگ روانی دشمن، هنوز هم حرف ما این است: «ما رایت الا جمیلا». ما در عاشورا، درسی از امام حسین(علیه السلام)آموخته ایم و در اربعین، درسی از خانم زینب(سلام الله علیها).


ادامه مطلب

طبقه بندی: اهل البیت علیهم السلام،  مناسبت ها، 
برچسب ها: اربعین، امام حسین، حضرت زینب، عقیله بنی هاشم، حسین قدیانی،  

تاریخ : چهارشنبه 13 دی 1391 | 10:09 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

خوشتر آن باشد که سرّ دلبران...

تاثیر شخصیت امام حسین (علیه السلام)و فداکاری هایشان در روز عاشورا، به حدی است که حتی اندیشمندان و متفکران بزرگ جهان بالاخص در جهان غرب نیز از این تاثیر بی بهره نبوده اند،به نحوی که بسیاری از آن ها در کتب و نوشته های خود نسبت به ابعاد شخصیتی آن حضرت اظهار شگفتی کرده اند. برای روشن شدن این امر بخش هایی از اظهارات برخی از این اندیشمندان و بزرگان جهان را نقل می کنیم:



آنتوان بارا، اندیشمند مسیحی و ادیب سوری می نویسد: اگر حسین (علیه السلام) از آنِ ما بود، در هر سرزمینی برای او بیرقی بر می‌افراشتیم و در هر روستایی، برای او منبری برپا می‌كردیم و مردم را با نام حسین به مسیحیّت فرا می‌خواندیم.

توماس کارلایل، مورخ و اندیشمند اسکاتلندی می نویسد:بهترین درسی که از تراژدی کربلا می گیریم، این است که حسین(علیه السلام) و یارانش به خدا ایمان استوار داشتند. آن ها با عمل خود روشن کردند که کمبود عددی در جایی که حق و باطل رو به رو می شوند،اهمیت ندارد و پیروزی حسین(علیه السلام) با وجود اقلیتی که داشت، باعث شگفتی من است.

چارلز دیکنز، نویسنده معروف انگلیسی می نویسد: اگر منظور حسین(علیه السلام)جنگ در راه خواسته‌های دنیایی بود، من نمی‌فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنین حكم می‌كند كه او فقط به خاطر اسلام فداكاری خویش را انجام داد.

ادوارد براون پروفسور و مستشرق انگلیسی عنوان می کند: آیا قلبی پیدا می شود که وقتی درباره کربلا سخن می شنود، آغشته با حزن و الم نگردد؟حتی غیر مسلمانان هم نمی توانند پاکی روحی که در این جنگ اسلامی در تحت لوای آن انجام گرفت را انکار کنند .


ادامه مطلب

طبقه بندی: اهل البیت علیهم السلام،  مناسبت ها،  معارف دینی،  گوناگون، 
برچسب ها: امام حسین علیه السلام، دیدگاه دانشمندان و اندیشمندان غربی، قدرشناسی،  

تاریخ : یکشنبه 10 دی 1391 | 08:42 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

پایان پیروزمندانه هشت ماه دفاع مقدس



9 دی نور ایمان منجلی بود

9 دی ذکر لبها یا علی بود

9 دی روز مرگ اهل فتنه

9 دی روز بیعت با ولی بود

×××

نماد صبر و عزت بود آن روز

شکوه استقامت بود آن روز

تمام نقشه ها شد نقش بر آب

تجلی بصیرت بود آن روز

×××

9 دی روز حق، روز خدا بود

شکوه غیرت اهل ولا بود

دم «یا لیتنا کنّا معک» داشت

9 دی «کلّ ارض کربلاء» بود


ضرورت لحظه شناسی از دیدگاه امام خامنه ای حفظه الله تعالی





طبقه بندی: ولایت فقیه،  مناسبت ها،  مردم سالاری دینی،  زندگی اسلامی، 
برچسب ها: 9 دی، ریشه کن کردن فتنه 88، 8 ماه دفاع مقدس، عاشورا، اصل ولایت فقیه، عمارها،  

تاریخ : شنبه 9 دی 1391 | 08:44 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

روز و شب گریه کن روضه یک مسمار است

حرف ناگفته چشمان ترش بسیار است

اشک او راوی یک عمر غم و آزار است

روز و شب گریه کن روضه یک مسمار است

قلب او زخمی از ضرب در و دیوار است

داغ هایی که کشیده است همه معروف است

پس ببخشید اگر روضه من مکشوف است

 

در نماز شب و هنگام دعا می گرید

صبح با گریه او باد صبا می گرید

یاد آن کوچه و بی چون و چرا می گرید

بعد چل سال به یادش همه جا می گرید

قصد این بار من از شعر که آقا بوده

قسمت انگار کمی روضه زهرا بوده

 

زهر در تن، نه که از غم جگرش می سوزد

یاد مادر که بیفتد به سرش می سوزد

غرق آتش در و پروانه پرش می سوزد

از همان روز حسن با پدرش می سوزد

کودکی بود ولی رنج پدر پیرش کرد

غم مادر دگر از زندگی اش سیرش کرد

 

نه فقط زخم زبان از همه مردم بوده

زهر در بین غم و غربت او کم بوده

قاتلش آتش و آن خانه و هیزم بوده

دست سنگین همان کافر دوم بوده

ابتدا چادر مشکی حرم سوخته بود

بعد هم تیر کفن را به بدن دوخته بود

 

داشت آن روز به لب روضه ای از سر می خواند

قصهٔ درد و غم و غربت حیدر می خواند

داشت از سوز جگر روضهٔ مادر می خواند

بعد هم روضهٔ جانسوز برادر می خواند

چشمش افتاد به چشمان برادر، با آه

گفت لا یوم کیومک به ابا عبدالله

 

«دل من دست خودش نیست اگر می شکند»

قصه کرببلای تو کمر می شکند

دل زینب هم از آن رنج سفر می شکند

بر سر دیدن تو شام چه سر می شکند

صوت قرآن تو در شام شنیدن دارد

چوب دست از لب و دندانت اگر بردارد

مهدی چراغ زاده
دیگری نوشت:

از دیرباز در حوزه هزار ساله نجف اشرف هفتم صفر را روز شهادت امام مجتبی علیه السلام می دانند و شیعیان عراق و سایر کشورها نیز در این روز برای سبط اکبر؛ امام مجتبی علیه السلام اقامه عزا می کنند اما در ایران شهادت سبط اکبر بیست و هشتم صفر است همزمان با رحلت پیامبر اعظم. چرا؟ به دلیل اختلاف روایت؛ دو قول برای روز شهادت امام حسن مجتبی نقل شده است
:
۱. بیست و هشتم صفر؛ بر اساس نقل شیخ کلینی و شیخ مفید و شیخ طبرسی. رضوان الله علیهم
۲. هفتم صفر ؛بر اساس نقل شهید اول ، کفعمی ، شیخ بهایی ، علامه مجلسی ، مرحوم صاحب جواهر ، شیخ کاشف الغطاء و محدث قمی. رضوان الله علیهم
هرچند حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی موسس معظم حوزه علمیه قم فقط هفتم صفر برای امام مجتبی اقامه عزا می کردند و
به امر ایشان در آن روز بازار هم برای اقامه عزا تعطیل می شده و هنوز هم در برخی از بیوت مراجع در قم روز هفتم صفر برای امام مجتبی روضه برپا می شود اما همچنان در تقویم رسمی کشور هفتم صفر روز ولادت امام موسی بن جعفر علیهما السلام درج می شود که بنابر برخی پژوهش های انجام شده قطعا ماه ولادت ایشان ذی الحجه است و هفتم صفر ولادت آقا موسی بن جعفر سلام الله علیه نیست!
  و اگر هم ولادت باشد نکته مهم این است که محرم و صفر ماه حزن اهل بیت است و بسیاری از بزرگان ما مانند استاد فقید ما آقای مجتهدی رحمه الله تقیّد داشتند که در روز هفتم صفر مجلس روضه تشکیل شود و روضه امام مجتبی یا امام کاظم خوانده شود و تاکید می کردند این روزها حتی اگر تولد امام معصوم هم باشد، روز سرور نیست، روزهای اسارت اهل بیت امام حسین و ماه حزن است! و نکته جالبی که می فرمودند این بود که "چون ناصرالدین شاه تولدش در این روز بود و برای اینکه روز تولدش مصادف با شبِ وفات امام جسن مجتبی نباشد تا بتوانند جشن بگیرند این دست کاری را در تقویم کرده اند." که در حد یک احتمال می شود پذیرفت اما قابل تامل است چون واقعا تولد او در همین روز ششم صفر۱۲۴۷ هجری قمری بوده و قبل از آن قول بیست و هشتم مرسوم نبوده و الان هم فقط منحصر به ایران است!
به هر حال سیره مراجع عظام و نظرشان در مورد جشن در ماه صفر همین است و عموم آنها با برگزاری مجلس شادی در ماه صفر که ماه حزن اهل بیت است مخالف هستند.
  چقدر خوب است که فقط یک روز یعنی هفتم صفر -با توجه به قوت این قول- به شهادت امام مجتبی اختصاص داده شود تا هم با سایر شیعیان هماهنگ شویم و هم در ایام آخر صفر مجال کافی برای طرح مباحث هویتی و اعتقادی در مورد رسول خدا صلی الله علیه و آله باشد و هیچ یک از دو مناسبت، در یک روز، تحت الشعاع دیگری قرار نگیرد. (به نقل از حجت الاسلام شهاب مرادی)





طبقه بندی: مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: 7صفر، شهادت کریم اهل بیت، امام مجتبی، سم، جعده ملعون،  

تاریخ : پنجشنبه 30 آذر 1391 | 10:50 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

آیا امام حسین علیه السلام دختری به نام رقیه داشته است؟!

1. سلیمان بن ابراهیم قندوزى حنفى در كتاب خود به نام «ینابیع الموده» در جلد دوم، بابى دارد در شهادت حضرت امام حسین (علیه السلام). در این باب، از «مقتل ابى محتف» مطالبى را درباره امام حسین (علیه السلام) آورده است. در صفحه 416 جلد دوم چاپ هفتم، سال 1371 هجرى شمسى، از انتشارات «الشّریف الرّضى» قم، چنین مى ‏گوید: «و من كلام له عند وداعه مع اهله: اللهم انك شاهد على هؤلاء القوم الملاعین انّهم عمدوا ان لا یبقون من ذریة رسولك ثم نادى: یا امّ كلثوم و یا سكینة و یا رقیّه و یا زینب یا اهل بیتى علیكنّ منّى السّلام» (امام حسین علیه السلام هنگام وداع با اهلش رقیه را هم مورد ندای خویش قرار می دهد 

در جلد یازدم «احقاق الحق»، ملحقات، در ص 633، متن «ینابیع الموده» را آورده است و گفته است كه در «ینابیع الموده»، ص 346 چنین آمده است: «یا ام كلثوم و یا سُكَینة و یا رقیه و یا عاتكة و یا زینب» كتاب احقاق الحق، نوشته قاضى نور الله حسینى مرعشى شوشترى است. حضرت آیةالله نجفى مرعشى، بر این كتاب تعلیقات و ملحقاتى دارد.

2. در «كشف الغمه» جلد دوم، چاپ اول، تبریز، 1381 هجرى قمرى، ص 38 مى ‏گوید: قال كمال الدین: كان له من الاولاد ذكورا و اناثا عشرة، ستة ذكور و اربع اناث.

كمال الدین مى ‏گوید: امام حسین ده فرزند داشت. شش پسر و چهار دختر. كمال ‏الدین از دخترها زینب، فاطمه و سكینه را نام برد و چهارمى را نام نمى ‏برد(1)


ادامه مطلب

طبقه بندی: علما،  مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: رقیّه، دختر امام حسین علیه السلام، انکار، تشکیک،  

تاریخ : چهارشنبه 29 آذر 1391 | 09:53 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

نیایش شانزدهم



خداوندا اگر چنان گریه کنم که مژگانم بریزد،
چنان بنالم که صدایم در نیاید،چنان برابرت بایستم که پایم آماس کند،
چنان رکوع کنم که استخوان پشتم بشکند،
چنان سجده کنم که چشمم از کاسه در آید
و اگر در تمام عمر جز خاک زمین نخورم
و جز آب گل آلوده ننوشم
و اگر در خلال این احوال، چنان ذکر تو گویم که زبانم لال شود
و اگر از شرم نگاه تو، رو به آسمان نکنم،
باز شایسته آن نیستم که حتی یک گناه از نامه عمل من پاک کنی.




طبقه بندی: زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام،  مناسبت ها،  معارف دینی، 
برچسب ها: نیایش 16، صحیفه سجادیه، امام سجاد،  

تاریخ : دوشنبه 20 آذر 1391 | 09:38 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

قدّت کمان، ولـی نفست تیر می‌شود

غـم بـا ارادۀ تــو زمینگیـر می‌شـود

قدّت کمان، ولـی نفست تیر می‌شود

آیات صبـر بـر در دروازه‌هــای شـام

با خون ساق پـای تـو تفسیر می‌شود

بشکن به پیش اهل ستم بغض خویش را

وقتی شکست، بغض تو تکبیر می‌شود

قـد تـو زیــر بـار فـراق پــدر خمید

دردانـۀ سـه‌ ساله چـرا پیـر می‌شود؟


تنهـا نـه بـا خطابه که با غیرت شما

آه سـه‌ سالـه تیغـۀ شمشیـر می‌شود

خواندند خارجـی و نگفتند وصف تو

تفسیر قـدر و کوثر و تطهیر می‌شود

اطفال شـام، سیر ز نان‌اند و ای عجب

طفل شما به شام ز جان سیر می‌شود

خون دلی که کرب‌ و‌ بلا شد نصیب تو

جـاری ز جـای حلقـۀ زنجیر می‌شود

گـر آسمـان نگـاه بـه زخـم تنت کند

بـر خاک، اوفتـاده؛ زمینگیر مـی‌شود

"میثم!" ز اهل شام بپرس این همه ستم

با آل فاطمـه بـه چه تقصیر می‌شود؟




طبقه بندی: مناسبت ها،  زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: 25 محرم، شهادت امام سجاد علیه السلام، گریه، 18یوسف، سر بریدن، یعقوب، سازگار،  

تاریخ : دوشنبه 20 آذر 1391 | 09:26 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

خطّ کوفی!



امان از دل زینب (سلام الله علیها)

هر که با هر چه به دستش می رسید

روی قرآن، خطِ کوفی می کشید!

.............................

کوتاه کن کلام ... بمــاند بقیه اش

مرده است احترام ... بمــاند بقیه اش

از تیرهای حرمله یک تیــر مانده بود

آنهم نشد حــرام ... بمـاند بقیه اش

هر کس که زخمی از پدرش خورده ، قتلگاه

آمد به انتقـام ... بمــاند بقیه اش

شمشیــرها شکسته شدو تیرها تمام

شد نوبت خیــام ... بماند بقیه اش

گویا هنـــوز باور زینب نمی شود

بر سینه ی امـام؟ ... بماند بقیه اش

رو کـرد در مدینه که یا ایها الرسول

یا فاطمــه! سلام ... بماند بقیه اش

از قتلگاه آمــده شمـر و ز دامنش

خـون علی الدوام ... بماند بقیه اش

سر رفت آه، بعد هم انگشت رفت، کاش

از پیکـر امــام... بمــاند بقیه اش

حالا قرار هست کجـاها رود سـرش

از کوفــه تا به شام ... بماند بقیه اش

تنها اشاره ای کنم و رد شـوم از آن

از روی پشت بام ... بمــاند بقیه اش

قصه به" سر " رسید و تازه شروع شد

شعــرم نشد تمام  ... بماند بقیه اش




طبقه بندی: مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: حضرت زینب، عقیله بنی هاشم، قرآن ناطق، خطّ کوفی، امام حسین علیه السلام،  

تاریخ : یکشنبه 19 آذر 1391 | 10:31 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

ما قیل عن الحسیـن (علیه السلام)


لا یقاس الحسین (علیه السلام)بالثوار، بل بالأنبیاء
ولا تقاس كربلاء بالمدن، بل بالسماوات
ولا تقاس عاشوراء بحوادث الدهر، بل بمنعطفات الكون

مع الحسین (علیه السلام)كل هزیمة انتصار
وبدون الحسین (علیه السلام)كل انتصار هزیمة

لأن قصة عاشوراء لم تكتمل فصولها، فإن ((كل یوم عاشوراء، وكل أرض كربلاء)).

أیها الناس .. إن الشهادة تزید فی أعمار المستشهدین، ألا ترون كیف أن "عبد الله الرضیع" یعتبر الیوم من كبار عظماء الرجال ؟

اعتمد الحسین (علیه السلام)على قوّة المنطق، واعتمد عدوه على منطق القوة، ولما سقطت قوة عدوه، انتصر منطق الحسین، وكان انتصاره ابدیا

قبل عاشوراء، كانت كربلاء اسماً لمدینة صغیرة، أما بعد عاشوراء فقد أصبحت عنواناً لحضارة شاملة

تمزقت رایته .. ولم تنكس
وتمزقت أشلائه .. ولم یركع
وذبحوا أولاده وإخوانه وأصحابه .. ولم یهن
إنها عزة الإیمان فی أعظم تجلیاتها

كان ما فعله الحسین (علیه السلام)وأصحابه صعباً علیهم : أن یقاتلوا أو یقتلوا .. ولكنهم لو لم یفعلوا ما صنعوا ، لكان علیهم أصعب.

الحسین (علیه السلام)لیس شخصاً، بل هو مشروع ..
ولیس فرداً، بل هو منهج ..
ولیس كلمة، بل هو رایة ..

لو شاء الحسین (علیه السلام)أن یعتذر عن الجهاد، لوجد كل الأعذار التی یتوسل ببعضها الناس للتقاعس عنه، وجدها مجتمعة، لكنه رآى الموت له عادة وكرامته من الله الشهادة
فأعلن الجهاد، وكان ذلك من أعظم إنجازاته

مهما قلناعن الحسین (ع)، ومهما كتبنا عنه، فلن نتجاوز فیه ما قاله رسول الله (ص) : ((مكتوب على ساق العرش: إن الحسین مصباح الهدى وسفینة النجاة)).

كلما حاولت أن اعبر عن الحسین (علیه السلام)بالكلمات، وجدت أن الكلمة عاجزة عن التعبیر عن نفسها فیه ..
قلت عنه أنه الحق ..
قلت أنه الكوثر ..
وقلت أنه الفضیلة ..
فوجدته أكثر من ذلك !
فرجوت الله تعالى أن یلهمنی كلمة یعبر عن حقیقة الحسین (ع)، فألهمنی أن أقول أن الحسین (علیه السلام).. هو الحسین (علیه السلام)وكفى ! ..


ادامه مطلب

طبقه بندی: مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: الحسین، عاشوراء، ما قیل عن العبّاس، ما قیل عن زینب،  

تاریخ : یکشنبه 12 آذر 1391 | 07:02 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

انبیا در طواف شش گوشه

 

شب جمعه کنار شش گوشه
دل من حالت عجیبی داشت
می شنیدم صدای قلبم را
چشم من حس بی شکیبی داشت

حرمش از ملائکه پر بود
انبیا در طواف شش گوشه
و ثواب هزار حج را داشت
به خدا هر طواف شش گوشه

شب جمعه ضریح اطهر او
غرق نور حضور فاطمه بود
به خودم آمدم و فهمیدم
بر لبم این نوا و زمزمه بود:

«شب های جمعه فاطمه ، با اضطراب و واهمه
آید به دشت کربلا ، گردد به دور خیمه ها
گوید حسین من چه شد ، نور دو عین من چه شد ... »

سمت پائین پا که می رفتم
ناگهان چشم‌های من تر شد
آنقدر اشک ریخت تا آخر
روضه خوان علی اکبر شد

یک به یک گفت روضه ها را تا
پای شش‌گوشه از نفس افتاد
آه گویا کنار پیکر او
حضرت عشق ناله سر می‌داد:

«جوانان بنی هاشم بیایید
علی را بر در خیمه رسانید ...»

از نگاه پر از تلاطم من
زمزم عشق و اشک جاری شد
آه از خیمه تا کنار فرات
عطش و داغ مشک جاری شد

خنکای شریعه هم می‌خواند
دم به دم از غریبی سقا
هم نفس با صدای موج فرات
مادری دم گرفته بود آنجا:

«سقای دشت کربلا اباالفضل
دستش شده از تن جدا اباالفضل ... »

آن طرف تر نگاه می‌کردم
شکوه و اشک و ناله و گله را
می شنیدم کنار غربت تلّ
دم به دم ضجه های سلسله را

ناگهان در حوالی گودال
محفل گریه های زینب شد
زینب آمد کنار شش‌گوشه
کربلا کربلای زینب شد

رفت قلبم کنار بالا سر
آه انگار سر به پیکر نیست
همه‌ی کائنات می‌لرزند
گوش کن این صدای خواهر نیست؟

«این کشته‌ی فتاده به هامون حسین توست
این صید دست و پا زده در خون حسین توست ... »

بانگ ندبه مرا به خود آورد
صبح جمعه رسیده بود از راه
دل من داشت «العجل» می خواند
در کنار ضریح ثارالله

یوسف رحیمی




طبقه بندی: مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: شش گوشه، شب جمعه، علقمه، نور دو عین،  

تاریخ : یکشنبه 12 آذر 1391 | 08:04 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

چشم گریان

چشم گریان

پیامبر اكرم صلّی الله علیه وآله

یا فاطِمَةُ! كُلُّ عَینٍ باكِیَةٌ یَومَ القِیامَةِ إلّا عَینٌ بَكَتْ عَلى مُصابِ الحُسَینِ؛

اى فاطمه! همه چشم‏ها در روز قیامت گریان است جز چشمى كه بر مصیبت‏هاى حسین بگرید

بحارالأنوار: ج 44، ص 293




طبقه بندی: مناسبت ها،  زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: اشک، امام حسین، کشته اشک، حضرت زهرا،  

تاریخ : پنجشنبه 9 آذر 1391 | 09:38 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

بوی غم می آید...



نمی دانم چرا در کوچه پس کوچه های دلم ، احساس می کنم گمشده ای داشته ام که نزدیک می شود

آیا بوی پیراهن یوسف من است که در فضای قلبم پیچیده ؟!


آیا لیلی بار دیگر هوای شکستن دل مجنون را دارد ؟!

چرا هوا ، باز هوای عاشقی شده ؟!

چرا زبانم .... زبان .... دلم میخواهد بگویم .... بگویم ..... حسین

ارباب ؟!

آیا این تویی که می آیی ؟ این قافله ی توست که به نینوا می رود ؟!

آیا اصغر تو توانسته با صدای قافله ، آرام بخوابد ؟



 رباب چه ذوقی می کند وقتی علی اصغرش می خندد ....

راستی حال عباس بن علی چگونه است ؟ عباسی که آرامش قلب خواهرت زینب است .....

هنوز هم با دیدن قد و بالای علی اکبرت یاد پیغمبر می افتی ؟

چه می گوییم .... مرا ببخشید . ... نمی دانم چرا اینها را گفتم . شاید دلم .... هوای حرم .... روضه و پرچم ... باز محرم ......

آری !!!! این بوی آشنا !!! بوی محرم ارباب است ....

دوباره پیراهن مشکی ....

دوباره هیئت و روضه .....

دوباره سینه زنی برای غربت دردانه زهرا .....

محرم سلام .... سینه زن سلام





طبقه بندی: تلنگر،  مناسبت ها،  زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: محرم، امام حسین، هیأت، سینه زنی، اشک، کربلا، پرچم سرخ حرم،  

تاریخ : سه شنبه 23 آبان 1391 | 09:57 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

عید غدیر خم

هان! ای مردمان! علی را برتر بدانید، که او برترین انسان از زن و مرد بعد از من است... هرکه با او بستیزد و بر ولایتش گردن ننهد نفرین و خشم من بر او باد. (خطبه ی غدیریه)
...
غدیر، آبراهه‏ای بود به خشک‏زار اندیشه‏ های تمام اَعصار
...
غدیر، یک تاریخ است؛ تاریخى سرخ که اولش مدینه است،میانش کربلا و سرانجامش ظهور

کاش در این نورانی ترین لحظات زندگی ( ایام عید الله الاکبر ) با باران مداوم حضور آخرین آبراه زلال هستی این عطش بی پایان را به پایان برسد که تنها عشق او شایسته تسخیر دلهاست.



غدیر کربلای عوام بود؛

و کربلا، غدیرخواص.
در غدیر با آنکه بیعت گرفته شد، "جفا" شد؛
و در کربلا با آنکه بیعت برداشته شد "وفا".


پی نوشت

اسناد غدیر از کتب اهل سنت (دانلود پاورپوینت)



طبقه بندی: مناسبت ها،  مردم سالاری دینی، 
برچسب ها: غدیر، عید ولایت، وفا، بیعت،  

تاریخ : یکشنبه 14 آبان 1391 | 05:01 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

روز شناخت و اعتراف


عرفه، روز نیایش است؛ روزی که قطرات اشک، چون کودکان مادر از دست داده، دامن عرش را محکم می‏گیرند و بنیاد هستی را به لرزه درمی‏آورند.

روز عرفه، روز «خدایا خدایا!» است؛ روزی که کبوتران دعا از گنبد آبی «ربنا» پرواز می‏کنند و فوج فوج به ایوان کبریا فرود می‏آیند و تا برگ استجابت را از دستان سخاوتمند «یا غفار» نگرفته‏اند، بازنمی‏گردند.

عرفه، روز اعتراف است؛ اعتراف بندگان گناه‏کار در شبستان نیلگون اشک استغفار، در محضر بلند پروردگار.

عرفه، روز استغفار است؛ استغفار از رجس و پلیدی، استغفار از هر آنچه زشتی و بدسرشتی است. عرفه روز بازگشت است؛ «بازگشت به خویشتن»، بازگشت به دامن پرمهر یار، به آغوش نگار، بازگشت به آرامش و قرار.

عرفه، صمیمانه‏ترین روز بنده و مولاست. بندگان، امروز صمیمانه و صادقانه در حضور مولا به تقصیر گناه خویش اعتراف می‏کنند و مولای مهربان و عطوف، دست نوازش بر سر و رویش می‏کشد و آسمان آسمان آسایش و آرامش به او هدیه می‏کند

آری عرفه روز شناخت است و چه شناختی بهتر از خود شناسی ) معرفة النفس انفع المعارف ) و این خود شناسی خود مقدمه ای است بر شناخت مولا و پروردگار مهربان ( من عرف نفسه فقد عرف ربه(.

و اما فردا عید سعید قربان. واژه «عید» به معنای رجوع و برگشتن است و «قربان» به معنای قربانی یا هر آنچه با آن بر پروردگار، تقرب جویند. از این رو، می‌توان عید قربان را به معنای بازگشت انسان به مقام تقرّب الهی دانست

.

و خداوند چه نیکو عید سعید قربان را بعد از روز عرفه قرار داد یعنی اول شناخت و معرفت و سپس رفتن به قربانگاه نفس و بازگشت به مقام تقرب الهی .

امروز تو هم لباس احرام ببند و دست نیاز بر عرش کبریایی درگاه دوست بلند کن و با سید و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) همنوا شو :

اَللّهُمَّ اِنّى اَرْغَبُ إِلَیْکَوَاَشْهَدُ بِالرُّبُوبِیَّهِ لَکَ مُقِرّاً بِاَنَّکَ رَبّى وَ اِلَیْکَ مَرَدّى اِبْتَدَاْتَنى بِنِعْمَتِکَ قَبْلَ اَنْ اَکُونَ شَیْئاً مَذْکُورا وَخَلَقْتَنى مِنَ التُّرابِ.

و فردا در قربانگاه نفس خویش را قربانی کن و به سوی معبود خویش بازگرد تا با صمیم دل به تو بگویم.

http://hanan109.blogfa.com/post/650

متن و ترجمه دعای عرفه در قالب پی دی اف
http://labbaik.ir/fa/uploads/text/doa/doaarafeh.pdf




طبقه بندی: معارف دینی،  مناسبت ها، 
برچسب ها: روز عرفه، 9ذیحجّه، روزه، دعا، بخشایش،  

تاریخ : پنجشنبه 4 آبان 1391 | 10:23 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

من آشنای کعب نی و تازیانه ام


از سوز تشنگی جگرم ناله می کند

نذر حسین، روضه ی ده ساله می کند

یاد لبان خشک و عطش خورده ی حسین

بین دو نهر آب مرا واله می کند

آری منای من شده یک عمر خون دل

این غم مرا شبیه به آلاله می کند

امروز یاد کرب و بلا می کشد مرا

در گلشن بقیع، مرا لاله می کند


من آشنای کعب نی و تازیانه ام

زخمم نظر به گریه ی غسّاله می کند

از بس که سر به پیش نگاه ترم شکست

چشمم عجیب همدمی ژاله می کند

نوری که بود شاهدم از قتلگاه سرخ

حالا چه سبز دور سرم هاله می کند

این مادر است و این پدر و جدّ اطهرم

زهرا مرا خلاص ز قتّاله می کند


فرمایش نوشت:

امام باقر علیه السلام میفرمایند:

مَنْ دَعَا اللهَ بِنا أفْلَحَ، وَ مَنْ دَعاهُ بِغَیْرِنا هَلَكَ وَ اسْتَهْلَكَ

هر كه خداوند را به وسیله ما بخواند و ما را واسطه قرار دهد رستگار و موفّق خواهد شد

و كسی كه غیر از ما اهل بیت ـ عصمت و طهارت ـ را وسیله گرداند ناامید و هلاك خواهد گشت.

أمالی شیخ طوسی، ج 1، ص 175




طبقه بندی: معارف دینی،  مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: شهادت، باقر العلوم، اسارت، کربلا، مدینه، مسموم، زهر جفا،  

تاریخ : سه شنبه 2 آبان 1391 | 09:12 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

قدّ و بالای علی از چشم زهرا دیدنی ست

آسمان می خواند امشب قدسیان دف می زنند

حوریان کِل می کشند و خاکیان کف می زنند

شیر عاشق کش! کدام آهو دلت را برده است؟

تیغ مرحب جو! کدام ابرو دلت را برده است؟

آسمانی بی کرانی، عاشق دریا شدی

آمدی آیینه ی انسیه ی حورا شدی

امشب ای زیباترین! ای دلبر کوثر بیا!

شب، شبِ عشق است، ای داماد پیغمبر بیا!

بیش از این ها با دل محبوب ما بازی نکن

پیش این نیلوفر یکدانه غمازی نکن



مثل اقیانوس آرام است این بانو ولی

در دلش طوفان به پا کردی، مدارا کن علی!

«لیلة القدر» نگاهش یا علی! اجر تو است

او «سلامٌ فیه حتی مطلعِ الفجر» تو است

از ازل در پرده بود آیینه دارش می شوی

در عبور از کوچه باغ عشق، یارش می شوی

قدّ و بالای علی از چشم زهرا دیدنی ست

وای! وقتی می رسد دریا به دریا دیدنی ست





طبقه بندی: مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: اول ذیحجّه، ازدواج آسمانی، امیر المونین، کوثر، حضرت زهرا،  

تاریخ : پنجشنبه 27 مهر 1391 | 12:35 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

بدنظرها به خسوف قمرش خندیدند

عده ای بی سر و پا، دور و برش خندیدند

پاسخ ناله و سوز و جگرش، خندیدند

مادری بود و جوان مرگ شد و آخر کار

همچنان فاطمه بر چشم ترش خندیدند

همچو بسمل شده ای دور خودش می پیچید

به پریشان شدن بال و پرش خندیدند

درد پیچیده به پهلویش و از هر دو طرف

دست می برد به سوی کمرش، خندیدند


آمده بر سرش اینجا کمی از داغ حسین

همگی جمع شدند دور سرش خندیدند

یک نفر نیست که از خاکِ سرش بردارد

بر نفس های بدون اثرش خندیدند

زهر اثر کرده و رویش به کبودی زده است

بدنظرها به خسوف قمرش خندیدند

دست پا می زند و نیست کنارش پدری

تا ببیند به عزای پسرش خندیدند

کربلا جسم علی پخش به صحرا شده بود

لشگری دور تن مختصرش خندیدند

هر چه می گفت حسین "یاولدی یاولدی..."

عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند




طبقه بندی: مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: ابن الرضا، محمّد تقی، جواد الائمّه،  

تاریخ : سه شنبه 25 مهر 1391 | 07:20 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

دحو الارض

روز 25 ذیقعده دَحوالارض یعنی زمان گسترش یافتن زمین است، ‌در این روز آبها و ناهمواریهای بسیار زمین به گونه‌ای خشک و هموار شد تا برای سکونت مهیا شود.


*****
در آغاز، تمام چهره زمین را آب فرا گرفته بود. همه جا آب بود؛ بی حتی یک تکه کوچک خشکی؛ بی هیچ ارتفاع و پستی و بلندی. صاف، یکدست و شفاف. یک اقیانوس یکپارچه بود و دیگر هیچ.

پس چون خداوند اراده فرمود تا خشکی را بیافریند به بادها فرمان داد بر صورت آب کوبند تا موجها از آن برخیزد. پس موجهایی بزرگ پدید آمد. موجهای بزرگ، بلند بلند، سرفراز کردند و کف بر دهان آوردند و غریو ترسناک خروششان در فضای تهی پیرامونشان طنین افکند.
پس به اراده او، کوهی از کف، در محل کعبه بر هم آمد و خشکی از پای آن گستردانیده شد و بدین سان، نخستین رحمت الهی بر زمین نازل گشت. و اولین نقطه ای که از زیر آب سر بیرون آورد همان مکان مقدس کعبه و بیت الله الحرام بود . این واقعه نشان دهنده اهمیت این نقطه و مرکزیت آن برای همه عالمیان است.

و خداوند خشکی را از محل کعبه تا «منا» گستراند و آن را تا «عرفات» پیش برد و این چنین بود که زمین چهره نمایاند.
و زمین این چنین پاک و مطهر بود که آدم ابو البشر (علیه السلام) پا بر آن نهاد.
پس سالها و قرنها بگذشت و بشر قدر نعمت ندانست و خداوند بر او خشم گرفت و زمین بار دیگر چهره در نقاب آب کشید و به اراده او، از ناپاکیها تن شست و آغوش خویش را بر یاران نوح (علیه السلام) گشود.

و در همین روز بود که خلیل خدا، ابراهیم (علیه السلام)، چشم بر جهان گشود و زمین را به قدم خویش پربرکت ساخت. و شگفت آنکه ابراهیم مولود روز «دحو الارض» به نقطه سرآغاز «دحو الارض» فرستاده شد تا خانه کعبه، اولین خانه مبارک هدایت و رحمت و برکت را بنا کند 

.

ادامه مطلب

طبقه بندی: معارف دینی،  مناسبت ها، 
برچسب ها: دحو الارض، کعبه، آب، خشکی، 25ذی القعده، اعمال شب و روز دحوالارض،  

تاریخ : پنجشنبه 20 مهر 1391 | 02:20 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

تعداد کل صفحات : 8 ::      ...   2   3   4   5   6   7   8  



  • paper | ایکس باکس | خرید بک لینک فالو
  • خرید آگهی رپرتاژ | ایران بلاگ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic