پا جای پا - مطالب شهدا
لینک های وب

ما برای آنکه ایران...

تاریخ : جمعه 15 اسفند 1393 | 04:07 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

دیر و زود دارد ولی...

تاریخ : چهارشنبه 15 مرداد 1393 | 08:41 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

یک نکته از هزاران

علیّ بن ابوحمزه ثمالی حکایت نماید:
روزی یکی از دوستان حضرت ابوالحسن امام موسی کاظم علیه السلام به دیدار آن حضرت آمد؛ و حضرتش را به میهمانی در منزل خود دعوت کرد. امام علیه السلام دعوت دوست خود را پذیرفت و به همراه آن شخص حرکت کرد تا به منزل او رسید. همین که حضرت وارد منزل شد، میزبان تختی را مهیّا نمود و امام کاظم علیه السلام بر آن تخت جلوس فرمود.
چون صاحب منزل به دنبال آوردن غذا رفت، حضرت متوجّه شد که یک جفت کبوتر زیر تخت در حال بازی و معاشقه با یکدیگر می‌باشند. وقتی صاحب منزل با ظرف غذا نزد حضرت وارد شد، امام علیه السلام در حال خنده و تبسّم مشاهده کرد، از روی تعجّب اظهار داشت:
یابن رسول اللّه ! این خنده و تبسّم برای چیست؟ حضرت فرمود: برای این یک جفت کبوتری است که زیر تخت مشغول شوخی و بازی هستند، کبوتر نر به همسر خود می‌گوید: ای انیس و مونس من، ای عروس زیبای من! قسم به خداوند یکتا! بر روی زمین موجودی محبوب‌تر و زیباتر از تو نزد من نیست؛ مگر این شخصیّتی که روی تخت نشسته است. صاحب منزل با تعجّب عرضه داشت: آیا شما زبان حیوانات و سخن کبوتران را هم می‌فهمید؟ امام علیه السلام فرمود: بلی، ما اهل‌بیت رسالت، سخن حیوانات و پرندگان را می‌دانیم؛ و بلکه تمام علوم اوّلین و آخرین به ما داده شده است.

.................................
پ.ن:   
برای اثبات امامت ائمه علیهم السلام و حقانیت و ضرورت وجودشان در کتابهای کلامی به طور گسترده بحث و استدلال شده و این‌گونه ماجراها جهت اثبات این مسأله نیست بلکه جهت آشنایی با تاریخ و سیره آنان و پند‌‌آموزی است.




طبقه بندی: تلنگر،  مناسبت ها،  شهدا،  زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: 25 رجب، شهادت جانسوز باب الحوائج، موسی بن جعفر علیهما السلام، 14 سال زندان، سندی بن شاهک یهودی ملعون،  

تاریخ : یکشنبه 4 خرداد 1393 | 09:13 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

روز معلم


امام سجّاد علیه السلام:

حَقُّ سائِسِكَ بِالعِلمِ التَّعظیمُ لَهُ والتَّوقیرُ لِمَجلِسِهِ وحُسنُ الاِستِماعِ إلَیهِ والإقبالُ عَلَیهِ... وأن تَستُرَ عُیوبَهُ وتُظهِرَ مَناقِبَهُ؛

حقّ سرپرست علمى تو آن است كه وى را بزرگ بشمارى و مجلسش را محترم بشمارى و به او نیك گوش بسپارى و توجّه كنى... و اگر نزد تو از او به زشتى یاد كردند، دفاع كنى و عیب‌هایش را بپوشانى و افتخاراتش را آشكار سازى.

الخصال : ۵۶۷ / علم و حكمت در قرآن و حدیث: ج2 ص 628

  



طبقه بندی: مناسبت ها،  پیامبران،  شهدا،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: 12 اردیبهشت، استاد شهید مطهری (ره)، درس معلم ار بود زمزمه محبتی...، حقوق معلم، یادش بخیر، بعثت معلّما،  

تاریخ : جمعه 12 اردیبهشت 1393 | 11:07 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

زنی که از همه مردان، سری سر است


پ . ن: قابل توجه بعضی از مسئولین محترم!!! فاصله بین حرف تا عمل که میگن همینه
بعدا نوشت: به جای ریخت و پاش و جشن های طاغوتی بهتره یه نگاهی به عملکرد این مادران نمونه بندازیم ثوابش بیشتره به خدا نیازی نیست برای معرفی فرهنگ ایران و ایرانی و بزرگداشت مقام بانوی دو سرا به رقص و شوی لباس متوسل بشیم اگه مهمان های خارجی رو یه بار سر سفره کرامت این مادران بنشانیم تمام فرهنگ اسلامی ایرانی رو می بینن و لمس میکنن بازم قابل توجه بعضی همسران مسئولین محترم!!!



طبقه بندی: تلنگر،  شهدا،  مردم سالاری دینی،  زندگی اسلامی، 
برچسب ها: ما برای آن که ایران...، طلبکار نظام یا بدهکار نظام؟، امنیت مرهون شهدا، بی ادعا، صاحبان انقلاب و نظام،  

تاریخ : جمعه 5 اردیبهشت 1393 | 09:49 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

خط مقدم دشمن

تاریخ : دوشنبه 25 فروردین 1393 | 10:42 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

مروان می آمد و ...

امام صادق علیه السلام :

كانَت اُمُّ جَعفَرٍ الكِلابِیَّةُ تَندُبُ الحُسَینَ علیه السلام وتَبكیهِ وقَد كُفَّ بَصَرُها ، فَكانَ مَروانُ وهُوَ والِ المَدینَةِ یَجیءُ مُتَنَكِّرا بِاللَّیلِ حَتّى یَقِفُ ، فَیَسمَعُ بُكاءَها و نَدبَها؛

اُمّ جعفر كِلابى (امّ البنین)، براى حسین علیه السلام مرثیه مى سرایید و مى گریست تا این كه چشمانش نابینا شد. مروان ، حاكم مدینه، به صورت ناشناس مى آمد و پشتِ در مى ایستاد و به گریه و مرثیه سرایى او گوش مى داد.

امالی شجری : ج ۱ ص ۱۷۵ / دانشنامه امام حسین علیه السلام : ج 9 ص 424




طبقه بندی: مناسبت ها،  شهدا،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: سالروز وفات ام البنین سلام الله علیها، مادر حضرت عباس (سلام الله علیه)، مادر شیران، 13 جمادی الثانی،  

تاریخ : یکشنبه 24 فروردین 1393 | 12:16 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

فصل شکستن شاخه مهربانی ها



بیاد " یاس" علی ...
فصل شکستن شاخه مهربانی ها بود، فصل برچیده شدن ، سفره برکت از خانه عشق ، فصل یتیمی فرزندان زمین ...شکوفه ی یاسی که به دست جهل پر پر میشد ، و دنیا "بهارش " را در تابوت روانه خاکستان میکرد ، از آن پس دگر هیچ وقت ، هیچ فصلی بوی یاس بخود نگرفت .. 
"چاه "مهیا بود که طنین فریاد شکستن " بغض" را ببلعد ، تا صدای شکستن " دل" یکتا اسطوره مردانگی، زمین را (دکا"دکا ) در هم نکوبد .. 
"آل علی "، چادر شب را بر پیکر " یاس " پیچاندند ، تا "نور الله" را مستور کنند از خفاشان "دجی" پرستی که تاب دیدن پرتوی نور را نداشتند ...
"علی" خورشیدش خسوف کرد ، او ماند و دنیایی تاریک به جهالت قومی که حق را به ثمن بخسی فروختند و باطل را "ردای " اعمالشان کردند .. 
عزلت جامه ای شد بر تنهایی " علی" ، و سکوت تنها "مرهم " برای مداوای زخم های او .. 
" کوثر " رفت تا " جنات تجری من تحتها الانهار " را برای قدوم " آل علی" مهیا کند .. 
سلام الله علیک یا فاطمه الزهراء..

....................................................................
الگو نوشت:

قال الامام علی علیه السّلام:
-
فوالله - ما أغضبتها و لا أکرهتها على أمر حتى قبضها الله عزوجل إلیه و لا أغضبتنی و لا عصت لى أمرا و لقد کنت أنظر إلیها فتنکشف عنی الهموم و الأحزان.

کشف الغمة ج 1: 363
به خدا سوگند هیچ گاه فاطمه‌ (سلام‌ الله‌ علیها) را به خشم نیاوردم و او را بر كارى - كه میل نداشت - وادار نكردم تا روزى كه خداوند او را برد (شهید شد) و او نیز هیچگاه مرا به خشم نیاورد و از فرمان من سرپیچى نكرد و هر گاه كه به او مى نگریستم نگرانى ها و غم‌ها از من زدوده مى‌ شد




طبقه بندی: مناسبت ها،  شهدا،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: شهادت حضرت زهرا افسانه نیست، فاطمه پاره تن من است، فاطمه لیلة القدر است، فداها ابوها، نوروز فاطمی، سیلی، اولین سین سفره هفت سین امسال،  

تاریخ : جمعه 23 اسفند 1392 | 04:21 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

ندیدنی بهتر از دیدن!

تاریخ : یکشنبه 24 آذر 1392 | 10:23 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

13 آبان قرآنی

یوم‌الله ۱۳ آبان مصداق عینی  آیه دوم سوره مبارکه حشر است.



«هُوَ الَّذی أَخْرَجَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتابِ مِنْ دِیارِهِمْ» یعنی خداوند کفار را از خانه‌هایشان بیرون راند. سفارتخانه، خانه آمریکا بود و خداوند آنها را از طریق دانشجویان پیرو خط امام از خانه خودشان بیرون کرد. و «لِأَوَّلِ الْحَشْرِ» یعنی در مراحل اولیه انقلاب.

«ماظَنَنْتُمْ أَنْ یَخْرُجُوا» یعنی شما پیش‌بینی نمی‌کردید که آمریکا با چنین ذلتی از خانه خودش بیرون رانده شود. «وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ مانِعَتُهُمْ حُصُونُهُمْ» خودشان هم می‌گفتند چون اینجا سفارتخانه است هیچ کس نمی‌تواند به آنها معترض شوند زیرا گمان می‌کردند این قلعه و دژ مانع از جسارت دیگران به آنها خواهد شد.

«فَأَتاهُمُ اللَّهُ مِنْ حَیْثُ لَمْ یَحْتَسِبُوا» ولی خداوند از راهی که تصور نمی‌کردند بر آنها درآمد. یعنی دانشجویان پیرو خط امام از راهی که آنها پیش‌بینی نمی‌کردند (از راه دیوار) به داخل سفارتخانه رفتند و آنجا را تسخیر کردند. «وَ قَذَفَ فی‏ قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ» خداوند در قلب آنها وحشت انداخت .

«یُخْرِبُونَ بُیُوتَهُمْ بِأَیْدیهِمْ» یعنی آنچه ساخته بودند با دستان خودشان خراب کردند. این قسمت از آیه اشاره دارد به اسناد و پرونده‌هایی که خودشان جمع‌آوری کرده بودند اما مجبور شدند از طریق دستگاه‌های کاغذ خورد کن نابود کنند. «وَ أَیْدِی الْمُؤْمِنینَ» و یک سری آثاری که از خود باقی گذاشته بودند به دست مومنان نابود شد.

«فَاعْتَبِرُوا یا أُولِی الْأَبْصارِ» عبرت بگیرید این صاحبان بصیرت و چشمان خود را باز کنید که اگر قهر خدا نازل شود هیچ کاری از دست آمریکا، سفارتخانه و محاسبات دیپلماتیک ساخته نیست و چند جوان با دست‌های خالی و از راهی که حتی تصور هم نمی‌شود می‌توانند خیلی کارها را عملی کنند.





طبقه بندی: قرآن،  تلنگر،  مناسبت ها،  شهدا،  مردم سالاری دینی،  زندگی اسلامی، 
برچسب ها: 13 آبان، یوم الله، لانه جاسوسی، مرگ بر آمریکا، بصیرت، توبه گرگ،  

تاریخ : یکشنبه 12 آبان 1392 | 09:01 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

کاش ... لا اقل رکعت آخر به جماعت برسم

زود بیدار شدم تا سر ساعت برسم

بایداین بار به غوغای قیامت برسم

 

من به "قد قامت" یاران نرسیدم، ای کاش

لا اقل رکعت آخر به جماعت برسم



آه ،مادر! مگر از من چه گناهی سر زد

که دعا کردی و گفتی به سلامت برسم؟

 

طمع بوسه مدار از لبم ای چشمه که من

نذر دارم لب تشنه به زیارت برسم

 

سیب سرخی سر نیزه ست...دعا کن من نیز

اینچنین کال نمانم به شهادت برسم




طبقه بندی: مناسبت ها،  شهدا، 
برچسب ها: هفته دفاع مقدس، هشت سال، سبکبالان عاشق، ولایتمدار،  

تاریخ : سه شنبه 2 مهر 1392 | 08:23 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

زین رو ز شیعه عدّه‌ کم آفریده‌اند


 

ما را زخاندان کرم آفریده‌اند

 

یک موج، از تلاطم یم آفریده‌اند

 

ما را فدائیان پسرهای فاطمه (س(

 

«ما را شهید میر و علم آفریده‌اند»


گریه کنان حضرت غم آفریده‌اند

 

بهر بریدن سر اولاد عمر و عاص

 

در جان ما غرور و غژم آفریده‌اند

 

هر یک زما حریف دو صد لشکر یزید!

 

»زین رو ز شیعه عده‌ کم آفریده‌اند«

 

دجال‌ها و حرمله‌ها را مهاجم و ...

 

... ما را «مدافعان حرم» آفریده‌اند

 

***

 

سیدعلی خامنه‌ای، پیر عشق گفت:

 

»فریاد را علیه ستم آفریده‌اند«




طبقه بندی: صهیونیسم،  شهدا،  مناسبت ها، 
برچسب ها: مدافعان حرم، شیعه، عقیله بنی هاشم،  

تاریخ : چهارشنبه 13 شهریور 1392 | 11:38 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

«یک عده آمدند پی نبش قبر»، آه...


این نبش قبر عقده دیرینه شماست
این‌ها گواه جنگ علیه خود خداست
وهاّبیان پست، چرا بس نمی‌کنید؟
اندازه خصومت یک قوم تا کجاست؟
گیرم که نبش قبر کنیدش چه فایده
اینک مزار ابن عدی در قلوب ماست
«
یک عده آمدند پی نبش قبر»، آه
این حرف‌ها چقدر برای من آشناست
تاریخ چند صفحه ورق خورد تا رسید
آنجا که دور قبر غریبی سر و صداست
تا نبش قبر فاطمه راهی نداشتند
دیدند ذوالفقار به دستان مرتضی است
ذهنم دوباره رفت به جایی شبیه این
حرف مدینه نیست دگر، حرف کربلاست
ده نیزه دار دور و برِ قبر کوچکی
حلقه زدند... لشگر دشمن چه بی حیاست
حالا رباب مانده و یک شیرخواره که

مثل سرِ حسین، سرش روی نیزه هاست




طبقه بندی: تلنگر،  مناسبت ها،  شهدا،  صهیونیسم، 
برچسب ها: حجر بن عدی، هتک حرمت، شعر، کربلا،  

تاریخ : چهارشنبه 18 اردیبهشت 1392 | 12:02 ق.ظ | نویسنده : همسر بانو | نظرات

احساس تکلیف ها از دیروز تا امروز

دیروز احساس تکلیف‌ها، بوی شهادت می داد، اما امروز…



کم حرف می زد.
سه تا پسرش شهید شده بودند.
- ازش پرسیدم «چند سالته ،مادر جان؟»
گفت : هزار سال…
- خندیدم.
جواب داد : شوخی نمی کنم. اندازه هزار سال بهم سخت گذشته…
صداش می لرزید.
او هم به نوعی _احساس تکلیف_ کرده بود اما به نوعی دیگر…



طبقه بندی: تلنگر،  شهدا، 
برچسب ها: احساس وظیفه، شهادت، شیفتگان خدمت، تشنگان قدرت، نهضت کاندیداتوری،  

تاریخ : جمعه 16 فروردین 1392 | 10:02 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

خدا نشانش نمی دهد!

امام صادق سلام الله علیه

مَن قُتِلَ فی سَبیلِ اللّه‏ِ لا یُعَرِّفُهُ اللّه‏ُ شَیئا مِن سَیِّئاتِهِ؛

هر كه در راه خدا كشته شود، خداوند چیزى از گناهانش را به او نمی‌‏نمایاند.

حکمت‌نامه بسیج:ص262، ح449


پی نوشت:

مگر حقّ الناس!!!





طبقه بندی: شهدا، 
برچسب ها: شهید، بخشش، حق الناس، حق الله،  

تاریخ : جمعه 15 دی 1391 | 01:07 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

معادله چند مجهولی!

هواپیمایی با یک و نیم برابر سرعت صوت از ارتفاع ده متری سطح زمین، ماشین لندکروزی را که با سرعت درجاده مهران – دهلران حرکت می نماید، مورد اصابت موشک قرار می دهد،
اگراز مقاومت هوا صرف نظر شود. معلوم کنید کدام تن می سوزد؟
کدام سر می پرد؟
چگونه باید اجساد را از درون این آهن پاره له شده بیرون کشید؟
چگونه باید آنها را غسل داد؟
چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش کنیم؟
چگونه بخندیم و نگاه آن عزیزان را فراموش کنیم؟
چگونه می توانیم در شهرمان بمانیم و فقط درس بخوانیم.
چگونه می توانیم درها را به روی خود ببندیم و چون موش در انبار کلمات کهنه کتاب لانه بگیریم؟
کدام مسئله را حل می کنی؟ برای کدام امتحان درس می خوانی؟
به چه امید نفس می کشی؟ کیف و کلاسورت را از چه پر می کنی؟
از خیال، از کتاب ، از لقب شاخ دکتر یا از آدامسی که هر روز مادرت درکیفت می گذارد؟
کدام اضطراب جانت را می خورد؟
دیر رسیدن به اتوبوس، دیر رسیدن سر کلاس، نمره گرفتن؟
دلت را به چه چیز بسته ای؟ به مدرک، به ماشین، به قبول شدن در حوزه فوق دکترا؟
صفایی ندارد ارسطو شدن خوشا پر کشیدن، پرستو شدن

دست نوشته ی شهید احمد رضا احدی رتبه اول کنکور پزشکی سال 64؛ساعتی قبل از شهادت




طبقه بندی: تلنگر،  شهدا، 
برچسب ها: معادله چند مجهولی،  

تاریخ : دوشنبه 12 تیر 1391 | 01:18 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

لحظات رقص من در برابر مرگ

هنر آن است كه بی ‏هیاهوهای سیاسی، و «خودنمایی»های شیطانی، برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف كند نه هوی، و این هنر مردان خداست. او (شهید چمران) در پیشگاه خدای بزرگ با آبرو رفت. روانش شاد و یادش بخیر! (امام خمینی رحمة الله علیه)

ای پاهای من سریع وتوانا باشید ، ای دستهای من قوی و دقیق باشید ، ای چشمان من تیزبین و هوشیار باشید ، ای قلب من ، این لحظات آخرین را تحمل کن ، ای نفس ، مرا ضعیف وذلیل مگذار ، تا چند لحظه بیشتر با قدرت و اراده صبور و توانا باش به شما قول می دهم که پس از چند لحظه همه شما در استراحتی عمیق و ابدی آرامش خود را برای همیشه بیابید و تلافی این عمر خسته کننده و این لحظات سنگین و سخت را دریافت کنید. من ، چند لحظه بعد به شما آرامش می دهم . دیگر شما را زحمت نخواهم داد.دیگر شب و روز استثمارتان نخواهم کرد. دیگر فشار عالم و شکنجه روزگار را بر شما تحمیل نخواهم کرد.دیگر به شما بی خوابی نخواهم داد و شما دیگر از خستگی فریاد نخواهید کرد. از درد و شکنجه ضجه نخواهید زد. از گرسنگی و گرما و سرما شکوه نخواهید کرد. و برای همیشه در بستر نرم خاک، آرام و آسوده خواهید بود. اما این لحظات حساس ،لحظات وداع با زندگی و عالم، لحظات لقای پروردگار، لحظات رقص من در برابر مرگ باید زیبا باشد.

لحظاتی قبل از شهادت- دهلاویه

شادی روح بلند ایشان صلوات


ادامه مطلب

طبقه بندی: مناسبت ها،  شهدا، 
برچسب ها: شهید چمران، دهلاویه،  

تاریخ : چهارشنبه 31 خرداد 1391 | 05:48 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

به بهانه سالگشت شهادت سیّد مرتضی آوینی (ره)

 

عجب از ما، واماندگان زمین گیر که در جستجوی شهدا به قبرستان‌ها می‌رویم؛ مرده آن است که نصیبی از حیات طیبه شهدا ندارد و اگر چنین است از ما مرده‌تر کیست؟

پندار ما این است که ما مانده ایم و شهدا رفته اند، اما حقیقت آن است که زمان ما را برده است.

جاذبه خاک، تن را به پایین می کشد و جاذبه آسمان، روح را به بالا و انسان در حیرت میان این دو جاذبه، راه خود را به سوی حق باز می شناسد. 

عقل معاش می گوید که شب هنگام خفتن است، اما عشق می گوید که بیدار باش. در راه خدا بیدار باش تا روح تو چون شعاعی از نور به شمس وجود حق اتصال یابد. عقل معاش می گوید که شب هنگام خفتن است اما عقل معاد می گوید که همه‌ی چشم ها در ظلمات محشر، در آن هنگامه‌ی فزع اکبر، از هول قیامت گریانند، مگر چشمی که در راه خدا بیدار مانده و از خوف او گریسته باشد. عقل معاش می گوید که شب هنگام خفتن است، اما عشق می گوید چگونه می توان خفت، وقتی که جهان ظلمتکده ی کفرآبادی است که در آن، احکام حق مورد غفلت است...

خلاف آنچه بسیاری می پندارند، اخرین مقاتله ما - به مثابه سپاه عدالت - نه با دموكراسی غرب كه با اسلام آمریكایی است ، كه اسلام آمریكایی از خود آمریكا دیر پاتر است . اگر چه این یكی نیز و لو "هزار ماه " باشد به یك "شب قدر " فرو خواهد ریخت و حق پرستان و مستضعفان وراث زمین خواهند شد

هر انسانی را لیلة القدری هست که در آن ناگزیر از انتخاب می شود . حر را نیز شب قدری اینچنین پیش آمد ... عمربن سعد را نیز ...من و تو را هم پیش خواهد آمد .                                  


ادامه مطلب

طبقه بندی: مناسبت ها،  شهدا، 
برچسب ها: آوینی، سیّد شهیدان اهل قلم،  

تاریخ : یکشنبه 20 فروردین 1391 | 02:51 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات


  • paper | ایکس باکس | خرید بک لینک فالو
  • خرید آگهی رپرتاژ | ایران بلاگ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic