تبلیغات
پا جای پا - مطالب شهدا
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

پا جای پا



کد ِکج شدَنِ تَصآویر

کداهنگ برای وبلاگ

 
 
نویسنده : میثم صفری
تاریخ : جمعه 15 اسفند 1393
نظرات

نویسنده : میثم صفری
تاریخ : یکشنبه 4 خرداد 1393
نظرات

علیّ بن ابوحمزه ثمالی حکایت نماید:
روزی یکی از دوستان حضرت ابوالحسن امام موسی کاظم علیه السلام به دیدار آن حضرت آمد؛ و حضرتش را به میهمانی در منزل خود دعوت کرد. امام علیه السلام دعوت دوست خود را پذیرفت و به همراه آن شخص حرکت کرد تا به منزل او رسید. همین که حضرت وارد منزل شد، میزبان تختی را مهیّا نمود و امام کاظم علیه السلام بر آن تخت جلوس فرمود.
چون صاحب منزل به دنبال آوردن غذا رفت، حضرت متوجّه شد که یک جفت کبوتر زیر تخت در حال بازی و معاشقه با یکدیگر می‌باشند. وقتی صاحب منزل با ظرف غذا نزد حضرت وارد شد، امام علیه السلام در حال خنده و تبسّم مشاهده کرد، از روی تعجّب اظهار داشت:
یابن رسول اللّه ! این خنده و تبسّم برای چیست؟ حضرت فرمود: برای این یک جفت کبوتری است که زیر تخت مشغول شوخی و بازی هستند، کبوتر نر به همسر خود می‌گوید: ای انیس و مونس من، ای عروس زیبای من! قسم به خداوند یکتا! بر روی زمین موجودی محبوب‌تر و زیباتر از تو نزد من نیست؛ مگر این شخصیّتی که روی تخت نشسته است. صاحب منزل با تعجّب عرضه داشت: آیا شما زبان حیوانات و سخن کبوتران را هم می‌فهمید؟ امام علیه السلام فرمود: بلی، ما اهل‌بیت رسالت، سخن حیوانات و پرندگان را می‌دانیم؛ و بلکه تمام علوم اوّلین و آخرین به ما داده شده است.

.................................
پ.ن:   
برای اثبات امامت ائمه علیهم السلام و حقانیت و ضرورت وجودشان در کتابهای کلامی به طور گسترده بحث و استدلال شده و این‌گونه ماجراها جهت اثبات این مسأله نیست بلکه جهت آشنایی با تاریخ و سیره آنان و پند‌‌آموزی است.


نویسنده : میثم صفری
تاریخ : جمعه 12 اردیبهشت 1393
نظرات

امام سجّاد علیه السلام:

حَقُّ سائِسِكَ بِالعِلمِ التَّعظیمُ لَهُ والتَّوقیرُ لِمَجلِسِهِ وحُسنُ الاِستِماعِ إلَیهِ والإقبالُ عَلَیهِ... وأن تَستُرَ عُیوبَهُ وتُظهِرَ مَناقِبَهُ؛

حقّ سرپرست علمى تو آن است كه وى را بزرگ بشمارى و مجلسش را محترم بشمارى و به او نیك گوش بسپارى و توجّه كنى... و اگر نزد تو از او به زشتى یاد كردند، دفاع كنى و عیب‌هایش را بپوشانى و افتخاراتش را آشكار سازى.

الخصال : ۵۶۷ / علم و حكمت در قرآن و حدیث: ج2 ص 628

  

نویسنده : میثم صفری
تاریخ : جمعه 5 اردیبهشت 1393
نظرات

پ . ن: قابل توجه بعضی از مسئولین محترم!!! فاصله بین حرف تا عمل که میگن همینه
بعدا نوشت: به جای ریخت و پاش و جشن های طاغوتی بهتره یه نگاهی به عملکرد این مادران نمونه بندازیم ثوابش بیشتره به خدا نیازی نیست برای معرفی فرهنگ ایران و ایرانی و بزرگداشت مقام بانوی دو سرا به رقص و شوی لباس متوسل بشیم اگه مهمان های خارجی رو یه بار سر سفره کرامت این مادران بنشانیم تمام فرهنگ اسلامی ایرانی رو می بینن و لمس میکنن بازم قابل توجه بعضی همسران مسئولین محترم!!!

نویسنده : میثم صفری
تاریخ : یکشنبه 24 فروردین 1393
نظرات

امام صادق علیه السلام :

كانَت اُمُّ جَعفَرٍ الكِلابِیَّةُ تَندُبُ الحُسَینَ علیه السلام وتَبكیهِ وقَد كُفَّ بَصَرُها ، فَكانَ مَروانُ وهُوَ والِ المَدینَةِ یَجیءُ مُتَنَكِّرا بِاللَّیلِ حَتّى یَقِفُ ، فَیَسمَعُ بُكاءَها و نَدبَها؛

اُمّ جعفر كِلابى (امّ البنین)، براى حسین علیه السلام مرثیه مى سرایید و مى گریست تا این كه چشمانش نابینا شد. مروان ، حاكم مدینه، به صورت ناشناس مى آمد و پشتِ در مى ایستاد و به گریه و مرثیه سرایى او گوش مى داد.

امالی شجری : ج ۱ ص ۱۷۵ / دانشنامه امام حسین علیه السلام : ج 9 ص 424


نویسنده : میثم صفری
تاریخ : جمعه 23 اسفند 1392
نظرات


بیاد " یاس" علی ...
فصل شکستن شاخه مهربانی ها بود، فصل برچیده شدن ، سفره برکت از خانه عشق ، فصل یتیمی فرزندان زمین ...شکوفه ی یاسی که به دست جهل پر پر میشد ، و دنیا "بهارش " را در تابوت روانه خاکستان میکرد ، از آن پس دگر هیچ وقت ، هیچ فصلی بوی یاس بخود نگرفت .. 
"چاه "مهیا بود که طنین فریاد شکستن " بغض" را ببلعد ، تا صدای شکستن " دل" یکتا اسطوره مردانگی، زمین را (دکا"دکا ) در هم نکوبد .. 
"آل علی "، چادر شب را بر پیکر " یاس " پیچاندند ، تا "نور الله" را مستور کنند از خفاشان "دجی" پرستی که تاب دیدن پرتوی نور را نداشتند ...
"علی" خورشیدش خسوف کرد ، او ماند و دنیایی تاریک به جهالت قومی که حق را به ثمن بخسی فروختند و باطل را "ردای " اعمالشان کردند .. 
عزلت جامه ای شد بر تنهایی " علی" ، و سکوت تنها "مرهم " برای مداوای زخم های او .. 
" کوثر " رفت تا " جنات تجری من تحتها الانهار " را برای قدوم " آل علی" مهیا کند .. 
سلام الله علیک یا فاطمه الزهراء..

....................................................................
الگو نوشت:

قال الامام علی علیه السّلام:
-
فوالله - ما أغضبتها و لا أکرهتها على أمر حتى قبضها الله عزوجل إلیه و لا أغضبتنی و لا عصت لى أمرا و لقد کنت أنظر إلیها فتنکشف عنی الهموم و الأحزان.

کشف الغمة ج 1: 363
به خدا سوگند هیچ گاه فاطمه‌ (سلام‌ الله‌ علیها) را به خشم نیاوردم و او را بر كارى - كه میل نداشت - وادار نكردم تا روزى كه خداوند او را برد (شهید شد) و او نیز هیچگاه مرا به خشم نیاورد و از فرمان من سرپیچى نكرد و هر گاه كه به او مى نگریستم نگرانى ها و غم‌ها از من زدوده مى‌ شد


نویسنده : میثم صفری
تاریخ : یکشنبه 12 آبان 1392
نظرات
یوم‌الله ۱۳ آبان مصداق عینی  آیه دوم سوره مبارکه حشر است.



«هُوَ الَّذی أَخْرَجَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ مِنْ دِیارِهِمْ» یعنی خداوند کفار را از خانه‌هایشان بیرون راند. سفارتخانه، خانه آمریکا بود و خداوند آنها را از طریق دانشجویان پیرو خط امام از خانه خودشان بیرون کرد. و «لِأَوَّلِ الْحَشْرِ» یعنی در مراحل اولیه انقلاب.

«ماظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا» یعنی شما پیش‌بینی نمی‌کردید که آمریکا با چنین ذلتی از خانه خودش بیرون رانده شود. «وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ» خودشان هم می‌گفتند چون اینجا سفارتخانه است هیچ کس نمی‌تواند به آنها معترض شوند زیرا گمان می‌کردند این قلعه و دژ مانع از جسارت دیگران به آنها خواهد شد.

«فَأَتاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا» ولی خداوند از راهی که تصور نمی‌کردند بر آنها درآمد. یعنی دانشجویان پیرو خط امام از راهی که آنها پیش‌بینی نمی‌کردند (از راه دیوار) به داخل سفارتخانه رفتند و آنجا را تسخیر کردند. «وَ قَذَفَ فی‏ قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ» خداوند در قلب آنها وحشت انداخت .

«یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدیهِمْ» یعنی آنچه ساخته بودند با دستان خودشان خراب کردند. این قسمت از آیه اشاره دارد به اسناد و پرونده‌هایی که خودشان جمع‌آوری کرده بودند اما مجبور شدند از طریق دستگاه‌های کاغذ خورد کن نابود کنند. «وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنینَ» و یک سری آثاری که از خود باقی گذاشته بودند به دست مومنان نابود شد.

«فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصارِ» عبرت بگیرید این صاحبان بصیرت و چشمان خود را باز کنید که اگر قهر خدا نازل شود هیچ کاری از دست آمریکا، سفارتخانه و محاسبات دیپلماتیک ساخته نیست و چند جوان با دست‌های خالی و از راهی که حتی تصور هم نمی‌شود می‌توانند خیلی کارها را عملی کنند.



نویسنده : میثم صفری
تاریخ : سه شنبه 2 مهر 1392
نظرات

زود بیدار شدم تا سر ساعت برسم

بایداین بار به غوغای قیامت برسم

 

من به "قد قامت" یاران نرسیدم، ای کاش

لا اقل رکعت آخر به جماعت برسم



آه ،مادر! مگر از من چه گناهی سر زد

که دعا کردی و گفتی به سلامت برسم؟

 

طمع بوسه مدار از لبم ای چشمه که من

نذر دارم لب تشنه به زیارت برسم

 

سیب سرخی سر نیزه ست...دعا کن من نیز

اینچنین کال نمانم به شهادت برسم


مرتبط با: مناسبت ها , شهدا ,
نویسنده : میثم صفری
تاریخ : چهارشنبه 13 شهریور 1392
نظرات

 

ما را زخاندان کرم آفریده‌اند

 

یک موج، از تلاطم یم آفریده‌اند

 

ما را فدائیان پسرهای فاطمه (س(

 

«ما را شهید میر و علم آفریده‌اند»


گریه کنان حضرت غم آفریده‌اند

 

بهر بریدن سر اولاد عمر و عاص

 

در جان ما غرور و غژم آفریده‌اند

 

هر یک زما حریف دو صد لشکر یزید!

 

»زین رو ز شیعه عده‌ کم آفریده‌اند«

 

دجال‌ها و حرمله‌ها را مهاجم و ...

 

... ما را «مدافعان حرم» آفریده‌اند

 

***

 

سیدعلی خامنه‌ای، پیر عشق گفت:

 

»فریاد را علیه ستم آفریده‌اند«


نویسنده : همسر بانو
تاریخ : چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392
نظرات

این نبش قبر عقده دیرینه شماست
این‌ها گواه جنگ علیه خود خداست
وهاّبیان پست، چرا بس نمی‌کنید؟
اندازه خصومت یک قوم تا کجاست؟
گیرم که نبش قبر کنیدش چه فایده
اینک مزار ابن عدی در قلوب ماست
«
یک عده آمدند پی نبش قبر»، آه
این حرف‌ها چقدر برای من آشناست
تاریخ چند صفحه ورق خورد تا رسید
آنجا که دور قبر غریبی سر و صداست
تا نبش قبر فاطمه راهی نداشتند
دیدند ذوالفقار به دستان مرتضی است
ذهنم دوباره رفت به جایی شبیه این
حرف مدینه نیست دگر، حرف کربلاست
ده نیزه دار دور و برِ قبر کوچکی
حلقه زدند... لشگر دشمن چه بی حیاست
حالا رباب مانده و یک شیرخواره که

مثل سرِ حسین، سرش روی نیزه هاست


نویسنده : میثم صفری
تاریخ : جمعه 16 فروردین 1392
نظرات
دیروز احساس تکلیف‌ها، بوی شهادت می داد، اما امروز…



کم حرف می زد.
سه تا پسرش شهید شده بودند.
- ازش پرسیدم «چند سالته ،مادر جان؟»
گفت : هزار سال…
- خندیدم.
جواب داد : شوخی نمی کنم. اندازه هزار سال بهم سخت گذشته…
صداش می لرزید.
او هم به نوعی _احساس تکلیف_ کرده بود اما به نوعی دیگر…

مرتبط با: تلنگر , شهدا ,
نویسنده : میثم صفری
تاریخ : جمعه 15 دی 1391
نظرات

امام صادق سلام الله علیه

مَن قُتِلَ فی سَبیلِ اللّه‏ِ لا یُعَرِّفُهُ اللّه‏ُ شَیئا مِن سَیِّئاتِهِ؛

هر كه در راه خدا كشته شود، خداوند چیزى از گناهانش را به او نمی‌‏نمایاند.

حکمت‌نامه بسیج:ص262، ح449


پی نوشت:

مگر حقّ الناس!!!



مرتبط با: شهدا ,
نویسنده : میثم صفری
تاریخ : دوشنبه 12 تیر 1391
نظرات

هواپیمایی با یک و نیم برابر سرعت صوت از ارتفاع ده متری سطح زمین، ماشین لندکروزی را که با سرعت درجاده مهران – دهلران حرکت می نماید، مورد اصابت موشک قرار می دهد،
اگراز مقاومت هوا صرف نظر شود. معلوم کنید کدام تن می سوزد؟
کدام سر می پرد؟
چگونه باید اجساد را از درون این آهن پاره له شده بیرون کشید؟
چگونه باید آنها را غسل داد؟
چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش کنیم؟
چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش کنیم؟
چگونه می توانیم در شهرمان بمانیم و فقط درس بخوانیم.
چگونه می توانیم درها را به روی خود ببندیم و چون موش در انبار کلمات کهنه کتاب لانه بگیریم؟
کدام مسئله را حل می کنی؟ برای کدام امتحان درس می خوانی؟
به چه امید نفس می کشی؟ کیف و کلاسورت را از چه پر می کنی؟
از خیال، از کتاب ، از لقب شاخ دکتر یا از آدامسی که هر روز مادرت درکیفت می گذارد؟
کدام اضطراب جانت را می خورد؟
دیر رسیدن به اتوبوس، دیر رسیدن سر کلاس، نمره گرفتن؟
دلت را به چه چیز بسته ای؟ به مدرک، به ماشین، به قبول شدن در حوزه فوق دکترا؟
صفایی ندارد ارسطو شدن خوشا پر کشیدن، پرستو شدن

دست نوشته ی شهید احمد رضا احدی رتبه اول کنکور پزشکی سال 64؛ساعتی قبل از شهادت


مرتبط با: تلنگر , شهدا ,
برچسب‌ها: معادله چند مجهولی ,
نویسنده : میثم صفری
تاریخ : چهارشنبه 31 خرداد 1391
نظرات

هنر آن است كه بی ‏هیاهوهای سیاسی، و «خودنمایی»های شیطانی، برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف كند نه هوی، و این هنر مردان خداست. او (شهید چمران) در پیشگاه خدای بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و یادش بخیر! (امام خمینی رحمة الله علیه)

ای پاهای من سریع وتوانا باشید ، ای دستهای من قوی و دقیق باشید ، ای چشمان من تیزبین و هوشیار باشید ، ای قلب من ، این لحظات آخرین را تحمل کن ، ای نفس ، مرا ضعیف وذلیل مگذار ، تا چند لحظه بیشتر با قدرت و اراده صبور و توانا باش به شما قول می دهم که پس از چند لحظه همه شما در استراحتی عمیق و ابدی آرامش خود را برای همیشه بیابید و تلافی این عمر خسته کننده و این لحظات سنگین و سخت را دریافت کنید. من ، چند لحظه بعد به شما آرامش می دهم . دیگر شما را زحمت نخواهم داد.دیگر شب و روز استثمارتان نخواهم کرد. دیگر فشار عالم و شکنجه روزگار را بر شما تحمیل نخواهم کرد.دیگر به شما بی خوابی نخواهم داد و شما دیگر از خستگی فریاد نخواهید کرد. از درد و شکنجه ضجه نخواهید زد. از گرسنگی و گرما و سرما شکوه نخواهید کرد. و برای همیشه در بستر نرم خاک، آرام و آسوده خواهید بود. اما این لحظات حساس ،لحظات وداع با زندگی و عالم، لحظات لقای پروردگار، لحظات رقص من در برابر مرگ باید زیبا باشد.

لحظاتی قبل از شهادت- دهلاویه

شادی روح بلند ایشان صلوات

ادامه مطلب
مرتبط با: مناسبت ها , شهدا ,
برچسب‌ها: شهید چمران , دهلاویه ,
نویسنده : میثم صفری
تاریخ : یکشنبه 20 فروردین 1391
نظرات

 

عجب از ما، واماندگان زمین گیر که در جستجوی شهدا به قبرستان‌ها می‌رویم؛ مرده آن است که نصیبی از حیات طیبه شهدا ندارد و اگر چنین است از ما مرده‌تر کیست؟

پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند، اما حقیقت آن است که زمان ما را برده است.

جاذبه خاک، تن را به پایین می کشد و جاذبه آسمان، روح را به بالا و انسان در حیرت میان این دو جاذبه، راه خود را به سوی حق باز می شناسد. 

عقل معاش می گوید که شب هنگام خفتن است، اما عشق می گوید که بیدار باش. در راه خدا بیدار باش تا روح تو چون شعاعی از نور به شمس وجود حق اتصال یابد. عقل معاش می گوید که شب هنگام خفتن است اما عقل معاد می گوید که همه‌ی چشم ها در ظلمات محشر، در آن هنگامه‌ی فزع اکبر، از هول قیامت گریانند، مگر چشمی که در راه خدا بیدار مانده و از خوف او گریسته باشد. عقل معاش می گوید که شب هنگام خفتن است، اما عشق می گوید چگونه می توان خفت، وقتی که جهان ظلمتکده ی کفرآبادی است که در آن، احکام حق مورد غفلت است...

خلاف آنچه بسیاری می پندارند، اخرین مقاتله ما - به مثابه سپاه عدالت - نه با دموكراسی غرب كه با اسلام آمریكایی است ، كه اسلام آمریكایی از خود آمریكا دیر پاتر است . اگر چه این یكی نیز و لو "هزار ماه " باشد به یك "شب قدر " فرو خواهد ریخت و حق پرستان و مستضعفان وراث زمین خواهند شد

هر انسانی را لیلة القدری هست که در آن ناگزیر از انتخاب می شود . حر را نیز شب قدری اینچنین پیش آمد ... عمربن سعد را نیز ...من و تو را هم پیش خواهد آمد .                                  

ادامه مطلب
مرتبط با: مناسبت ها , شهدا ,
 
 
اهل دیار فاتحان اروند هستم!
رفسنجان
.....................
"تصویر: قدمگاه امام رضا علیه السلام- نیشابور"
..................................
کسانی که شتر ماده و بچّه اش را در حال رفتن در بیابان دیده اند میگویند که یک جای پا بیشتر وجود ندارد و بچّه شتر پایش را دقیقاً جای پای مادرش میگذارد.
و این، سرّ فرمایش امیر المومنین علیه السلام در خطبه 192 نهج البلاغه است.
«وَ لَقَدْ کُنْتُ أَتـَّبِعُهُ إِتّباعَ الْفَصیلِ اَثَرَ أُمِّهِ» :و من به دنبال پیامبر صلّی الله علیه و آله می رفتم چنانکه بچّه شتر در پى مادرش می رود.
....................
هر گاه پیامبر پا از زمین بر می داشت
من بر جای پای آن حضرت قدم می گذاشتم. سلمان فارسی (محمّدی)
........................
بسم الله الرحمن الرحیم

یَا شَدِیدَ الْقُوَی وَ یَا شَدِیدَ الْمِحَالِ یَا عَزِیزُ یَا عَزِیزُ یَا عَزِیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِكَ جَمِیعُ خَلْقِكَ فَاكْفِنِی شَرَّ خَلْقِكَ یَا مُحْسِنُ یَا مُجْمِلُ یَا مُنْعِمُ یَا مُفْضِلُ یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّی كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذَلِكَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ
#############
#############
به نام خدایی که از شدت حضور, ناپیداست....
......................
از مرحوم حاج میرزا اسماعیل دولابی پرسیدند.. سلام علیکم یعنی چی؟...ایشان گفتند: مگر قرآن تلاوت نمی کنید؟ "سلام" یکی از اسامی خداوند است..!! "علیکم " هم از دو کلمه تشکیل یافته است .علَی (یعنی بالا) کُم (یعنی شما)، «سلام علیکم»... یعنی خدا بالای سر شمااست.
پس "سلام علیکم" بازدید کننده گرامی!
....................
عالم مجازی هم محضر خداست!
.................
سلام
در این قسمت جملات زیبا و حکیمانه در هر موضوعی نوشته می شود. از جملات پیشنهادی به شدت استقبال و استفاده می شود.
#########
شخصی از خدا دو چیز خواست......
یک گل و یک پروانه......
اما چیزی که به دست آورد
یک کاکتوس و یک کرم بود......
غمگین شد
با خود اندیشید شاید خداوند من را
دوست ندارد و به من توجهی ندارد...
چند روز گذشت......
از آن کاکتوس پر از خار گلی زیبا روییده شد و
آن کرم تبدیل به پروانه ای شد......
اگر چیزی از خدا خواستید و چیز دیگری دریافت کردید
به او اعتماد کنید.........
خارهای امروز گلهای فردایند......
95/10/9

میثم صفری