پا جای پا - مطالب مناسبت ها
لینک های وب

مادر آب

کلام مادر که تمام میشود ناگهان برق غریبی در چشمهایش درخشید با جدیتی بی سابقه اما همراه با ملاطفت مرا از جا بلند کرد، مقابل خودش نشاند و گفت:
ببین!عباس من!
نسبت تو و فرزندان فاطمه نسبت برادر با برادر و خواهر نیست
همچنان که نسبت من باعلی نسبت زن و شوهر نیست
نمیدانم دست تضرع کدام دخیل بسته ای یا دعای نیمه شب کدام دلشکسته ای یا نفس اعجازگر کدام رسول کمر به کرامت بسته ای ، خدالباس کنیزی این خاندان را برتنم پوشاند.
این لباس آنقدر بر تن من گشاد بود که من در آن گم میشدم اگر خدا دست مرا نمیگرفت.
این وصلت هزاران پااز سر من زیاد بود اگر خدا دست مرا از زمین بلند نمیکرد.
تو مبادا گمان کنی که ما همسان و همشان این خانواده ی بی نظیریم.
اینها تافته ی جدا بافته ی عالمند اینها زمینی نیستند ،آسمانی اند ،خاکی نیستند افلاکی اند.
اینها جانشینان و کارگزاران خدا در زمین اند.


خدا به اهل زمین منت گذاشته که این دردانه های خودرا چند صباحی راهی زمین کرده است
آسمان و زمین و ماه و خورشیداز صدقه ی سر اینها آفریده شده است
پدرت معلم مسیح بوده است و در گهواره ی نور ومنادای کلیم بوده است در کوه طور
مبادا پدر را به لفظ پدر صدا کنی!
مبادا حسن و حسین را برادر خطاب کنی!
مبادا زینب و ام کلثوم را خواهر بخوانی!
آقای من ! و بانوی من!
این صمیمانه ترین خطاب تو باشد باسروران و موالی ات
مبادا از پشت سرشان قدمی فرا پیش گذاری!
مبادا پیش از آنها دست به غذاببری!
مبادا پیش از آنها آب بنوشی!

مبادا پیش از آنها "آب "بنوشی!

سقای آب و ادب-سید مهدی شجاعی-ص 38



طبقه بندی: اهل البیت علیهم السلام،  مناسبت ها، 
برچسب ها: رحلت ام البنین، مادر حضرت عباس، 13 جمادی الثانی، بازو، دست از تن جدا، رحلت شهادت گونه،  

تاریخ : چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 | 10:52 ق.ظ | نویسنده : همسر بانو | نظرات

سبک زندگی فاطمی

 

روزی زنی نزد حضرت زهرا(سلام الله علیها) آمد وگفت: مادری پیر دارم که در مورد نماز خود اشتباهی کرد و مرا فرستاده تا از شما مسئله ای را بپرسم. حضرت زهرا(سلام الله علیها) سؤال او را پاسخ فرمود؛ زن برای بار دوم وسوم مسئله ای پرسید و پاسخ شنید. این کار تا ده بار تکرار شد و هر بار آن بانوی بزرگوار ، سؤال وی راپاسخ فرمود. زن از رفت و آمدهای پی در پی شرمگین شد و گفت: دیگر شما را به زحمت نمی اندازم. فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: باز هم بیا و سوالهایت را بپرس ، تو هر قدر سؤال کنی من ناراحت نمی شوم. زیرا از پدرم رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم شنیدم که فرمود: روز قیامت علمای پیرو ما محشور می شوند و به آنها به اندازه دانش شان خلعت های گرانبها عطا می گردد و اندازه پاداش به نسبت میزان تلاش است که برای ارشاد و هدایت بندگان خدا نموده اند..




طبقه بندی: مناسبت ها،  زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: حضرت زهرا، سوال، جواب، اصرار،  

تاریخ : شنبه 24 فروردین 1392 | 09:00 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

از بس که با غلاف...

اهل مدینه فاطمه ام را نظر زدند

با برق چشم خرمن جان را شرر زدند

در اول ربیع خزان شد بهار من

ماه مرا به آخر ماه صفر زدند

از چوب، خون تازه روان شد به روی خاک

از بس که با غلاف به پهلوی در زدند

می رفت آب غسل نبی از کفن هنوز

کاین قوم، دل به آب برای گذر زدند

تا آمدم به خویش، جلالش کبود شد

بد سیرتان جمال مرا بی خبر زدند

هر قدر گفت دختر پیغمبرم مزن

اهل مدینه فاطمه را بیشتر زدند

                                                                                                                                              محمد سهرابی





طبقه بندی: اهل البیت علیهم السلام،  معارف دینی،  مناسبت ها، 
برچسب ها: ربیع، خزان، غلاف، کتک، مادر،  

تاریخ : چهارشنبه 21 فروردین 1392 | 03:15 ب.ظ | نویسنده : همسر بانو | نظرات

شهر مدینه ای که صراطش عوض شده


این روزها مسیر حیاتش عوض شده

شهر مدینه ای که صراطش عوض شده

از یاد رفت «آل محمد» به راحتی

بعد از پیامبر، صلواتش عوض شده


هیزم کنار خانه‌ی زهرا برای چیست؟

ترحیم مصطفاست، بساطش عوض شده

بر آستانه‌ی در «جنت» دخیل بست !

حتی مرام شعله‌ی آتش عوض شده

باران تازیانه و گلبرگ های یاس؟

این شهر، بارش حسناتش عوض شده

اما چرا نشسته به پهلوی فاطمه

انگار میخ در ثمراتش عوض شده

این فاطمه ‌ست که ز علی رو گرفته است؟

یا آفتاب خانه صفاتش عوض شده

عطری کبود می وزد از سمت معجرش

در بین کوچه ها نفحاتش عوض شده

او رفتنی است، این در و دیوار شاهدند

این روزها اگر حرکاتش عوض شده

نه سنگ قبر و گنبد و گلدسته و ضریح

حتی شمایل عتباتش عوض شده




طبقه بندی: معارف دینی،  مناسبت ها،  زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: مادر، ترحیم، معجر،  

تاریخ : سه شنبه 20 فروردین 1392 | 12:17 ق.ظ | نویسنده : همسر بانو | نظرات

ایستاده بود پشت همین در....



ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و در را روی پیامبری باز کرده بود که هر صبح پیش از مسجد می آمد که بگوید: «پدرت فدایت دخترم!»

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و در را روی پیامبر باز کرده بود که هر غروب می آمد که بگوید: «شادی دلم»، «پاره تنم».

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و در را روی پیامبری باز کرده بود که می خواست برود سفر و آمده بود زیر گلوی او را ببوسد.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و در را روی پیامبری باز کرده بود که پی «کسای یمانی» می گشت تا در آن آرامش یابد.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و در را روی پسرش حسن علیه السلام باز کرده بود «جدّت زیر کساست، برو نزدیک».

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و به حسین علیه السلام خسته از راه آمده، گفته بود «نور چشمم»، «میوه ی دلم»، «جد و برادرت زیر کسایند».

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و در را روی علی علیه السلام باز کرده بود. روی علی علیه السلام که بی تاب می گفت «بوی برادرم محمدصلی الله وعلیه وآله می آید».

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار، یعنی آیا در را روی جبرئیل خودش باز کرده بود؟.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده بود به همین دیوار و تنها گلیم زیر پایش را بخشیده بود.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده بود به همین دیوار و گردنبند یادگاری را کف دستهایش دراز کرده بود سمت فقیری که از این همه سخاوت گریه می کرد.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده بود به همین دیوار و پارچه ای کشیده بود روی سرش چون حتی چادرش را بخشیده بود.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و قرص نان را گرفته بود بیرون تا دست های مسکینی آن را بقاپد، بعد از گرسنگی روزه ی بی سحری چشم هایش سیاهی رفته بود.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و قرص نان شب بعد را به دستهای یتیمی سپرده بود. و باز به اسیری.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و به صورت شرمنده ی زنی که برای بار دهم سؤالی را می پرسید لبخند زده بود.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده بود به همین دیوار و در را برای مردش باز کرده بود که باز با دست خالی از راه می رسید و نگفته بود که چند روز است غذایش را به بچه ها داده و خود نخورده است.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده بر همین دیوار و در را روی چشمهای خیس علی باز کرده بود، روی مردی که جانش و برادرش را از دست داده بود.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده بر همین دیوار و شنیده بود همسایه ها بلند، طوری که بشنود، می گویند: علی! او را ببر جایی دور از شهر، گریه هایش نمی گذارد شب بخوابیم.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده بر همین دیوار و به بلال که ساکت و محزون آن پشت ایستاده بود، گفت: «دوباره اذان بگو، من دلتنگم».

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و در را روی علی باز کرده بود که می آمد تا برای سالهای طولانی خانه نشین باشد.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده بود به همین دیوار و گفته بود «نمی گذارم ببریدش».

آیا به راستی ایستاده بود درست پشت همین در تکیه داده بود درست بر همین دیوار که...!؟؟




طبقه بندی: معارف دینی،  مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: مادر، شهیده، فاطمیه، شعر،  

تاریخ : یکشنبه 18 فروردین 1392 | 06:31 ب.ظ | نویسنده : همسر بانو | نظرات

با این دو دست نامتعادل...

هر چند پر شکسته شدی و نمی پری

اما هنوز، مثل همیشه کبوتری

شکر خدا که پا شدی و راه می روی

انگار خانومم کمی امروز بهتری

حتی برای دلخوشیِ ما... چه خوب شد

مشغول کارِ خانه شدی روز آخری

شانه زدی به موی پریشان دخترم

می خواستی نشان بدهی باز مادری

"با این دو دست نا متعادل" چه می کنی

داری دعا به خانه ی همسایه می بری!؟

هر چند خنده می کنی از دیدنم، ولی

با طرز راه رفتن خود گریه آوری

بانو! تو را قسم به دلم احتیاط کن

وقتی که دست جانب دستاس می بری

کم کم بساط زندگیم جمع می شود

آخر نگاه می کنی ام جور دیگری...

علی اکبر لطیفیان



طبقه بندی: اهل البیت علیهم السلام،  مناسبت ها،  معارف دینی، 
برچسب ها: شهادت، شعر، مادر، فاطمیه،  

تاریخ : شنبه 17 فروردین 1392 | 03:54 ب.ظ | نویسنده : همسر بانو | نظرات

این صورت کبود تو هم ...


زهرا! گمان کنم که زمان سفر شده

خواب و خوراک تو چه قدر مختصر شده

 

داری برای مرگ خودت می کنی دعا

امّا غروب عمر علی جلوه گر شده

 

در زیر بار غم، بدنت آب رفته است

حالت شبیه حال دل محتضر شده

 

در خانه هم برای علی رو گرفته ای!

این صورت کبود تو هم دردسر شده

 

حرفی بزن وگرنه که دق می کند حسن

حرفی بزن ببین حسنم، جان به سر شده

.......

خیلی دلت برای حسین شور می زند

« جانم حسین » های تو غرق شرر شده

.......

در پشت در چه بر سرت آمد که این دو ماه

دارو دگر به زخم تنت بی اثر شده؟!

 

فهمیده ام که دست به پهلو گرفته ای

هر چه که پیش آمده از « میخ در » شده

 

کمتر نفس بکش به خدا می کشی مرا

خونابه های پهلوی تو بیشتر شده

شاعر : محمد فردوسی




طبقه بندی: اهل البیت علیهم السلام،  مناسبت ها،  معارف دینی، 
برچسب ها: فاطمیه، مادر، شعر،  

تاریخ : جمعه 16 فروردین 1392 | 11:40 ق.ظ | نویسنده : همسر بانو | نظرات

مقتل نوشت؛آه...

سلام همسنگران فاطمی ! از امروز تا روز شهادت «مادر» هرروز می تونید اینجا یکی از مرثیه های دلسوخته های فاطمی رو بخونید . اگه دلی شکست التماس دعا!


مقتل نوشت ؛ آه...و یعنی تمام شد

یعنی که دور مادرمان ازدحام شد

یعنی رکوع پشت درش امتداد یافت

یعنی شهید سجده به پای امام شد

هر کس رسید روی تنش رد پا گذاشت

قتلش حلال گشت و نجاتش حرام شد

تنها به جرم اینکه دفاع از امام کرد

محکوم ضربه های پر از انتقام شد

اینجای قصه ،مادرمان حرفها شنید

تا شد...شکست...درد شدیدش مدام شد

قنفذ به طعنه فاتحه ای خواند و خنده کرد...

یعنی که کار کشتن زهرا تمام شد...!.

نیما نجاری




طبقه بندی: اهل البیت علیهم السلام،  معارف دینی،  مناسبت ها، 
برچسب ها: فاطمیه، شعر، مادر،  

تاریخ : پنجشنبه 15 فروردین 1392 | 03:37 ب.ظ | نویسنده : همسر بانو | نظرات

سیزده به در واقعی


سیزده بدر واقعی ما این است
که از خانه های تنگ و تاریک افکار خرافی خودمان به صحرای دانش و بینش خارج شویم.
___________
)
یادداشتها، ج6، ص 131)





طبقه بندی: مناسبت ها،  علما،  تلنگر، 
برچسب ها: نوروز، سیزده به در، صحرا،  

تاریخ : سه شنبه 13 فروردین 1392 | 12:21 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

پاسخ به شبهات پیرامون حضرت زهرا سلام الله علیها

تاریخ : سه شنبه 6 فروردین 1392 | 09:55 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

هر روزتان نوروز


پیامبر صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله :

فَنَیرزوا إنْ قَدَرتُم كُلَّ یَومٍ یَعنِی تَهادَوا وتَواصَلُوا فِی اللّه‏ِ

اگر مى ‏توانید هر روز را نوروز كنید؛ یعنى در راه خدا به یكدیگر هدیه بدهید و با هم پیوند داشته باشید.

دعائم الإسلام ، ج 2، ص 326







طبقه بندی: اهل البیت علیهم السلام،  مناسبت ها، 
برچسب ها: نوروز، هدیه، صله رحم،  

تاریخ : شنبه 3 فروردین 1392 | 06:59 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

تفسیر ناب علامه جوادی آملی از «نوروز»

در روایات ما آمده است كه وقتی بهار را دیدید به یاد معاد باشید.چون در قرآن كریم یكی از نمونه‌های معاد را جریان بهار ذكر می‌كند.  در بهار خدای سبحان دو كار انجام می‌دهد یكی اینكه خوابیده‌ها را بیدار می‌كند و یكی اینكه مرده‌ها را زنده می‌كند.این درخت‌ها در زمستان خواب‌اند ولی بهار كه شد بیدار می‌شوند،وقتی بیدار شدند این درخت مواد مرده را به عنوان غذا جذب می‌كند و به صورت خوشه و شاخه و برگ و میوه در می‌آورد، این مرده‌ها را زنده می‌كند.

متن کامل مطلب




طبقه بندی: علما،  مناسبت ها،  تلنگر، 
برچسب ها: نوروز، زنده شدن مردگان، بیدار شدن از خواب، علامه جوادی آملی،  

تاریخ : پنجشنبه 1 فروردین 1392 | 08:54 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

مفهوم نوروز / سخنرانی امام خامنه ای سال 69

مقام معظم رهبری (مدّ ظلّه العالی) در این سخنرانی با تبریک نوروز باستانی، و نو شدن طبیعت ابتدا به مفهوم نوروز در روایات و احادیث پرداختند و نو شدن طبیعت را بهانه ای برای تجدید و تقویت رابطه با خداوند متعال دانستند تا نوروز در ذات بشری نیز تحقق یابد.

ایشان ارتباط قوی با خداوند متعال را عامل اصلی پیروزی انقلاب اسلامی ایران و به تبع آن بیداری سایر ملت ها دانستند و تأکید فرمودند که مسئولیت انقلاب اسلامی در به سر انجام رساندن آن، باری بس سنگین بر دوش ملت ایران است و در این مسیر، مصلحت ملت را نباید فدای غرایز شخصی کنیم …

لینک دانلود




طبقه بندی: ولایت فقیه،  مناسبت ها، 
برچسب ها: نوروز، ارتباط با طبیعت، ارتباط با خدا، امام خامنه ای،  

تاریخ : پنجشنبه 1 فروردین 1392 | 08:45 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

بی باغبان بهشت زمین را صفا کم است


گویند عید آمده ... ایام خرم است

بلبل فراز  شاخه ی گل در ترنم است

گویند نغمه های قناری سرور زاست

شادی ز راه آمده، در کوچ ماتم است

گویند کام نسترن از شهد گشته پر

گویند جام لاله مصفا به شبنم است


گل گفت و سبزه گفت و صبا گفت و باغ گفت

بی باغبان بهشت زمین را صفا کم است

وقتی که یار نیست چه هنگام خرمی ست؟

وقتی بهار نیست چه جای تبسم است؟

راه تو هست و یاد تو و یادگار تو

اما تو نیستی و دلم خانه ی غم است

آه ای بشیر صبح! بهار آفرین امام !

نوروز بی حضور تو بر ما محرّم است




طبقه بندی: معارف دینی،  مناسبت ها، 
برچسب ها: نوروز، بهار طبیعت، بهار دلها، باغبان،  

تاریخ : پنجشنبه 1 فروردین 1392 | 08:30 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

مهد دست حسین را عشق است

مثل رنگین كمانی از پسِ ابر، روی دامان یاس افتادی

 

اشك شوق حسین را دیدی، باده ی ناب را نشان دادی

 

زینت خانواده ی عصمت!...، دختر نور، دختر دریا!...

 

با اصالت ترین نواده ی وحی، خواهر عشق، مادر بابا...!

 

تا كه گل های باغ كامل شد، تا كه نور جمال تو تابید

 

ماه با دیدنت تبسّم كرد، عازم پشت كوه شد خورشید


 

آمدی و به جلوه آوردی، عشق خورشید را به یك مهتاب

 

دامنت را ستاره باران كرد، خنده ی آسمانی ارباب

 

لایی لایی خواب شیرینت، طبق معمول عشق با عشق است

 

گفته ای بین گاهواره ی خویش، مهد دست حسین را عشق است

 

حلقه ی اشك شوق یار آمد، زلف هایت به پیچ و تاب افتاد

 

تا كه بوسه گرفت از تو پدر، دهن جبرئیل آب افتاد

 

نازهای دخترانه ای داری، دست های علی خریدار است

 

فاطمه پای گاهواره ی تو، تا بلندای فجر بیدار است




طبقه بندی: مناسبت ها،  زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: ولادت حضرت زینب، سلیله الزهراء، عقیلة العرب، عقیله بنی هاشم، روز پرستار،  

تاریخ : یکشنبه 27 اسفند 1391 | 12:27 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

هر نهال = ؟ ثواب


پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله

ما مِن رَجُلٍ یَغرِسُ غَرساً إلاّ كَتَبَ اللَّهُ لَهُ مِنَ الأجرِ قَدرَ ما یَخرُجُ مِن ثَمَرِ ذلِكَ الغَرسِ؛

هر كه نهالى بكارد، خداوند به مقدار میوه‏اى كه از آن درخت به دست مى‏آید، در نامه اعمال او پاداش مى‏نویسد

حکمت‌نامه پیامبر اعظم(ص): ج13، ص 44، ح 10114






طبقه بندی: مناسبت ها،  زندگی اسلامی، 
برچسب ها: روز درختکاری، نهال، کاشتن،  

تاریخ : سه شنبه 15 اسفند 1391 | 04:50 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

گامهای پیوسته در سلوک الی الله



با تأسف و اندوه فراوان خبر رحلت عالم ربانی، سالک الی الله و عارف بالله مرحوم آیت الله آقای حاج شیخ عزیز الله خوشوقت رضوان الله علیه را دریافت کردم. عمری با برکت، سرشار از معنویت و تهذیب، و گامهای پیوسته در سلوک الی الله، همراه با مجاهدتی کم نظیر در تربیت نفوس مستعد و دلهای مشتاق، خلاصه ای از زندگینامه ی این روحانی مهذّب و این معلّم اخلاق و معرفت است.

 

بی شک فقدان این شخصیت ممتاز، برای آشنایانِ رتبه ی معنوی آن بزرگوار مصیبتی اندوهبار و برای شاگردان و مستفیدان محضر پر فیض او ثلمه ئی بزرگ است. اینجانب تسلیت صمیمانه ی خود را به خانواده ی مکرّم و فرزندان محترم و دیگر وابستگان و به همه‌ی ارادتمندان ایشان معروض می دارم و علوّ درجات و شمول رحمت حق و حشر با اولیاء الله را برای روح مطهرشان از خداوند متعال مسألت می کنم.


سید علی خامنه ای

2/ اسفند ماه/ سال 91

جهت شادی روح پر فتوح استاد بزرگ اخلاق صلوات





طبقه بندی: علما،  مناسبت ها، 
برچسب ها: رحلت، استاد اخلاق، آیت الله خوشوقت، خانه خدا، روحش شاد،  

تاریخ : چهارشنبه 2 اسفند 1391 | 08:38 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

یازدهمین مسافر بهار!




دست بیفشانید و عود بسوزانید که یازدهمین مسافر بهار، از راه می رسد؛ قدم هایش را شکوفه باران کنید!

...
و صبح از راه می رسد و آغوش شهر، از حضور لبخندها و پروانه ها پر می شود.
«
حسن»، به حُسن ازلی و تبسم نبوی، چشم می گشاید.
می آید تا تداوم چشمه سارهای زلال زمزم پیامبر باشد.
می آید تا یادآور همیشگی حُبّ علوی باشد.
می آید تا وامدار کرامت و احسان حسنی باشد.
می آید تا شانه هایش، ادامه پرچم خونین حسینی باشد.
می آید تا تداوم سجده های طولانی سجاد علیه السلام باشد.
تا وارث بلاغت علوم باقری باشد.
تا مدرس منابر «حکمت» صادقی و «مذهب» جعفری باشد.
تا تداعی رنج های دیرینه امام کاظم و آینه بی بدیل صبر و استقامت باشد.
تا طلیعه غربت و همدم تنهایی رضوی باشد.
می آید تا سینه اش مالامال از جود و سخاوت امام جواد علیه السلام و دست هایش، نشانه های نورانی هدایت امت موحد باشد که از پدر به ارث برده است.
می آید تا چلچراغ عشق و سکان کشتی دین را به دست کسی بسپارد که از صُلب مطهر او خواهد آمد.




طبقه بندی: مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: 8 ربیع الثانی، ولادت امام حسن عسکری علیه السلام، شادباش، پدر امام زمان عجل الله تعالی فرجه،  

تاریخ : سه شنبه 1 اسفند 1391 | 10:52 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

مناسب این روزها!



!ای امام و مقتدای ما

این نامه چندمین است که میخوانید ؟
نکند ما رکورد نامه های کوفیان را شکسته باشیم ؟




طبقه بندی: ولایت فقیه،  مناسبت ها، 
برچسب ها: نامه، رهبری، دریغ از عمل،  

تاریخ : دوشنبه 30 بهمن 1391 | 09:06 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

سلام من را به دوستانم برسان

به نظرم رسید که به مناسبت ولادت سیّد الکریم حضرت عبد العظیم حسنی (ره) نامه امام رضا علیه السلام خطاب به ایشان را در این پست قرار دهم.

یا عبدالعظیم!

أبلغْ عنّی أولیائی السلامَ وقل لهم: أن لا یجعلوا للشیطان على أنفسهم سبیلاً، ومُرْهم بالصدق فی الحدیث وأداء الأمانة، ومُرْهم بالسکوت وترک الجدال فیما لا یَعْنیهم، وإقبالِ بعضهم على بعض والمُزاوَرة، فإنّ ذلک قربة إلیّ. ولا یشغلوا أنفسهم بتمزیق بعضهم بعضاً، فإنّی آلیتُ على نفسی أنّه مَن فعل ذلک وأسخط ولیّاً من أولیائی دعوتُ الله لِیعذّبه فی الدنیا أشدّ العذاب، وکان فی الآخرة من الخاسرین. وعرِّفْهم أنّ الله قد غفر لمحسنهم، وتجاوز عن مسیئهم، إلاّ مَن أشرک به أو آذى ولیّاً من أولیائی أو أضمر له سوءً، فإنّ الله لا یغفر له حتّى یرجع عنه، فإنْ رجع وإلاّ نُزع رُوح الإیمان عن قلبه، وخرج عن ولایتی، ولم یکن له نصیب فی ولایتنا، وأعوذ بالله من ذلک.

  ترجمه:


ای عبدالعظیم! سلام گرم مرا به دوستدارانم برسان و به آنان بگو: در دلهای خویش برای شیطان راهی نگشایند و آنان را به راستگویی در گفتار و ادای امانت و سکوت پرمعنا و ترک درگیری و جدال در کارهای بیهوده و بی فایده فراخوان و به صله رحم و رفت و آمد با یکدیگر و رابطه گرم و دوستانه با هم دعوت کن، چرا که این کار باعث تقرب به خدا و من و دیگر اولیاء اوست. دوستان ما نباید فرصتهای گرانبهای زندگی و وقت ارزشمند خود را به دشمنی با یکدیگر تلف کنند. من با خود عهد کرده ام که هر کس مرتکب اینگونه امور شود یا به یکی از دوستانم و رهروانم خشم کند و به او آسیب رساند از خدا بخواهم که او را به سخت ترین کیفر دنیوی مجازات کند و در آخرت نیز اینگونه افراد از زیانکاران خواهند بود.

 
به دوستان ما توجه ده که خدا نیکوکرداران آنان را مورد بخشایش خویش قرار داده و بدکاران آنان را جز ، آنهایی که بدو شرک ورزند و یا یکی از دوستان ما را برنجانند و یا در دل نسبت به آنان کینه بپرورند، همه را مورد عفو قرار خواهد داد اما از آن سه گروه نخواهد گذشت و آنان را مورد بخشایش خویش قرار نخواهد داد. جز اینکه از نیت خود بازگردند و اگر از این اندیشه و عمل زشت خویش بازگردند، مورد آمرزش خواهند بود اما اگر همچنان باقی باشند، خداوند روح ایمان را برای همیشه از دل آنان خارج ساخته و از ولایت ما نیز بیرون خواهد برد و از دوستی ما اهل بیت(علیهم السلام) نیز بی بهره خواهند بود و من از این لغزشها به خدا پناه می برم

امام رضا(علیه السلام) به عبدالعظیم حسنی فرمود: به شیعه‌ها بگو دیدن همدیگر بروند. «فَإِنَّ ذَلِکَ قُرْبَةٌ إِلَی‏» اگر می‌خواهید به من نزدیک شوید، دیدن همدیگر بروید. «وَ لَا یَشْغَلُوا أَنْفُسَهُمْ بِتَمْزِیقِ بَعْضِهِمْ بَعْضا» «تَمزیق»، «کُلَّ مُمَزَّق‏» (سبأ/7) در قرآن است. «تمزیق» یعنی تخریب. «وَ لَا یَشْغَلُوا أَنْفُسَهُمْ بِتَمْزِیقِ بَعْضِهِمْ بَعْضا» همدیگر را خراب نکنید. «وَ لَا یَشْغَلُوا» مشغول نکنید «تَمْزِیقِ بَعْضِهِمْ بَعْضا» او این را خراب می‌کند.
 

امام رضا(علیه السلام) فرمود: من نفرین می‌کنم به کسی که آبروی شیعیان را بریزد. تعهد کردم. که کسی که آبروی مؤمنی را بریزد،  «دَعَوْتُ اللَّهَ» دعا می‌کنم، که چه؟ «لِیُعَذِّبَهُ فِی الدُّنْیَا أَشَدَّ الْعَذَاب‏» در دنیا به زندگی نکبتی گرفتار شود «وَ کَانَ فِی الْآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِین‏»

امام رضا فرمود: من تعهد کردم نفرین می‌کنم به کسی که آبروی شیعه را بریزد.«وَ عَرِّفْهُمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ غَفَرَ لِمُحْسِنِهِمْ وَ تَجَاوَزَ عَنْ مُسِیئِهِمْ إِلَّا مَنْ أَشْرَک بِه‏» خداوند خوب‌ها را می‌بخشد، از بدهای شیعیان بد هم می‌بخشد، مگر کسی که یا مشرک باشد، «أَوْ آذَى وَلِیّاً مِنْ أَوْلِیَائِی‏» الله اکبر! امام رضا فرمود: خدا همه‌ شیعیان را می‌بخشد جز دو رقم شیعه! شیعه‌ای که مشرک شود. شیعه‌ای که مؤمنی را اذیت کند. «آذَى وَلِیّاً مِنْ أَوْلِیَائِی‏»


امام رضا فرمود: خدا شیعه را می‌بخشد جز دو گروه! شیعه‌ای که مشرک شود، «أَشْرَکَ بِه‏»، «أَوْ آذَى وَلِیّاً مِنْ أَوْلِیَائِی‏»، «أَوْ أَضْمَرَ لَهُ سُوءا» یا در دلش بدخواه باشد. اصلاً دلش بخواهد فلانی خراب شود. یعنی در دلش بدخواه باشد. «فَإِنَّ اللَّهَ لَا یَغْفِرُ لَهُ حَتَّى یَرْجِع‏» خدا یک چنین آدمی را نمی‌بخشد، جز اینکه از اذیت کردن برگردد. «وَ إِلَّا نُزِعَ رُوحُ الْإِیمَانِ عَنْ قَلْبِهِ» کسی که مؤمنی را اذیت کند، مؤمنی را تخریب کند «نُزِعَ رُوحُ الْإِیمَانِ عَنْ قَلْبِهِ» خداوند روح ایمان را از قلبش می‌گیرد.


امام هادى سلام الله علیه

ـ خطاب به عبدالعظیم حسنى سلام الله علیه ـ : مَرحَباً بِكَ یا أبَاالقاسِمِ أنتَ وَلِیُّنا حَقّاً؛

اى ابوالقاسم! خوش آمدى، تو حقیقتاً دوستدار ما هستى

دانش‌نامه قرآن و حدیث: ج 8, ص 126, ح 162




طبقه بندی: معارف دینی،  تلنگر،  مناسبت ها،  زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: عبد العظیم حسنی، امام رضا علیه السلام، نامه، شیعیان،  

تاریخ : پنجشنبه 26 بهمن 1391 | 12:56 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

تعداد کل صفحات : 8 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  



  • paper | ایکس باکس | خرید بک لینک فالو
  • خرید آگهی رپرتاژ | ایران بلاگ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic