پا جای پا - مطالب اهل البیت علیهم السلام
لینک های وب

یکشنبه های خاصّ!

اگه شما هم مثل من احساس میکنید خیلی گناه کارید، الآن وقتشه...

اگه فکر میکنید خیلی حق الناس گردنتون هست و نمیدونید چطوری از همشون حلالیت بگیرید، الآن وقتشه...

ماه ذیقعده یکی از بهترین ماهها برای استغفار و بخشش هست و یکشنبه های اون، روز خاصی هست که گویا یک فرصت خاص برای برگشت به سمت خداست.

«انس بن مالک» می گوید: رسول خدا در یکشنبه ی ماه ذیقعده از منزل بیرون آمد و فرمود: ای مردم، کدام یک از شما می خواهد توبه کند؟ عرض کردیم: همه می خواهیم توبه کنیم.

فرمود: غسل کنید و وضو بگیرید و چهار رکعت نماز- (دوتا دو رکعت) در هر رکعت یک بار فاتحه الکتاب، سه بار قل هو الله احد و هر کدام از دو سوره معوذتین (فلق و ناس) را یک بار- بخوانید، سپس هفتاد بار استغفار کنید و آن را به «لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم» ختم کنید. آن گاه بگویید:

»
یا عزیزُ یا غفار، اِغفِر لی ذُنوبی و ذُنوبَ جَمیعِ المُومنینَ و المُومِنات، فَاِنّه لا یَغفِرُ الذُّنوبَ الّا اَنت«



سپس فرمود: هر بنده ای از امت من این عمل را انجام دهد، از آسمان به او ندا می شود: «ای بنده ی خدا، عمل خود از نو آغاز کن؛ زیرا توبه ی تو پذیرفته و گناه تو آمرزیده شد.» و فرشته ای از زیر عرش به او خطاب می کند: «ای بنده خجسته باد بر تو و فرزندان تو!» و فرشته ای دیگر ندا می کند: «ای بنده، دشمنان تو در روز قیامت از تو راضی خواهند گردید

و فرشته ای دیگر ندا می کند: «ای بنده، تو مومن از دنیا می روی و دین تو از تو گرفته نمی شود و قبر تو گشوده و نورانی می شود

و فرشته ای دیگر ندا می کند: «ای بنده، پدر و مادر تو از تو راضی خواهند گردید، اگر چه از تو ناخشنود باشند و پدر و مادر و فرزندان تو آمرزیده شدند و روزی تو در دنیا و آخرت گشوده و فراوان خواهد بود

و جبرئیل علیه السلام ندا می کند: «من همراه با فرشته ی مرگ می آیم و به او سفارش می کنم که با تو به نرمی رفتار کند و اثر مرگ حتی خراشی در تو ایجاد نخواهد کرد و فقط روح تو به آرامی از بدنت خارج خواهد شد

هرکس توفیق خوندن این نماز رو پیدا کرد، برای ما هم دعا کنه 




طبقه بندی: از هر دری،  معارف دینی،  هدیه ناقابل،  تلنگر،  مناسبت ها،  زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: ماه ذی القعده، نماز، یکشنبه، مغفرت، توبه،  

تاریخ : یکشنبه 17 شهریور 1392 | 09:11 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

نه رواقی ،نه گنبدی...


نه رواقی، نه گنبدی، حتی

سنگ قبری سرمزار تو نیست!

غیر مُشتی کبوتر خسته

خادمی، زائری، کنار تو نیست

بغض هایم کجا دخیل شوند؟!

پس ضریحت کجاست آقاجان؟!

روضه خوان ها چرا نمی خوانند؟!

گریه ها بی صداست آقاجان

گنبدی نیست تا دلم بپرد

پابه پای کبوتران شما

کاش می شد که دانه ای گیرم

امشب از دست مهربان شما

حرفِ گلدسته را نباید زد

تا حسودان شهر بسیارند

از شما خانواده آقاجان

درمدینه همه طلبکارند!

حیف آن چاهها که حیدر کند!

چقدر مادرت دعاشان کرد

عوض آن همه محبت ها

این مدینه چه خوب جبران کرد!



ادامه مطلب

طبقه بندی: معارف دینی،  مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: شهادت، شعر، ماتم، امام صادق ع،  

تاریخ : یکشنبه 10 شهریور 1392 | 02:18 ب.ظ | نویسنده : همسر بانو | نظرات

مرگ بر اثر گناه

پیامبر صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏ آله :


مَوْتُ الاِْنْسانِ بِالذُّنوبِ اَكْثَرُ مِنْ مَوْتِهِ بِالاَْجَلِ وَ حَیاتُهُ بِالبِرِّ اَكْثَرُ مِنْ حَیاتِهِ بِالْعُمُرِ؛


مرگ انسان‏ها در نتیجه گناهان، بیشتر از مرگ آنها در نتیجه فرا رسیدنِ اَجَل است و زنده ماندن انسان‏ها در نتیجه نیكى ‏هایشان، بیشتر از زندگى كردنشان به خاطر باقى بودنِ عمر است.

مكارم الاخلاق، ص 362 / دانش‏نامه قرآن و حدیث: ج 12، ص 312




طبقه بندی: تلنگر،  زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: مرگ، زندگی، بندگی، گناه،  

تاریخ : شنبه 9 شهریور 1392 | 01:06 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

عناصر اربعه

یا ابا عبد الله!
ﺭﺍﺳﺖ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻋﺎﻟﻢ ﺍﺯ ﭼﻬﺎﺭ ﻋﻨﺼﺮ ﺗﺸﮑﯿﻞ ﺷﺪﻩ : آب، آتش، خاک، و هوا
آبـــی کـه ﺍﺯ ﺗﻮ ﺩﺭﯾﻎ ﮐﺮﺩﻧﺪ
آتشی ﮐﻪ ﺩﺭ ﺧﯿﻤﻪ ﮔﺎﻫﺖ ﺍﻓﺘﺎﺩ
تربتی ﮐﻪ ﺷﺪ ﺳﺠﺪﻩ ﮔﺎﻩ ﻭ ﻃﺒﯿﺐ ﺩﺭﺩﻫﺎ
ﻭ هــوایی که عمریست افتاده بر دلها
و ﺗﺮﮐﯿﺐ ﺍﯾﻦ ﭼﻬﺎﺭ ﻋﻨﺼﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

کـربـــلا


بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا ...




طبقه بندی: معارف دینی،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: کربلا منتظر ماست، عناصر اربعه،  

تاریخ : پنجشنبه 7 شهریور 1392 | 11:20 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

پـــــــر مـــی زنند دور و بـــــرش یاکریم ها

امام حسن مجتبی علیه السلام:

الْكَریمُ هُوَ التَّبَرُّعُ قَبْلَ السُّۆالِ.

کریم، كسى است كه به نیازمندان پیش از اظهار نیازشان، كمك نماید.

(إحقاق الحقّ، 11/ 20)



در کوچه می وزند به شــوقش نسیم ها
گل می کنــــند در نفـــــس او شــمیم ها
در دســـــتهاش یاس و انار و کبـوتر است
وقتـــــی که مـــی رسند کنارش یتیم ها
بر شانه آسمـــان اجــــابت نشانده است
پـــــــر مـــی زنند دور و بـــــرش یاکریم ها
غلـــطانده است آن شتـر سرخ را به خون
تا بیـــش از این شکـسته نگردد حریم ها
از کــوچه ها و خاطره هایش گریز نیـست
خــــونین جگـــــر بوده حسن از قـدیم ها





طبقه بندی: مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: نیمه ماه رمضان، سبط نبی، امام مجتبی، گوشواره عرش، آقای جوانان اهل بهشت، کریم اهل بیت،  

تاریخ : پنجشنبه 3 مرداد 1392 | 12:59 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

دوازده...



 

ای التماس و خواهش بالا دوازده
ظهر اذان عقربه ی ما دوازده
♥♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥

من حقم است هشت گرفتم چرا که من
یک جمله هم نساخته ام با دوازده
♥♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥

با چند نمره باشد اگر، رد نمی شوی
یک، دو، سه... هفت، هشت، نه آقا دوازده
♥♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥

بی تو تمام اهل قیامت رفوزه اند
ای نمره ی قبولی دنیا، دوازده
♥♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥

ثانیه های کند، توسل می آورند
یا «صاحب الزمان خدا»، یا «دوازده
♥♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥

حالا که ساعت تو و چشم خدا یکی ست
آقا چقدر مانده زمان تا دوازده؟
♥♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥

امروز اگر نشد ولی یک روز می شود
ساعت به وقت شرعی زهرا، دوازده
♥♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥ ♥♥♥♥♥♥♥♥





طبقه بندی: معارف دینی،  مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: دوازده، میلاد امام زمان، ساعت صفر عاشقی،  

تاریخ : دوشنبه 3 تیر 1392 | 12:26 ب.ظ | نویسنده : همسر بانو | نظرات

آقای آسمانی آقاتر از همه



امشب بهشت را به تماشا گذاشتند

امشب نمک به سفرۀ دنیا گذاشتند

امشب به روی دامن نرجس از آسمان

ماهی بنام مهدی زهرا گذاشتند

امشب به خانۀ حسن عسگری برو

چون راه را برای همه واگذاشتند

از بسکه آمدند پی دستبوسی اش

از بس زیاد دل روی دل جاگذاشتند!

یوسف ببین که آخر صف ایستاده است

او را برای نوبت فردا گذاشتند

لیلا صفات ها همه مجنون صفت شدند

از عشق،سر به دامن صحرا گذاشتند

امشب پدر به خال پسر بوسه می زند

کعبه به روی سنگ حجر بوسه می زند

از یک طرف شبیه نبی با ملاحت است

از یک طرف شبیه علی با عطوفت است

از یک طرف چو مادر سادات غرق نور

از یک طرف شبیه حسن با صلابت است

با این همه صفات جمال و جلالی اش

درسی که از حسین گرفته شجاعت است

چشمش غضب ز حضرت عباس دارد و 

ابروی این پسر خود تیغ ولایت است

مثل علی اکبر ارباب قد رشید

مانند عمه زینب خود با ابهت است

دست توسل همه انبیا به اوست

از بسکه کار دست کریمش کرامت است

طاووس جنت آمده زیباتر از همه

آقای آسمانی آقاتر از همه




طبقه بندی: معارف دینی،  مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: نزول برکت، امام زمان، میلاد، شعر،  

تاریخ : دوشنبه 3 تیر 1392 | 02:25 ق.ظ | نویسنده : همسر بانو | نظرات

کوبیدن درب ...


پیامبر صلّى ‏الله‏ علیه‏ و‏آ له :


ما دُمتَ فی الصَّلاةِ فَإِنَّكَ‏ تَقرَعُ‏ بابَ‏ المَلِكِ الجَبّار، وَمَن یُكثِر قَرعَ بابِ المَلِكِ یُفتَح لَهُ.

تا زمانى كه تو در حال نمازى، درِ خانه فرمان رواى جبّار را مى كوبى، و هر كس درِ خانه فرمان روا را بكوبد، برایش باز مى شود.

امالی طوسی: ص 529 / میزان الحکمة : ج6 ، ص 285





طبقه بندی: تلنگر،  زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: نماز، کوبیدن درب، خدا، فرمانروا،  

تاریخ : سه شنبه 28 خرداد 1392 | 03:27 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

پروانگی و...



دنیا نیامده زغمت خون جگر شدم

وصف تورا شنیدم و از خود به در شدم

عمر و جوانی و همه ی زندگیم را

وقف توکردم و به تو وابسته تر شدم

تادل تهی نمو ده ام از هر چه غیر توست

برکسوت غلامی تو مفتخر شدم

قسمت شد آمدم به کنار ضریح تو

پروانه ی تو بودم وپروانه تر شدم

ممنون از اینکه دست مرا هم گرفته ای

مجنون صفت زعشق تو پاتابه سر شدم

بی اعتبار بودم واز لطف مادرت

سنگ تورا به سینه زدم معتبر شدم

تامادرم به کام من از تربت تو ریخت

دیوانه ی توبودم ودیوانه تر شدم

(حاج سعید خرازی)




طبقه بندی: معارف دینی،  مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: میلاد، عاشقی، تبریک، امام حسین،  

تاریخ : چهارشنبه 22 خرداد 1392 | 02:36 ب.ظ | نویسنده : همسر بانو | نظرات

سرّ آن دانه که شد رهزن آدم با اوست



آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست

چشم میگون لب خندان دل خرم با اوست

گر چه شیرین دهنان پادشهانند ولی

او سلیمان زمان است که خاتم با اوست

روی خوب است و کمال هنر و دامن پاک

لاجرم همت پاکان دو عالم با اوست

خال مشکین که بدان عارض گندمگون است

سرّ آن دانه که شد رهزن آدم با اوست

دلبرم عزم سفر کرد خدا را یاران

چه کنم با دل مجروح که مرهم با اوست

با که این نکته توان گفت که آن سنگین دل

کشت ما را و دم عیسی مریم با اوست

حافظ از معتقدان است گرامی دارش

زان که بخشایش بس روح مکرم با اوست




طبقه بندی: مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: جمعه، غیبت امام زمان علیه السلام، حضرت مهدی،  

تاریخ : جمعه 17 خرداد 1392 | 07:41 ب.ظ | نویسنده : همسر بانو | نظرات

سبک زندگی کاظمی


قال الامام الكاظم (علیه السلام)

 «اجتهدوا فی أن یكون زمانكم أربع ساعات: ساعةً لمناجاة الله. وساعةً لأمر المعاش. وساعةً لمعاشرة الاخوان والثقات الذین یعرّفونكم عیوبكم ویخلصون لكم فی الباطن. وساعةً تخلون فیه للذاتكم فی غیر محرّم وبهذه الساعة تقدرون على الثلاث ساعات. لا تحدّثوا أنفسكم بفقر ولا بطول عمر، فإنّه من حدّث نفسه بالفقر بخل. ومن حدّثها بطول العمر یحرص. اجعلوا لأنفسكم حظّاً من الدنیا باعطائها ما تشتهی من الحلال وما لا یثلم المروّة وما لا سرف فیه. واستعینوا بذلك على أمور الدین، فإنّه روى : لیس منّا من ترك دنیاه لدینه أو ترك دینه لدنیاه«.

ترجمه فارسی:

تلاش نمایید تا زمان زندگی شما از چهار بخش تشکیل شده باشد: بخشی برای مناجات با خدا، بخشی برای امر معیشت، بخشی برای معاشرت با برادران دینی و افراد مورد اعتمادی که عیب های شما را به شما می شناسانند و از سر اخلاص باطنی با شما رفتار می کنند. و بخشی را برای انجام لذات غیر حرام (تفریحات سالم و حلال) که با این بخش بر انجام آن سه بخش دیگر توان پیدا می کنید. با خود در مورد فقر و نداری و عمر طولانی صحبت نکنید زیرا هر کس با خودش در مورد نداری و فقر صحبت کند بخیل می شود و هر کس در مورد عمر طولانی با خود صحبت کند حریص می شود. برای خودتان بهره ای از دنیا قرار دهید به وسیله خواهش های حلال و موافق مروت و جوانمردی و غیر مسرفانه و با این بهره دنیوی بر امور دینی کمک گیرید زیرا روایت شده است: هر کسی که دنیای خودش را برای دینش  یا دینش را برای دنیایش رها سازد از ما اهل بیت و مسلمانان نیست.




طبقه بندی: مناسبت ها،  زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: شهادت امام موسای کاظم، سبک زندگی،  

تاریخ : چهارشنبه 15 خرداد 1392 | 07:46 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

این روزها دمشقِ شما کربلا شده!






چشمم دچار گریه ی بی انتها شده

دریا شده، به غصه و غم مبتلا شده

یاد تو ام، به یاد تو از سالِ شصت و یک

یک زینبیّه در دلِ تنگم بنا شده

چشم مزار داشتنت را نداشتند!

وهّابی است و فتنه دوباره به پا شده

بانو خودت بگو چه شده، ما شنیده ایم

پای حرامیان به حریم تو وا شده

دیروز خیمه ی تو و امروز مرقدت...

این روزها دمشقِ شما کربلا شده!


شعر از مسعود یوسف پور




طبقه بندی: اهل البیت علیهم السلام،  صهیونیسم،  معارف دینی، 
برچسب ها: سوریه، حرم بانو، نگهبان حرم،  

تاریخ : دوشنبه 23 اردیبهشت 1392 | 05:16 ب.ظ | نویسنده : همسر بانو | نظرات

دشمن دوست نما


امام جواد سلام الله علیه

قَد عاداكَ مَن سَتَرَ عَنكَ الرُّشدَ اتِّباعاً لِما تَهواهُ؛

آن كه به خاطر میل تو، رشد و صلاحت را از تو پنهان كند، با تو دشمنى كرده است

میزان الحكمة: ح12181





طبقه بندی: اهل البیت علیهم السلام،  زندگی اسلامی،  معارف دینی، 
برچسب ها: دوست، دشمن، مخفی کاری،  

تاریخ : سه شنبه 17 اردیبهشت 1392 | 12:20 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

مادر آب

کلام مادر که تمام میشود ناگهان برق غریبی در چشمهایش درخشید با جدیتی بی سابقه اما همراه با ملاطفت مرا از جا بلند کرد، مقابل خودش نشاند و گفت:
ببین!عباس من!
نسبت تو و فرزندان فاطمه نسبت برادر با برادر و خواهر نیست
همچنان که نسبت من باعلی نسبت زن و شوهر نیست
نمیدانم دست تضرع کدام دخیل بسته ای یا دعای نیمه شب کدام دلشکسته ای یا نفس اعجازگر کدام رسول کمر به کرامت بسته ای ، خدالباس کنیزی این خاندان را برتنم پوشاند.
این لباس آنقدر بر تن من گشاد بود که من در آن گم میشدم اگر خدا دست مرا نمیگرفت.
این وصلت هزاران پااز سر من زیاد بود اگر خدا دست مرا از زمین بلند نمیکرد.
تو مبادا گمان کنی که ما همسان و همشان این خانواده ی بی نظیریم.
اینها تافته ی جدا بافته ی عالمند اینها زمینی نیستند ،آسمانی اند ،خاکی نیستند افلاکی اند.
اینها جانشینان و کارگزاران خدا در زمین اند.


خدا به اهل زمین منت گذاشته که این دردانه های خودرا چند صباحی راهی زمین کرده است
آسمان و زمین و ماه و خورشیداز صدقه ی سر اینها آفریده شده است
پدرت معلم مسیح بوده است و در گهواره ی نور ومنادای کلیم بوده است در کوه طور
مبادا پدر را به لفظ پدر صدا کنی!
مبادا حسن و حسین را برادر خطاب کنی!
مبادا زینب و ام کلثوم را خواهر بخوانی!
آقای من ! و بانوی من!
این صمیمانه ترین خطاب تو باشد باسروران و موالی ات
مبادا از پشت سرشان قدمی فرا پیش گذاری!
مبادا پیش از آنها دست به غذاببری!
مبادا پیش از آنها آب بنوشی!

مبادا پیش از آنها "آب "بنوشی!

سقای آب و ادب-سید مهدی شجاعی-ص 38



طبقه بندی: اهل البیت علیهم السلام،  مناسبت ها، 
برچسب ها: رحلت ام البنین، مادر حضرت عباس، 13 جمادی الثانی، بازو، دست از تن جدا، رحلت شهادت گونه،  

تاریخ : چهارشنبه 4 اردیبهشت 1392 | 10:52 ق.ظ | نویسنده : همسر بانو | نظرات

دو ركعت توجه


پیامبر صلى ‏الله‏ علیه‏ و‏ آله :

رَكعَتانِ‏ مُقتَصَدَتانِ‏ فی التَّفَكُّرِ خَیرٌ مِن قیامِ لَیلَةٍ والقَلبُ ساهٍ.

دو ركعت نماز متوسّط (معمولى) همراه با اندیشه، بهتر از شب زنده دارى با بى توجّهى دل است.

امالی طوسی: ص 533 / حكمت نامه پیامبر اعظم (ص) : ج‏14، ص 506





طبقه بندی: اهل البیت علیهم السلام،  زندگی اسلامی،  معارف دینی،  هدیه ناقابل،  تلنگر، 
برچسب ها: نماز، توجه، شب زنده داری،  

تاریخ : یکشنبه 1 اردیبهشت 1392 | 02:03 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

ادب مطالعه

الإمامُ الصّادقُ علیه‏ السلام :
لَـسـتُ اُحِـبُّ أن أرى الـشّـابَّ مِـنـکُـم إلاّ غـادیا فِـی حـالَـیـنِ : إمّـا عـالِـمـا أو مُـتَـعَـلِّـمـا ،
فـإن لَـم یَـفـعَـلْ فَـرَّطَ ، فـإن فَـرَّطَ ضَـیَّـعَ ، وإنْ ضَـیَّـعَ أثِـمَ ، وإن أثِـمَ سَـکَـنَ الـنـارَ والّـذی بَـعَـثَ مُـحـمّـدا بِالـحَـقِّ .

امام صادق علیه‏ السلام :
دوسـت ندارم جــوان شـمـا را جـز در دو حـال بـبـیـنـم : دانـشـمـنـد یا دانـش آمــوز ؛
زیرا اگر چنین نباشد کوتاهى کرده و چون کوتاهى کند ، ضایع گشته و چون ضایع گردد ، گنهکار باشد و چون گنهکار باشد ، سوگند به آن که محمّد را بحقّ برانگیخت ، در آتش جاى گیرد .

أمالی الطوسیّ : 303 / 604 منتخب میزان الحکمة :  288





طبقه بندی: زندگی اسلامی،  از هر دری،  گوناگون،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: مطالعه، دانشمند، دعا، دانش آموز،  

تاریخ : شنبه 31 فروردین 1392 | 08:43 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

سبک زندگی فاطمی

 

روزی زنی نزد حضرت زهرا(سلام الله علیها) آمد وگفت: مادری پیر دارم که در مورد نماز خود اشتباهی کرد و مرا فرستاده تا از شما مسئله ای را بپرسم. حضرت زهرا(سلام الله علیها) سؤال او را پاسخ فرمود؛ زن برای بار دوم وسوم مسئله ای پرسید و پاسخ شنید. این کار تا ده بار تکرار شد و هر بار آن بانوی بزرگوار ، سؤال وی راپاسخ فرمود. زن از رفت و آمدهای پی در پی شرمگین شد و گفت: دیگر شما را به زحمت نمی اندازم. فاطمه(سلام الله علیها) فرمود: باز هم بیا و سوالهایت را بپرس ، تو هر قدر سؤال کنی من ناراحت نمی شوم. زیرا از پدرم رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم شنیدم که فرمود: روز قیامت علمای پیرو ما محشور می شوند و به آنها به اندازه دانش شان خلعت های گرانبها عطا می گردد و اندازه پاداش به نسبت میزان تلاش است که برای ارشاد و هدایت بندگان خدا نموده اند..




طبقه بندی: مناسبت ها،  زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: حضرت زهرا، سوال، جواب، اصرار،  

تاریخ : شنبه 24 فروردین 1392 | 09:00 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

از بس که با غلاف...

اهل مدینه فاطمه ام را نظر زدند

با برق چشم خرمن جان را شرر زدند

در اول ربیع خزان شد بهار من

ماه مرا به آخر ماه صفر زدند

از چوب، خون تازه روان شد به روی خاک

از بس که با غلاف به پهلوی در زدند

می رفت آب غسل نبی از کفن هنوز

کاین قوم، دل به آب برای گذر زدند

تا آمدم به خویش، جلالش کبود شد

بد سیرتان جمال مرا بی خبر زدند

هر قدر گفت دختر پیغمبرم مزن

اهل مدینه فاطمه را بیشتر زدند

                                                                                                                                              محمد سهرابی





طبقه بندی: اهل البیت علیهم السلام،  معارف دینی،  مناسبت ها، 
برچسب ها: ربیع، خزان، غلاف، کتک، مادر،  

تاریخ : چهارشنبه 21 فروردین 1392 | 03:15 ب.ظ | نویسنده : همسر بانو | نظرات

شهر مدینه ای که صراطش عوض شده


این روزها مسیر حیاتش عوض شده

شهر مدینه ای که صراطش عوض شده

از یاد رفت «آل محمد» به راحتی

بعد از پیامبر، صلواتش عوض شده


هیزم کنار خانه‌ی زهرا برای چیست؟

ترحیم مصطفاست، بساطش عوض شده

بر آستانه‌ی در «جنت» دخیل بست !

حتی مرام شعله‌ی آتش عوض شده

باران تازیانه و گلبرگ های یاس؟

این شهر، بارش حسناتش عوض شده

اما چرا نشسته به پهلوی فاطمه

انگار میخ در ثمراتش عوض شده

این فاطمه ‌ست که ز علی رو گرفته است؟

یا آفتاب خانه صفاتش عوض شده

عطری کبود می وزد از سمت معجرش

در بین کوچه ها نفحاتش عوض شده

او رفتنی است، این در و دیوار شاهدند

این روزها اگر حرکاتش عوض شده

نه سنگ قبر و گنبد و گلدسته و ضریح

حتی شمایل عتباتش عوض شده




طبقه بندی: معارف دینی،  مناسبت ها،  زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: مادر، ترحیم، معجر،  

تاریخ : سه شنبه 20 فروردین 1392 | 12:17 ق.ظ | نویسنده : همسر بانو | نظرات

ایستاده بود پشت همین در....



ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و در را روی پیامبری باز کرده بود که هر صبح پیش از مسجد می آمد که بگوید: «پدرت فدایت دخترم!»

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و در را روی پیامبر باز کرده بود که هر غروب می آمد که بگوید: «شادی دلم»، «پاره تنم».

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و در را روی پیامبری باز کرده بود که می خواست برود سفر و آمده بود زیر گلوی او را ببوسد.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و در را روی پیامبری باز کرده بود که پی «کسای یمانی» می گشت تا در آن آرامش یابد.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و در را روی پسرش حسن علیه السلام باز کرده بود «جدّت زیر کساست، برو نزدیک».

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و به حسین علیه السلام خسته از راه آمده، گفته بود «نور چشمم»، «میوه ی دلم»، «جد و برادرت زیر کسایند».

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و در را روی علی علیه السلام باز کرده بود. روی علی علیه السلام که بی تاب می گفت «بوی برادرم محمدصلی الله وعلیه وآله می آید».

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار، یعنی آیا در را روی جبرئیل خودش باز کرده بود؟.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده بود به همین دیوار و تنها گلیم زیر پایش را بخشیده بود.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده بود به همین دیوار و گردنبند یادگاری را کف دستهایش دراز کرده بود سمت فقیری که از این همه سخاوت گریه می کرد.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده بود به همین دیوار و پارچه ای کشیده بود روی سرش چون حتی چادرش را بخشیده بود.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و قرص نان را گرفته بود بیرون تا دست های مسکینی آن را بقاپد، بعد از گرسنگی روزه ی بی سحری چشم هایش سیاهی رفته بود.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و قرص نان شب بعد را به دستهای یتیمی سپرده بود. و باز به اسیری.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و به صورت شرمنده ی زنی که برای بار دهم سؤالی را می پرسید لبخند زده بود.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده بود به همین دیوار و در را برای مردش باز کرده بود که باز با دست خالی از راه می رسید و نگفته بود که چند روز است غذایش را به بچه ها داده و خود نخورده است.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده بر همین دیوار و در را روی چشمهای خیس علی باز کرده بود، روی مردی که جانش و برادرش را از دست داده بود.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده بر همین دیوار و شنیده بود همسایه ها بلند، طوری که بشنود، می گویند: علی! او را ببر جایی دور از شهر، گریه هایش نمی گذارد شب بخوابیم.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده بر همین دیوار و به بلال که ساکت و محزون آن پشت ایستاده بود، گفت: «دوباره اذان بگو، من دلتنگم».

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده به همین دیوار و در را روی علی باز کرده بود که می آمد تا برای سالهای طولانی خانه نشین باشد.

ایستاده بود پشت همین در، تکیه داده بود به همین دیوار و گفته بود «نمی گذارم ببریدش».

آیا به راستی ایستاده بود درست پشت همین در تکیه داده بود درست بر همین دیوار که...!؟؟




طبقه بندی: معارف دینی،  مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: مادر، شهیده، فاطمیه، شعر،  

تاریخ : یکشنبه 18 فروردین 1392 | 06:31 ب.ظ | نویسنده : همسر بانو | نظرات

تعداد کل صفحات : 7 ::      1   2   3   4   5   6   7  



  • paper | ایکس باکس | خرید بک لینک فالو
  • خرید آگهی رپرتاژ | ایران بلاگ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات