پا جای پا - مطالب معارف دینی
لینک های وب

من آشنای کعب نی و تازیانه ام


از سوز تشنگی جگرم ناله می کند

نذر حسین، روضه ی ده ساله می کند

یاد لبان خشک و عطش خورده ی حسین

بین دو نهر آب مرا واله می کند

آری منای من شده یک عمر خون دل

این غم مرا شبیه به آلاله می کند

امروز یاد کرب و بلا می کشد مرا

در گلشن بقیع، مرا لاله می کند


من آشنای کعب نی و تازیانه ام

زخمم نظر به گریه ی غسّاله می کند

از بس که سر به پیش نگاه ترم شکست

چشمم عجیب همدمی ژاله می کند

نوری که بود شاهدم از قتلگاه سرخ

حالا چه سبز دور سرم هاله می کند

این مادر است و این پدر و جدّ اطهرم

زهرا مرا خلاص ز قتّاله می کند


فرمایش نوشت:

امام باقر علیه السلام میفرمایند:

مَنْ دَعَا اللهَ بِنا أفْلَحَ، وَ مَنْ دَعاهُ بِغَیْرِنا هَلَكَ وَ اسْتَهْلَكَ

هر كه خداوند را به وسیله ما بخواند و ما را واسطه قرار دهد رستگار و موفّق خواهد شد

و كسی كه غیر از ما اهل بیت ـ عصمت و طهارت ـ را وسیله گرداند ناامید و هلاك خواهد گشت.

أمالی شیخ طوسی، ج 1، ص 175




طبقه بندی: معارف دینی،  مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: شهادت، باقر العلوم، اسارت، کربلا، مدینه، مسموم، زهر جفا،  

تاریخ : سه شنبه 2 آبان 1391 | 09:12 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

درسی از ماهواره

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمودند: سفینه و ماهواره تا وقتی از جو زمین خارج نشده نیاز به سوخت و قدرت و زحمت زیادی برای طی مسیر دارد اما همین که از جو خارج شد موتورش را خاموش می کند و بدون زحمت در فضای بی نهایت طی طریق می نماید.


ایشان می فرمود تمام زحمت سالک تا جاییست که خودیت خود را کنار بگذارد و از نقص عالم ماده فراتر رود، از آن به بعد دیگر لذت است و طی طریق الهی و سلوک در انوار بی نهایت خدا. در آن مراتب عظیم دیگر سلوک تلخی ندارد، ریاضت ندارد، بلکه فقط انس است و حلاوت.


طبقه بندی: از هر دری،  معارف دینی،  زندگی اسلامی، 
برچسب ها: مرحوم دولابی، سلوک،  

تاریخ : پنجشنبه 20 مهر 1391 | 08:12 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

دحو الارض

روز 25 ذیقعده دَحوالارض یعنی زمان گسترش یافتن زمین است، ‌در این روز آبها و ناهمواریهای بسیار زمین به گونه‌ای خشک و هموار شد تا برای سکونت مهیا شود.


*****
در آغاز، تمام چهره زمین را آب فرا گرفته بود. همه جا آب بود؛ بی حتی یک تکه کوچک خشکی؛ بی هیچ ارتفاع و پستی و بلندی. صاف، یکدست و شفاف. یک اقیانوس یکپارچه بود و دیگر هیچ.

پس چون خداوند اراده فرمود تا خشکی را بیافریند به بادها فرمان داد بر صورت آب کوبند تا موجها از آن برخیزد. پس موجهایی بزرگ پدید آمد. موجهای بزرگ، بلند بلند، سرفراز کردند و کف بر دهان آوردند و غریو ترسناک خروششان در فضای تهی پیرامونشان طنین افکند.
پس به اراده او، کوهی از کف، در محل کعبه بر هم آمد و خشکی از پای آن گستردانیده شد و بدین سان، نخستین رحمت الهی بر زمین نازل گشت. و اولین نقطه ای که از زیر آب سر بیرون آورد همان مکان مقدس کعبه و بیت الله الحرام بود . این واقعه نشان دهنده اهمیت این نقطه و مرکزیت آن برای همه عالمیان است.

و خداوند خشکی را از محل کعبه تا «منا» گستراند و آن را تا «عرفات» پیش برد و این چنین بود که زمین چهره نمایاند.
و زمین این چنین پاک و مطهر بود که آدم ابو البشر (علیه السلام) پا بر آن نهاد.
پس سالها و قرنها بگذشت و بشر قدر نعمت ندانست و خداوند بر او خشم گرفت و زمین بار دیگر چهره در نقاب آب کشید و به اراده او، از ناپاکیها تن شست و آغوش خویش را بر یاران نوح (علیه السلام) گشود.

و در همین روز بود که خلیل خدا، ابراهیم (علیه السلام)، چشم بر جهان گشود و زمین را به قدم خویش پربرکت ساخت. و شگفت آنکه ابراهیم مولود روز «دحو الارض» به نقطه سرآغاز «دحو الارض» فرستاده شد تا خانه کعبه، اولین خانه مبارک هدایت و رحمت و برکت را بنا کند 

.

ادامه مطلب

طبقه بندی: معارف دینی،  مناسبت ها، 
برچسب ها: دحو الارض، کعبه، آب، خشکی، 25ذی القعده، اعمال شب و روز دحوالارض،  

تاریخ : پنجشنبه 20 مهر 1391 | 02:20 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

آن مرد خراسانی كجاست؟

یسَعِ بْن حَمزَةَ نقل می‌كند كه گروه فراوانی در خدمت حضرت امام رضا (علیه السلام)‌ بودند و درباره‌ی حلال و حرام از حضرت (علیه السلام)‌سؤال می‌كردند، در همین زمان «دَخَلَ عَلَیْهِ رَجُلٌ طُوَالٌ آدَم» یك مرد قد بلندی بر حضرت وارد شد كه چهره گندم گون داشت، «آدَم‏» به معنای گندمگون است به حضرت عرض كرد «ُ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ رَجُلٌ مِنْ مُحِبِّیكَ وَ مُحِبِّی آبَائِكَ وَ أَجْدَادِكَ » مردی هستم از دوستداران شما و دوستداران پدران و اجداد شما « مَصْدَرِی مِنَ الْحَجِّ وَ قَدِ افْتَقَدْتُ نَفَقَتِی‏ » از حج بر می‌گردم و نفقه‌ام را گم كرده‌ام « وَ مَا مَعِی مَا أَبْلُغُ بِهِ مَرْحَلَة » و كسی همراه من نیست كه مرا به جائی برساند. « فَإِنْ رَأَیْتَ أَنْ تُنْهِضَنِی إِلَى بَلَدِی وَ لِلَّهِ عَلَیَّ نِعْمَة » اگر صلاح می‌دانید چیزی به من بدهید تا من به شهرم برسم، آدم توانگری هستم «فَإِذَا بَلَغْتُ بَلَدِی تَصَدَّقْتُ بِالَّذِی تُولِینِی عَنْكَ فَلَسْتُ مَوْضِعَ صَدَقَة » مقداری را كه شما به من بدهید در شهرم صدقه می‌دهم، چون به من صدقه تعلق نمی‌گیرد، حضرت فرمودند: « اجْلِسْ رَحِمَكَ اللَّه‏ » بنشین خدا تو را رحمت كند،‌ حضرت شروع به حرف زدن با او كردند و مردم متفرق شدند و تنها این مرد با « سُلَیْمَانُ الْجَعْفَرِیُّ وَ خَیْثَمَة » در خدمت حضرت باقی ماند. خیثمه از اصحاب حضرت بود، امام به آنان كه باقی ماندند رو كردند و گفتند: اجازه می‌دهید به اندرونی بروم، سلیمان جعفری گفت: اجازه دست شماست، امام برخاستند و به حجره رفتند، یك ساعت در حجره بودند بعد برگشتند، اما از حجره بیرون نیامدند، دستشان را از بالای در بیرون آوردند و گفتند: «أَیْنَ الْخُرَاسَانِی‏» آن مرد خراسانی كجاست؟ آن مرد گفت: « أَنَا ذَا فَقَالَ خُذْ هَذِهِ الْمِائَتَیْ دِینَارٍ وَ اسْتَعِنْ بِهَا فِی مَئُونَتِكَ وَ نَفَقَتِك‏ » گفتند: بیا و این دویست دینار را بگیر و آن را خرج راه معونت زندگیت كن «َ وَ تَبَرَّكْ بِهَا » و آن را مایه بركتت قرار بده «وَ لَا تَصَدَّقْ بِهَا عَنِّی‏ » آن را از طرف من صدقه نده، « وَ اخْرُجْ فَلَا أَرَاكَ وَ لَا تَرَانِی‏ » بلند شو برو كه نه من تو را ببینم و نه تو مرا ببینی، خراسانی رفت. سلیمان جعفری پرسید، آقا شما كه پول زیادی به او دادید چرا نگذاشتید شما را ببیند، «جُعِلْتُ فِدَاك‏» قربان شما بروم «َ لَقَدْ أَجْزَلْتَ وَ رَحِمْتَ فَلِمَا ذَا سَتَرْتَ وَجْهَكَ عَنْه‏ » شما كه به این بسیار بخشیدید و خیلی در حق او لطف كردید، چرا صورتتان را از او پوشاندید، حضرت فرمودند:‌ «مَخَافَةَ أَنْ أَرَى ذُلَّ السُّؤَالِ فِی وَجْهِهِ لِقَضَائِی حَاجَتَه‏ » می‌ترسیدم ذلت درخواست را در چهره‌اش ببینم چون حاجتش را برآورده كرده‌ام سپس فرمودند: «أَ مَا سَمِعْتَ حَدِیثَ رَسُولِ اللَّهِ ص‏ » آیا این حرف پیامبر را شنیده‌ای كه گفتند: « الْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ تَعْدِلُ سَبْعِینَ حِجَّة »اگر كار خیر را پنهانی انجام دهید و آن را بپوشانید معادل 70 حج است « وَ الْمُذِیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُول‏ » آن كس كه آشكارا مرتكب بدی می‌شود. همیشه خوار است. «وَ الْمُسْتَتِرُ بِهَا» آن كسی كه بدی را پنهانی و مخفیانه انجام می‌دهد، «مَغْفُورٌ لَهُ » خدا او را می‌بخشد.

گدا نوشت:



 


ادامه مطلب

طبقه بندی: معارف دینی،  مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: امام رضا، صدقه، خراسانی،  

تاریخ : جمعه 7 مهر 1391 | 08:20 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

خنده فرشتگان!

رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) از حضرت جبرئیل (علیه السلام) سوال نمود که آیا فرشتگان خنده و گریه دارند ؟  جبرئیل (علیه السلام) عرض كرد: بله!
)
یکی از آنجاهائی که فرشتگان می خندند ) زمانی است که زن بی حجاب و بد حجابی می میرد ، و بستگان او را در قبر می گذارند و روی آن زن  را با خشت و خاک می پوشانند تا بدنش دیده نشود . فرشتگان می خندند و می گویند : تا وقتی که جوان بود و با دیدنش هرکسی را تحریک می کرد و به گناه می انداخت ( پدر و مادر و شوهرش و ... از خود غیرت نشان ندادند ) و او را نپوشاندند ، ولی اکنون که مرده و همه از دیدنش نفرت دارند او را می پوشانند .
منبع : مواعظ العددیه : ص 90 ، فوائد الرضویه : ص 563 . از مرحوم شیخ عباس قمی

پی نوشت

حجاب مانند اولین خاكریز جبهه است
كه دشمن برای تصرف سرزمینی، حتماً ‌باید اول آن را بگیرد!.
"علّامه شهید مطهری"(ره)




طبقه بندی: گوناگون،  معارف دینی،  تلنگر، 
برچسب ها: خنده؛فرشتگان،  

تاریخ : چهارشنبه 1 شهریور 1391 | 04:58 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

بهتر از دنیا و ما فیها

امام صادق سلام الله علیه

حَدیثٌ فی حَلالٍ و حَرامٍ تَأخُذُهُ مِن صادِقٍ خَیرٌ مِنَ الدُّنیا و ما فیها؛

حدیثى در حلال و حرام كه آن را از راستگویى فراگیرى، از دنیا و آنچه در آن است، بهتر است

میزان‏الحكمة: ح 14265




طبقه بندی: اهل البیت علیهم السلام،  معارف دینی، 
برچسب ها: حلال، حرام، حدیث،  

تاریخ : دوشنبه 9 مرداد 1391 | 02:48 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

زمان در آخر الزمان

... برخی آخر الزمان را زمان آمدن آخرین پیامبر الهی می­دانند؛ همان پیامبر خاتم که نامش پیامبر آخر الزمان، حضرت محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلّم) است؛ پس ما بیش از 1400 سال است که در آخر الزمان هستیم.

برخی دیگر آخر الزمان را زمان نزدیک به قیامت می­دانند که با تمام شدنش در صور دمیده می­شود و همگان طعم مرگ را می­ چشند؛ حتّی فرشته مامور به گرفتن جان­ها، حضرت عزرائیل علیه السلام .

برخی دیگر آخر الزمان را زمان غیبت امام زمان علیه السلام می­دانند که با علائم مختلفی و فتنه­ های گوناگونی همراه است و با آمدن امام عصر ارواحنا فداه نه تنها زمان دنیا تمام نمی­ شود؛ بلکه تازه اول دنیا و آغاز رجعت خوبان و بدان به سرای دنیاست و زمان ظلم و بیداد به سر می­آید.

هر کدام از آنها نیز برای تعریف خود از آخر الزمان شواهدی از روایات دارند.


ادامه مطلب

طبقه بندی: معارف دینی، 
برچسب ها: آخر الزمان، زمان، شتاب،  

تاریخ : جمعه 23 تیر 1391 | 08:07 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

تعداد کل صفحات : 4 ::      1   2   3   4  



  • paper | ایکس باکس | خرید بک لینک فالو
  • خرید آگهی رپرتاژ | ایران بلاگ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات