پا جای پا - مطالب میثم صفری
لینک های وب

روز و شب گریه کن روضه یک مسمار است

حرف ناگفته چشمان ترش بسیار است

اشک او راوی یک عمر غم و آزار است

روز و شب گریه کن روضه یک مسمار است

قلب او زخمی از ضرب در و دیوار است

داغ هایی که کشیده است همه معروف است

پس ببخشید اگر روضه من مکشوف است

 

در نماز شب و هنگام دعا می گرید

صبح با گریه او باد صبا می گرید

یاد آن کوچه و بی چون و چرا می گرید

بعد چل سال به یادش همه جا می گرید

قصد این بار من از شعر که آقا بوده

قسمت انگار کمی روضه زهرا بوده

 

زهر در تن، نه که از غم جگرش می سوزد

یاد مادر که بیفتد به سرش می سوزد

غرق آتش در و پروانه پرش می سوزد

از همان روز حسن با پدرش می سوزد

کودکی بود ولی رنج پدر پیرش کرد

غم مادر دگر از زندگی اش سیرش کرد

 

نه فقط زخم زبان از همه مردم بوده

زهر در بین غم و غربت او کم بوده

قاتلش آتش و آن خانه و هیزم بوده

دست سنگین همان کافر دوم بوده

ابتدا چادر مشکی حرم سوخته بود

بعد هم تیر کفن را به بدن دوخته بود

 

داشت آن روز به لب روضه ای از سر می خواند

قصهٔ درد و غم و غربت حیدر می خواند

داشت از سوز جگر روضهٔ مادر می خواند

بعد هم روضهٔ جانسوز برادر می خواند

چشمش افتاد به چشمان برادر، با آه

گفت لا یوم کیومک به ابا عبدالله

 

«دل من دست خودش نیست اگر می شکند»

قصه کرببلای تو کمر می شکند

دل زینب هم از آن رنج سفر می شکند

بر سر دیدن تو شام چه سر می شکند

صوت قرآن تو در شام شنیدن دارد

چوب دست از لب و دندانت اگر بردارد

مهدی چراغ زاده
دیگری نوشت:

از دیرباز در حوزه هزار ساله نجف اشرف هفتم صفر را روز شهادت امام مجتبی علیه السلام می دانند و شیعیان عراق و سایر کشورها نیز در این روز برای سبط اکبر؛ امام مجتبی علیه السلام اقامه عزا می کنند اما در ایران شهادت سبط اکبر بیست و هشتم صفر است همزمان با رحلت پیامبر اعظم. چرا؟ به دلیل اختلاف روایت؛ دو قول برای روز شهادت امام حسن مجتبی نقل شده است
:
۱. بیست و هشتم صفر؛ بر اساس نقل شیخ کلینی و شیخ مفید و شیخ طبرسی. رضوان الله علیهم
۲. هفتم صفر ؛بر اساس نقل شهید اول ، کفعمی ، شیخ بهایی ، علامه مجلسی ، مرحوم صاحب جواهر ، شیخ کاشف الغطاء و محدث قمی. رضوان الله علیهم
هرچند حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی موسس معظم حوزه علمیه قم فقط هفتم صفر برای امام مجتبی اقامه عزا می کردند و
به امر ایشان در آن روز بازار هم برای اقامه عزا تعطیل می شده و هنوز هم در برخی از بیوت مراجع در قم روز هفتم صفر برای امام مجتبی روضه برپا می شود اما همچنان در تقویم رسمی کشور هفتم صفر روز ولادت امام موسی بن جعفر علیهما السلام درج می شود که بنابر برخی پژوهش های انجام شده قطعا ماه ولادت ایشان ذی الحجه است و هفتم صفر ولادت آقا موسی بن جعفر سلام الله علیه نیست!
  و اگر هم ولادت باشد نکته مهم این است که محرم و صفر ماه حزن اهل بیت است و بسیاری از بزرگان ما مانند استاد فقید ما آقای مجتهدی رحمه الله تقیّد داشتند که در روز هفتم صفر مجلس روضه تشکیل شود و روضه امام مجتبی یا امام کاظم خوانده شود و تاکید می کردند این روزها حتی اگر تولد امام معصوم هم باشد، روز سرور نیست، روزهای اسارت اهل بیت امام حسین و ماه حزن است! و نکته جالبی که می فرمودند این بود که "چون ناصرالدین شاه تولدش در این روز بود و برای اینکه روز تولدش مصادف با شبِ وفات امام جسن مجتبی نباشد تا بتوانند جشن بگیرند این دست کاری را در تقویم کرده اند." که در حد یک احتمال می شود پذیرفت اما قابل تامل است چون واقعا تولد او در همین روز ششم صفر۱۲۴۷ هجری قمری بوده و قبل از آن قول بیست و هشتم مرسوم نبوده و الان هم فقط منحصر به ایران است!
به هر حال سیره مراجع عظام و نظرشان در مورد جشن در ماه صفر همین است و عموم آنها با برگزاری مجلس شادی در ماه صفر که ماه حزن اهل بیت است مخالف هستند.
  چقدر خوب است که فقط یک روز یعنی هفتم صفر -با توجه به قوت این قول- به شهادت امام مجتبی اختصاص داده شود تا هم با سایر شیعیان هماهنگ شویم و هم در ایام آخر صفر مجال کافی برای طرح مباحث هویتی و اعتقادی در مورد رسول خدا صلی الله علیه و آله باشد و هیچ یک از دو مناسبت، در یک روز، تحت الشعاع دیگری قرار نگیرد. (به نقل از حجت الاسلام شهاب مرادی)





طبقه بندی: مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: 7صفر، شهادت کریم اهل بیت، امام مجتبی، سم، جعده ملعون،  

تاریخ : پنجشنبه 30 آذر 1391 | 11:50 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

آیا امام حسین علیه السلام دختری به نام رقیه داشته است؟!

1. سلیمان بن ابراهیم قندوزى حنفى در كتاب خود به نام «ینابیع الموده» در جلد دوم، بابى دارد در شهادت حضرت امام حسین (علیه السلام). در این باب، از «مقتل ابى محتف» مطالبى را درباره امام حسین (علیه السلام) آورده است. در صفحه 416 جلد دوم چاپ هفتم، سال 1371 هجرى شمسى، از انتشارات «الشّریف الرّضى» قم، چنین مى ‏گوید: «و من كلام له عند وداعه مع اهله: اللهم انك شاهد على هؤلاء القوم الملاعین انّهم عمدوا ان لا یبقون من ذریة رسولك ثم نادى: یا امّ كلثوم و یا سكینة و یا رقیّه و یا زینب یا اهل بیتى علیكنّ منّى السّلام» (امام حسین علیه السلام هنگام وداع با اهلش رقیه را هم مورد ندای خویش قرار می دهد 

در جلد یازدم «احقاق الحق»، ملحقات، در ص 633، متن «ینابیع الموده» را آورده است و گفته است كه در «ینابیع الموده»، ص 346 چنین آمده است: «یا ام كلثوم و یا سُكَینة و یا رقیه و یا عاتكة و یا زینب» كتاب احقاق الحق، نوشته قاضى نور الله حسینى مرعشى شوشترى است. حضرت آیةالله نجفى مرعشى، بر این كتاب تعلیقات و ملحقاتى دارد.

2. در «كشف الغمه» جلد دوم، چاپ اول، تبریز، 1381 هجرى قمرى، ص 38 مى ‏گوید: قال كمال الدین: كان له من الاولاد ذكورا و اناثا عشرة، ستة ذكور و اربع اناث.

كمال الدین مى ‏گوید: امام حسین ده فرزند داشت. شش پسر و چهار دختر. كمال ‏الدین از دخترها زینب، فاطمه و سكینه را نام برد و چهارمى را نام نمى ‏برد(1)


ادامه مطلب

طبقه بندی: علما،  مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: رقیّه، دختر امام حسین علیه السلام، انکار، تشکیک،  

تاریخ : چهارشنبه 29 آذر 1391 | 10:53 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

نیایش شانزدهم



خداوندا اگر چنان گریه کنم که مژگانم بریزد،
چنان بنالم که صدایم در نیاید،چنان برابرت بایستم که پایم آماس کند،
چنان رکوع کنم که استخوان پشتم بشکند،
چنان سجده کنم که چشمم از کاسه در آید
و اگر در تمام عمر جز خاک زمین نخورم
و جز آب گل آلوده ننوشم
و اگر در خلال این احوال، چنان ذکر تو گویم که زبانم لال شود
و اگر از شرم نگاه تو، رو به آسمان نکنم،
باز شایسته آن نیستم که حتی یک گناه از نامه عمل من پاک کنی.




طبقه بندی: زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام،  مناسبت ها،  معارف دینی، 
برچسب ها: نیایش 16، صحیفه سجادیه، امام سجاد،  

تاریخ : دوشنبه 20 آذر 1391 | 10:38 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

قدّت کمان، ولـی نفست تیر می‌شود

غـم بـا ارادۀ تــو زمینگیـر می‌شـود

قدّت کمان، ولـی نفست تیر می‌شود

آیات صبـر بـر در دروازه‌هــای شـام

با خون ساق پـای تـو تفسیر می‌شود

بشکن به پیش اهل ستم بغض خویش را

وقتی شکست، بغض تو تکبیر می‌شود

قـد تـو زیــر بـار فـراق پــدر خمید

دردانـۀ سـه‌ ساله چـرا پیـر می‌شود؟


تنهـا نـه بـا خطابه که با غیرت شما

آه سـه‌ سالـه تیغـۀ شمشیـر می‌شود

خواندند خارجـی و نگفتند وصف تو

تفسیر قـدر و کوثر و تطهیر می‌شود

اطفال شـام، سیر ز نان‌اند و ای عجب

طفل شما به شام ز جان سیر می‌شود

خون دلی که کرب‌ و‌ بلا شد نصیب تو

جـاری ز جـای حلقـۀ زنجیر می‌شود

گـر آسمـان نگـاه بـه زخـم تنت کند

بـر خاک، اوفتـاده؛ زمینگیر مـی‌شود

"میثم!" ز اهل شام بپرس این همه ستم

با آل فاطمـه بـه چه تقصیر می‌شود؟




طبقه بندی: مناسبت ها،  زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: 25 محرم، شهادت امام سجاد علیه السلام، گریه، 18یوسف، سر بریدن، یعقوب، سازگار،  

تاریخ : دوشنبه 20 آذر 1391 | 10:26 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

خطّ کوفی!



امان از دل زینب (سلام الله علیها)

هر که با هر چه به دستش می رسید

روی قرآن، خطِ کوفی می کشید!

.............................

کوتاه کن کلام ... بمــاند بقیه اش

مرده است احترام ... بمــاند بقیه اش

از تیرهای حرمله یک تیــر مانده بود

آنهم نشد حــرام ... بمـاند بقیه اش

هر کس که زخمی از پدرش خورده ، قتلگاه

آمد به انتقـام ... بمــاند بقیه اش

شمشیــرها شکسته شدو تیرها تمام

شد نوبت خیــام ... بماند بقیه اش

گویا هنـــوز باور زینب نمی شود

بر سینه ی امـام؟ ... بماند بقیه اش

رو کـرد در مدینه که یا ایها الرسول

یا فاطمــه! سلام ... بماند بقیه اش

از قتلگاه آمــده شمـر و ز دامنش

خـون علی الدوام ... بماند بقیه اش

سر رفت آه، بعد هم انگشت رفت، کاش

از پیکـر امــام... بمــاند بقیه اش

حالا قرار هست کجـاها رود سـرش

از کوفــه تا به شام ... بماند بقیه اش

تنها اشاره ای کنم و رد شـوم از آن

از روی پشت بام ... بمــاند بقیه اش

قصه به" سر " رسید و تازه شروع شد

شعــرم نشد تمام  ... بماند بقیه اش




طبقه بندی: مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: حضرت زینب، عقیله بنی هاشم، قرآن ناطق، خطّ کوفی، امام حسین علیه السلام،  

تاریخ : یکشنبه 19 آذر 1391 | 11:31 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

انبیا در طواف شش گوشه

 

شب جمعه کنار شش گوشه
دل من حالت عجیبی داشت
می شنیدم صدای قلبم را
چشم من حس بی شکیبی داشت

حرمش از ملائکه پر بود
انبیا در طواف شش گوشه
و ثواب هزار حج را داشت
به خدا هر طواف شش گوشه

شب جمعه ضریح اطهر او
غرق نور حضور فاطمه بود
به خودم آمدم و فهمیدم
بر لبم این نوا و زمزمه بود:

«شب های جمعه فاطمه ، با اضطراب و واهمه
آید به دشت کربلا ، گردد به دور خیمه ها
گوید حسین من چه شد ، نور دو عین من چه شد ... »

سمت پائین پا که می رفتم
ناگهان چشم‌های من تر شد
آنقدر اشک ریخت تا آخر
روضه خوان علی اکبر شد

یک به یک گفت روضه ها را تا
پای شش‌گوشه از نفس افتاد
آه گویا کنار پیکر او
حضرت عشق ناله سر می‌داد:

«جوانان بنی هاشم بیایید
علی را بر در خیمه رسانید ...»

از نگاه پر از تلاطم من
زمزم عشق و اشک جاری شد
آه از خیمه تا کنار فرات
عطش و داغ مشک جاری شد

خنکای شریعه هم می‌خواند
دم به دم از غریبی سقا
هم نفس با صدای موج فرات
مادری دم گرفته بود آنجا:

«سقای دشت کربلا اباالفضل
دستش شده از تن جدا اباالفضل ... »

آن طرف تر نگاه می‌کردم
شکوه و اشک و ناله و گله را
می شنیدم کنار غربت تلّ
دم به دم ضجه های سلسله را

ناگهان در حوالی گودال
محفل گریه های زینب شد
زینب آمد کنار شش‌گوشه
کربلا کربلای زینب شد

رفت قلبم کنار بالا سر
آه انگار سر به پیکر نیست
همه‌ی کائنات می‌لرزند
گوش کن این صدای خواهر نیست؟

«این کشته‌ی فتاده به هامون حسین توست
این صید دست و پا زده در خون حسین توست ... »

بانگ ندبه مرا به خود آورد
صبح جمعه رسیده بود از راه
دل من داشت «العجل» می خواند
در کنار ضریح ثارالله

یوسف رحیمی




طبقه بندی: مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: شش گوشه، شب جمعه، علقمه، نور دو عین،  

تاریخ : یکشنبه 12 آذر 1391 | 09:04 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

ما قیل عن الحسیـن (علیه السلام)


لا یقاس الحسین (علیه السلام)بالثوار، بل بالأنبیاء
ولا تقاس كربلاء بالمدن، بل بالسماوات
ولا تقاس عاشوراء بحوادث الدهر، بل بمنعطفات الكون

مع الحسین (علیه السلام)كل هزیمة انتصار
وبدون الحسین (علیه السلام)كل انتصار هزیمة

لأن قصة عاشوراء لم تكتمل فصولها، فإن ((كل یوم عاشوراء، وكل أرض كربلاء)).

أیها الناس .. إن الشهادة تزید فی أعمار المستشهدین، ألا ترون كیف أن "عبد الله الرضیع" یعتبر الیوم من كبار عظماء الرجال ؟

اعتمد الحسین (علیه السلام)على قوّة المنطق، واعتمد عدوه على منطق القوة، ولما سقطت قوة عدوه، انتصر منطق الحسین، وكان انتصاره ابدیا

قبل عاشوراء، كانت كربلاء اسماً لمدینة صغیرة، أما بعد عاشوراء فقد أصبحت عنواناً لحضارة شاملة

تمزقت رایته .. ولم تنكس
وتمزقت أشلائه .. ولم یركع
وذبحوا أولاده وإخوانه وأصحابه .. ولم یهن
إنها عزة الإیمان فی أعظم تجلیاتها

كان ما فعله الحسین (علیه السلام)وأصحابه صعباً علیهم : أن یقاتلوا أو یقتلوا .. ولكنهم لو لم یفعلوا ما صنعوا ، لكان علیهم أصعب.

الحسین (علیه السلام)لیس شخصاً، بل هو مشروع ..
ولیس فرداً، بل هو منهج ..
ولیس كلمة، بل هو رایة ..

لو شاء الحسین (علیه السلام)أن یعتذر عن الجهاد، لوجد كل الأعذار التی یتوسل ببعضها الناس للتقاعس عنه، وجدها مجتمعة، لكنه رآى الموت له عادة وكرامته من الله الشهادة
فأعلن الجهاد، وكان ذلك من أعظم إنجازاته

مهما قلناعن الحسین (ع)، ومهما كتبنا عنه، فلن نتجاوز فیه ما قاله رسول الله (ص) : ((مكتوب على ساق العرش: إن الحسین مصباح الهدى وسفینة النجاة)).

كلما حاولت أن اعبر عن الحسین (علیه السلام)بالكلمات، وجدت أن الكلمة عاجزة عن التعبیر عن نفسها فیه ..
قلت عنه أنه الحق ..
قلت أنه الكوثر ..
وقلت أنه الفضیلة ..
فوجدته أكثر من ذلك !
فرجوت الله تعالى أن یلهمنی كلمة یعبر عن حقیقة الحسین (ع)، فألهمنی أن أقول أن الحسین (علیه السلام).. هو الحسین (علیه السلام)وكفى ! ..


ادامه مطلب

طبقه بندی: مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: الحسین، عاشوراء، ما قیل عن العبّاس، ما قیل عن زینب،  

تاریخ : یکشنبه 12 آذر 1391 | 08:02 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

انگیزه و نیّت خوب برای هر کاری

پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله

یا أبا ذرٍّ ، لِیَكُن لَكَ فی كُلِّ شَیءٍ نِیَّةٌ صالِحَةٌ ، حتّى فی النَّومِ والأكلِ؛

اى ابوذر! باید در هر كارى انگیزه اى نیكو داشته باشى، حتى در خوابیدن و خوردن.

حکمت نامه بسیج : ح 138




طبقه بندی: گوناگون،  معارف دینی،  زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: انگیزه، نیّت، خوردن، خوابیدن، عبادت،  

تاریخ : جمعه 10 آذر 1391 | 04:51 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

چشم گریان

چشم گریان

پیامبر اكرم صلّی الله علیه وآله

یا فاطِمَةُ! كُلُّ عَینٍ باكِیَةٌ یَومَ القِیامَةِ إلّا عَینٌ بَكَتْ عَلى مُصابِ الحُسَینِ؛

اى فاطمه! همه چشم‏ها در روز قیامت گریان است جز چشمى كه بر مصیبت‏هاى حسین بگرید

بحارالأنوار: ج 44، ص 293




طبقه بندی: مناسبت ها،  زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: اشک، امام حسین، کشته اشک، حضرت زهرا،  

تاریخ : پنجشنبه 9 آذر 1391 | 10:38 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

بوی غم می آید...



نمی دانم چرا در کوچه پس کوچه های دلم ، احساس می کنم گمشده ای داشته ام که نزدیک می شود

آیا بوی پیراهن یوسف من است که در فضای قلبم پیچیده ؟!


آیا لیلی بار دیگر هوای شکستن دل مجنون را دارد ؟!

چرا هوا ، باز هوای عاشقی شده ؟!

چرا زبانم .... زبان .... دلم میخواهد بگویم .... بگویم ..... حسین

ارباب ؟!

آیا این تویی که می آیی ؟ این قافله ی توست که به نینوا می رود ؟!

آیا اصغر تو توانسته با صدای قافله ، آرام بخوابد ؟



 رباب چه ذوقی می کند وقتی علی اصغرش می خندد ....

راستی حال عباس بن علی چگونه است ؟ عباسی که آرامش قلب خواهرت زینب است .....

هنوز هم با دیدن قد و بالای علی اکبرت یاد پیغمبر می افتی ؟

چه می گوییم .... مرا ببخشید . ... نمی دانم چرا اینها را گفتم . شاید دلم .... هوای حرم .... روضه و پرچم ... باز محرم ......

آری !!!! این بوی آشنا !!! بوی محرم ارباب است ....

دوباره پیراهن مشکی ....

دوباره هیئت و روضه .....

دوباره سینه زنی برای غربت دردانه زهرا .....

محرم سلام .... سینه زن سلام





طبقه بندی: تلنگر،  مناسبت ها،  زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: محرم، امام حسین، هیأت، سینه زنی، اشک، کربلا، پرچم سرخ حرم،  

تاریخ : سه شنبه 23 آبان 1391 | 10:57 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

عمرو عاص زیباترین غدیریه را سروده است!

عمروعاص قصیده ای دارد به نام «جلجلیه» 1که از شاهکارهای ادبی عرب است. قضیه از این قرار است که وقتی معاویه عمروعاص را به فرمانداری مصر منصوب می کند از او خراج مصر را طلب می کند و با شانه خالی کردن عمروعاص از پرداخت مالیات، معاویه تهدید می کند که اگر خراج مصر را ندهی تو را عزل می کنم؛ عمروعاص که خدمات فراوانی به معاویه کرده بود و در بعضی موارد حکومت او را از خطر سقوط رهانیده بود و اکنون می دید که معاویه خدماتش را فراموش کرده ، قصیده جلجلیّه را سرود و برای معاویه فرستاد . وقتی قصیده مزبور به دست معاویه رسید ، گویا از کرده ی خود پشیمان شد و گفت : « دیگر کاری به کار عمروعاص و خراج مصر نداشته باشید!»

.........

1جلجل صدای زنگ شتر را می گویند و عمروعاص در آخر قصیده خطاب به معاویه می گوید نگذار این شتر گردنش تکان بخورد و صدای جلجل بلند شود که آبروی تو می رود  .

بخشی از قصیده جلجلیّه به زبان عربی و ترجمه فارسی آن در ادامه مطلب آورده شده است.


ادامه مطلب

طبقه بندی: از هر دری،  گوناگون،  تلنگر، 
برچسب ها: عمروعاص، قصیده غدیریه، جلجلیه، عبرت، بصیرت،  

تاریخ : دوشنبه 15 آبان 1391 | 11:54 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

پرسش از آقا،پاسخ از شما،حاشیه از من! (2)

با تشکّر و قدردانی فراوان از همه عزیزان بزرگواری که با حوصله به بخش نخست پرسش ها پاسخ دادند و کار را به سامانی رساندند.


بخش دوم: پرسش های پیرامون مباحث خانواده


1- چه کنیم که حق همسر و حق فرزندان رعایت شود؟

2-
چه کنیم که زن در جامعه‌ى ما، هم کرامتش حفظ شود و عزت خانوادگى‌اش محفوظ بماند، هم بتواند وظائف اجتماعى‌اش را انجام دهد، هم حقوق اجتماعى و خانوادگى‌اش محفوظ بماند؟ چه کنیم که زن مجبور نباشد بین این چند تا، یکى‌اش را انتخاب کند؟

3-
حد زاد و ولد در جامعه‌ى ما چیست؟

4-
چرا در بعضى از شهرهاى بزرگ، خانه‌هاى مجردى وجود دارد؟ این بیمارى غربى چگونه در جامعه‌ى ما نفوذ کرده است؟

5-
مسئله‌ى آرایش در بین مردان و زنان چطور؟ چقدر درست است؟ چقدر مفید است؟

6- 
چرا در برخى از بخشهاى کشورمان طلاق زیاد است؟

بخش اول پرسش ها: پرسش های پیرامون  کار و تولید 




طبقه بندی: ولایت فقیه،  مردم سالاری دینی،  زندگی اسلامی، 
برچسب ها: خانواده، دغدغه های امام خامنه ای، لبیک،  

تاریخ : یکشنبه 14 آبان 1391 | 11:16 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

عید غدیر خم

هان! ای مردمان! علی را برتر بدانید، که او برترین انسان از زن و مرد بعد از من است... هرکه با او بستیزد و بر ولایتش گردن ننهد نفرین و خشم من بر او باد. (خطبه ی غدیریه)
...
غدیر، آبراهه‏ای بود به خشک‏زار اندیشه‏ های تمام اَعصار
...
غدیر، یک تاریخ است؛ تاریخى سرخ که اولش مدینه است،میانش کربلا و سرانجامش ظهور

کاش در این نورانی ترین لحظات زندگی ( ایام عید الله الاکبر ) با باران مداوم حضور آخرین آبراه زلال هستی این عطش بی پایان را به پایان برسد که تنها عشق او شایسته تسخیر دلهاست.



غدیر کربلای عوام بود؛

و کربلا، غدیرخواص.
در غدیر با آنکه بیعت گرفته شد، "جفا" شد؛
و در کربلا با آنکه بیعت برداشته شد "وفا".


پی نوشت

اسناد غدیر از کتب اهل سنت (دانلود پاورپوینت)



طبقه بندی: مناسبت ها،  مردم سالاری دینی، 
برچسب ها: غدیر، عید ولایت، وفا، بیعت،  

تاریخ : یکشنبه 14 آبان 1391 | 06:01 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

روز شناخت و اعتراف


عرفه، روز نیایش است؛ روزی که قطرات اشک، چون کودکان مادر از دست داده، دامن عرش را محکم می‏گیرند و بنیاد هستی را به لرزه درمی‏آورند.

روز عرفه، روز «خدایا خدایا!» است؛ روزی که کبوتران دعا از گنبد آبی «ربنا» پرواز می‏کنند و فوج فوج به ایوان کبریا فرود می‏آیند و تا برگ استجابت را از دستان سخاوتمند «یا غفار» نگرفته‏اند، بازنمی‏گردند.

عرفه، روز اعتراف است؛ اعتراف بندگان گناه‏کار در شبستان نیلگون اشک استغفار، در محضر بلند پروردگار.

عرفه، روز استغفار است؛ استغفار از رجس و پلیدی، استغفار از هر آنچه زشتی و بدسرشتی است. عرفه روز بازگشت است؛ «بازگشت به خویشتن»، بازگشت به دامن پرمهر یار، به آغوش نگار، بازگشت به آرامش و قرار.

عرفه، صمیمانه‏ترین روز بنده و مولاست. بندگان، امروز صمیمانه و صادقانه در حضور مولا به تقصیر گناه خویش اعتراف می‏کنند و مولای مهربان و عطوف، دست نوازش بر سر و رویش می‏کشد و آسمان آسمان آسایش و آرامش به او هدیه می‏کند

آری عرفه روز شناخت است و چه شناختی بهتر از خود شناسی ) معرفة النفس انفع المعارف ) و این خود شناسی خود مقدمه ای است بر شناخت مولا و پروردگار مهربان ( من عرف نفسه فقد عرف ربه(.

و اما فردا عید سعید قربان. واژه «عید» به معنای رجوع و برگشتن است و «قربان» به معنای قربانی یا هر آنچه با آن بر پروردگار، تقرب جویند. از این رو، می‌توان عید قربان را به معنای بازگشت انسان به مقام تقرّب الهی دانست

.

و خداوند چه نیکو عید سعید قربان را بعد از روز عرفه قرار داد یعنی اول شناخت و معرفت و سپس رفتن به قربانگاه نفس و بازگشت به مقام تقرب الهی .

امروز تو هم لباس احرام ببند و دست نیاز بر عرش کبریایی درگاه دوست بلند کن و با سید و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین (علیه السلام) همنوا شو :

اَللّهُمَّ اِنّى اَرْغَبُ إِلَیْکَوَاَشْهَدُ بِالرُّبُوبِیَّهِ لَکَ مُقِرّاً بِاَنَّکَ رَبّى وَ اِلَیْکَ مَرَدّى اِبْتَدَاْتَنى بِنِعْمَتِکَ قَبْلَ اَنْ اَکُونَ شَیْئاً مَذْکُورا وَخَلَقْتَنى مِنَ التُّرابِ.

و فردا در قربانگاه نفس خویش را قربانی کن و به سوی معبود خویش بازگرد تا با صمیم دل به تو بگویم.

http://hanan109.blogfa.com/post/650

متن و ترجمه دعای عرفه در قالب پی دی اف
http://labbaik.ir/fa/uploads/text/doa/doaarafeh.pdf




طبقه بندی: معارف دینی،  مناسبت ها، 
برچسب ها: روز عرفه، 9ذیحجّه، روزه، دعا، بخشایش،  

تاریخ : پنجشنبه 4 آبان 1391 | 11:23 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

من آشنای کعب نی و تازیانه ام


از سوز تشنگی جگرم ناله می کند

نذر حسین، روضه ی ده ساله می کند

یاد لبان خشک و عطش خورده ی حسین

بین دو نهر آب مرا واله می کند

آری منای من شده یک عمر خون دل

این غم مرا شبیه به آلاله می کند

امروز یاد کرب و بلا می کشد مرا

در گلشن بقیع، مرا لاله می کند


من آشنای کعب نی و تازیانه ام

زخمم نظر به گریه ی غسّاله می کند

از بس که سر به پیش نگاه ترم شکست

چشمم عجیب همدمی ژاله می کند

نوری که بود شاهدم از قتلگاه سرخ

حالا چه سبز دور سرم هاله می کند

این مادر است و این پدر و جدّ اطهرم

زهرا مرا خلاص ز قتّاله می کند


فرمایش نوشت:

امام باقر علیه السلام میفرمایند:

مَنْ دَعَا اللهَ بِنا أفْلَحَ، وَ مَنْ دَعاهُ بِغَیْرِنا هَلَكَ وَ اسْتَهْلَكَ

هر كه خداوند را به وسیله ما بخواند و ما را واسطه قرار دهد رستگار و موفّق خواهد شد

و كسی كه غیر از ما اهل بیت ـ عصمت و طهارت ـ را وسیله گرداند ناامید و هلاك خواهد گشت.

أمالی شیخ طوسی، ج 1، ص 175




طبقه بندی: معارف دینی،  مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: شهادت، باقر العلوم، اسارت، کربلا، مدینه، مسموم، زهر جفا،  

تاریخ : سه شنبه 2 آبان 1391 | 10:12 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

پرسش از آقا،پاسخ از شما،حاشیه از من!(1)

سلام

به نظرم رسید که پرسش های مطرح شده توسّط امام خامنه ای (حفظه الله تعالی) در دیدار جوانان خراسان شمالی با ایشان را در این پست قرار بدهم تا هم نصب العین ما باشد و در پیچ و خم زندگی به دست فراموشی سپرده نشود و هم با مشارکت اندیشه های مختلف و سلیقه های فکری گوناگون به دنبال جوابی در حدّ توان و ظرفیّت فکریمان برای آنها باشیم و این نکته را هم متوجّه هستم که هر کدام از پرسش ها قابلیّت جوابی در حدّ یک مقاله و حتّی بالاتر از مقاله تا سطح پایان نامه و کتاب را دارد ولی از آنجا که" سنگ بزرگ نشانه نزدن است" به نظرم در گام اوّل می توان با مطالعه این پرسش ها  و تعمّق در آنها و جواب دادن در حدّ خودمان به این پرسش ها ، گام عملی و مفیدی را در این زمینه برداشت .برای رسیدن سریعتر و بهتر به مقصودمان طبق پیشنهاد دوستان پرسش ها را در چند پست جداگانه متناسب با موضوعات پرسش ها قرار می دهم. از همکاری شما پیشاپیش تشکّر می کنم.   

     بخش اول: پرسش های پیرامون  کار و تولید                                                                                                                                                   

1. چرا فرهنگ کار جمعى در جامعه‌ى ما ضعیف است؟ این یک آسیب است. با اینکه کار جمعى را غربى‌ها به اسم خودشان ثبت کرده‌اند، اما اسلام خیلى قبل از اینها گفته است: «تعاونوا على البرّ و التّقوى»،یا: «و اعتصموا بحبل اللّه جمیعا».یعنى حتّى اعتصام به حبل‌اللّه هم باید دسته‌جمعى باشد؛ «و لا تفرّقوا»

پاسخ دوستان:

1- عادت به تنبلی 2- دوری از اسلام 3- مسئولیت پذیری افراد پایین اومده و صفتی به نام زرنگی و یا شاید بهتر بتوان گفت سیاست کاری جای آن را گرفته است. 4- شاید خیلی به هم اعتماد نداریم متاسفانه

2. بعضى‌ها با داشتن توان کار، از کار میگریزند؛ علت کارگریزى چیست؟

پاسخ دوستان: 

1- عدم شناخت درست فرد و توانایی آن توسط مدیران2 - عدم شایسته سالاری در مسئولیت ها 3 - عدم رعایت سلسله مراتبی در سازمانها برای اخذ سمت ها 4- عدم توجه به احتیاجات جسمی و روحی یک کارمند 5- اهمیت ندادن به فکر و اندیشه افراد توانمند و خلاق 6- دیکته وار عمل کردن سازمانها ( آنچه را کل گفت جزء را اطاعت لازم است ) پس خلاقیت برای سازمانهای زیربط معنا ندارد 7- عدم سیستم پاداش در ادارات 8- نبود امکانات و منابع و حمایت مورد نیاز از طرف مدیران جهت نوآوری و خلاقیت کارکنان 9- چون همیشه فکر می کنیم حق با ماست وعدم تواضع، مانع از ارائه توانمندی ها به نحو احسن می شود.(در یک کلام خودخواهی) 10- عدم اشتیاق و علاقه به شغل انتخابی به دلایلی مثل کنکور، توقع بیش از حد خانواده 11-  مردم کمتر از مفاهیمی چون حق الناس وکم و کیف بدست اوردن پول حلال اگاهی دارند.

3. وجدان کارى در جامعه چقدر وجود دارد؟

پاسخ دوستان:

1- ایمان ها کمتر شده که وجدان کمتر شده است. 2- خیلی کم البته نه همیشه

4. محکمکارى در تولید چقدر وجود دارد؟ تولید کیفى در بخشهاى مختلف، چقدر مورد توجه و اهتمام است؟

1- خیلی ضعیف متاسفانه

5.چرا به ما میگویند که ساعات مفید کار در دستگاه‌هاى ادارى ما کم است؟ هشت ساعت کار باید به قدر هشت ساعت فایده داشته باشد؛ چرا به قدر یک ساعت یا نیم ساعت یا دو ساعت؟ مشکل کجاست؟

1- مشکل اصلی که تمام این موارد را در بر می گیرد، به نظرم عدم فرهنگ سازی اصولی و توجه کم به فرهنگ کار جمعی وعدم آموزش آن به کودکان،نوجوانان وجوانان در سنین پایین تر ست. نمی توان یکدفعه انتظار داشت بدون هیچ پایه ریزی وبرنامه ای مدون ، به نتیجه ای مطلوب در آینده برسیم! 2- چون یک کارمند میدونه که چه کار خوب و درست انجام بده و چه کار غیر مفید کنه در مقدار حقوق ماهیانه اش تاثیری نداره و کم نمی شه .

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=21252




طبقه بندی: ولایت فقیه،  تلنگر،  زندگی اسلامی، 
برچسب ها: مطالبات رهبری، سبک زندگی، خراسان شمالی، فرهنگ کار جمعى، کارگریزى، وجدان کارى، ساعات مفید کار،  

تاریخ : یکشنبه 30 مهر 1391 | 08:06 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

عذر بتراش!

امام علی (علیه السلام) می فرمایند : اِقْبَلْ عُذْرَ أخِیکَ،وَ إنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ عُذْرٌ فَالْتَمِسْ لَهُ عُذْراً

عذر برادرت را بپذیر و اگر عذری نداشت، عذری برایش بتراش

Imam Ali (A) : Accept your brother's apology, and even if he has no excuse, you bring him an excuse

بحارالأنوار، ج 74، ص 165




طبقه بندی: زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: عذر، عذرخواهی، قبول،  

تاریخ : یکشنبه 30 مهر 1391 | 07:12 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

خوش اخلاقی با خانواده

امام صادق (علیه السلام ) : مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِأهْلِهِ زِیدَ فی عُمْرِهِ

هرکه با خانوادۀ خود خوش‌رفتار باشد، بر عمرش افزوده می شود.

Imam Sadeq (A) : By treating one’s family members well, one will prolong his life

کافی، ج 8، ص 219




طبقه بندی: زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام، 

تاریخ : شنبه 29 مهر 1391 | 12:30 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

قدّ و بالای علی از چشم زهرا دیدنی ست

آسمان می خواند امشب قدسیان دف می زنند

حوریان کِل می کشند و خاکیان کف می زنند

شیر عاشق کش! کدام آهو دلت را برده است؟

تیغ مرحب جو! کدام ابرو دلت را برده است؟

آسمانی بی کرانی، عاشق دریا شدی

آمدی آیینه ی انسیه ی حورا شدی

امشب ای زیباترین! ای دلبر کوثر بیا!

شب، شبِ عشق است، ای داماد پیغمبر بیا!

بیش از این ها با دل محبوب ما بازی نکن

پیش این نیلوفر یکدانه غمازی نکن



مثل اقیانوس آرام است این بانو ولی

در دلش طوفان به پا کردی، مدارا کن علی!

«لیلة القدر» نگاهش یا علی! اجر تو است

او «سلامٌ فیه حتی مطلعِ الفجر» تو است

از ازل در پرده بود آیینه دارش می شوی

در عبور از کوچه باغ عشق، یارش می شوی

قدّ و بالای علی از چشم زهرا دیدنی ست

وای! وقتی می رسد دریا به دریا دیدنی ست





طبقه بندی: مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: اول ذیحجّه، ازدواج آسمانی، امیر المونین، کوثر، حضرت زهرا،  

تاریخ : پنجشنبه 27 مهر 1391 | 01:35 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

بدنظرها به خسوف قمرش خندیدند

عده ای بی سر و پا، دور و برش خندیدند

پاسخ ناله و سوز و جگرش، خندیدند

مادری بود و جوان مرگ شد و آخر کار

همچنان فاطمه بر چشم ترش خندیدند

همچو بسمل شده ای دور خودش می پیچید

به پریشان شدن بال و پرش خندیدند

درد پیچیده به پهلویش و از هر دو طرف

دست می برد به سوی کمرش، خندیدند


آمده بر سرش اینجا کمی از داغ حسین

همگی جمع شدند دور سرش خندیدند

یک نفر نیست که از خاکِ سرش بردارد

بر نفس های بدون اثرش خندیدند

زهر اثر کرده و رویش به کبودی زده است

بدنظرها به خسوف قمرش خندیدند

دست پا می زند و نیست کنارش پدری

تا ببیند به عزای پسرش خندیدند

کربلا جسم علی پخش به صحرا شده بود

لشگری دور تن مختصرش خندیدند

هر چه می گفت حسین "یاولدی یاولدی..."

عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند




طبقه بندی: مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: ابن الرضا، محمّد تقی، جواد الائمّه،  

تاریخ : سه شنبه 25 مهر 1391 | 08:20 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

تعداد کل صفحات : 12 ::      ...   4   5   6   7   8   9   10   ...  



  • paper | ایکس باکس | خرید بک لینک فالو
  • خرید آگهی رپرتاژ | ایران بلاگ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic