تبلیغات
پا جای پا - مطالب فروردین 1393
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

پا جای پا



کد ِکج شدَنِ تَصآویر

کداهنگ برای وبلاگ

 
 
نویسنده : همسر بانو
تاریخ : یکشنبه 24 فروردین 1393
نظرات

وقت غروب ، چشم ترش درد می كند

ذره به ذره بال و پرش درد می كند

كم كم كه ماه می شكفد در برابرش

با روئیت هلال، سرش درد می كند

بی اختیاروقت نگاهش به آب ها

قلبش به یاد گل پسرش درد می كند

باید كه از بقیع به سوی منزلش رود

پر زحمت ست چون كمرش درد می كند

هر چند كنج خانه كسی نیست منتظر

این بیت حزن، بوم و برش درد می كند

تنها نه محض خاطرآن چار شیر نر

این خانه سال هاست، درش، درد می كند

اما هزار شكر كه شب­ها منور است

از نور خواهری كه پرش درد می كند

هرشب می آید از پی دلداری زنی

با این كه جسم محتضرش درد می كند

یك سال و نیم تلخ، شبیه دو ماه و نیم

با یاد كوچه ها جگرش درد می كند

شاعر: علی لواسانی 


نویسنده : میثم صفری
تاریخ : یکشنبه 24 فروردین 1393
نظرات

امام صادق علیه السلام :

كانَت اُمُّ جَعفَرٍ الكِلابِیَّةُ تَندُبُ الحُسَینَ علیه السلام وتَبكیهِ وقَد كُفَّ بَصَرُها ، فَكانَ مَروانُ وهُوَ والِ المَدینَةِ یَجیءُ مُتَنَكِّرا بِاللَّیلِ حَتّى یَقِفُ ، فَیَسمَعُ بُكاءَها و نَدبَها؛

اُمّ جعفر كِلابى (امّ البنین)، براى حسین علیه السلام مرثیه مى سرایید و مى گریست تا این كه چشمانش نابینا شد. مروان ، حاكم مدینه، به صورت ناشناس مى آمد و پشتِ در مى ایستاد و به گریه و مرثیه سرایى او گوش مى داد.

امالی شجری : ج ۱ ص ۱۷۵ / دانشنامه امام حسین علیه السلام : ج 9 ص 424


نویسنده : میثم صفری
تاریخ : دوشنبه 18 فروردین 1393
نظرات

امام على علیه السلام:

مَن أكَلَ الطَّعامَ عَلَى النَّقاءِ، وأجادَ الطَّعامَ تَمَضُّغاً، وتَرَكَ الطَّعامَ وهُوَ یَشتَهیهِ، ولَم یَحبِسِ الغائِطَ إذا أتى؛ لَم یَمرَض إلاّ مَرَضَ المَوتِ؛

هر كس در گرسنگى كامل، غذا بخورد، غذا را خوب بجود، در حالى كه هنوز میل خوردن دارد، غذا را وا گذارد و چون احساس قضاى حاجت كرد، آن را محبوس ندارد، به هیچ بیماری‌اى جز بیمارى مرگ، مبتلا نمی‌شود.

مكارم الأخلاق : ج ۱ ص ۳۱۴ ح ۱۰۰۳ / دانشنامه احادیث پزشكی: ج1 ص89



برچسب‌ها: راز سلامتی ,
نویسنده : میثم صفری
تاریخ : یکشنبه 10 فروردین 1393
نظرات

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله:

اُوصیكُم بِالشُّبّانِ خَیرا فَإِنَّهُم أرَقُّ أفئِدَةً، إنَّ اللّهَ بَعَثَنی بَشیرا ونَذیرا فَحالَفَنِی الشُّبّانُ وخالَفَنِی الشُّیوخُ؛

شما را به نیكى با جوانان سفارش می‌كنم؛ زیرا نرمترینْ دلها را دارند. به راستى كه خداوند، مرا بشارت‌دهنده و هشداردهنده برانگیخت. جوانان با من پیمان بستند و پیران، با من به مخالفت برخاستند.

شباب قریش: ص ۱ / حكمتنامه جوان: ج1 ص52


 
 
اهل دیار فاتحان اروند هستم!
رفسنجان
.....................
"تصویر: قدمگاه امام رضا علیه السلام- نیشابور"
..................................
کسانی که شتر ماده و بچّه اش را در حال رفتن در بیابان دیده اند میگویند که یک جای پا بیشتر وجود ندارد و بچّه شتر پایش را دقیقاً جای پای مادرش میگذارد.
و این، سرّ فرمایش امیر المومنین علیه السلام در خطبه 192 نهج البلاغه است.
«وَ لَقَدْ کُنْتُ أَتـَّبِعُهُ إِتّباعَ الْفَصیلِ اَثَرَ أُمِّهِ» :و من به دنبال پیامبر صلّی الله علیه و آله می رفتم چنانکه بچّه شتر در پى مادرش می رود.
....................
هر گاه پیامبر پا از زمین بر می داشت
من بر جای پای آن حضرت قدم می گذاشتم. سلمان فارسی (محمّدی)
........................
بسم الله الرحمن الرحیم

یَا شَدِیدَ الْقُوَی وَ یَا شَدِیدَ الْمِحَالِ یَا عَزِیزُ یَا عَزِیزُ یَا عَزِیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِكَ جَمِیعُ خَلْقِكَ فَاكْفِنِی شَرَّ خَلْقِكَ یَا مُحْسِنُ یَا مُجْمِلُ یَا مُنْعِمُ یَا مُفْضِلُ یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّی كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذَلِكَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ
#############
#############
به نام خدایی که از شدت حضور, ناپیداست....
......................
از مرحوم حاج میرزا اسماعیل دولابی پرسیدند.. سلام علیکم یعنی چی؟...ایشان گفتند: مگر قرآن تلاوت نمی کنید؟ "سلام" یکی از اسامی خداوند است..!! "علیکم " هم از دو کلمه تشکیل یافته است .علَی (یعنی بالا) کُم (یعنی شما)، «سلام علیکم»... یعنی خدا بالای سر شمااست.
پس "سلام علیکم" بازدید کننده گرامی!
....................
عالم مجازی هم محضر خداست!
.................
سلام
در این قسمت جملات زیبا و حکیمانه در هر موضوعی نوشته می شود. از جملات پیشنهادی به شدت استقبال و استفاده می شود.
#########
شخصی از خدا دو چیز خواست......
یک گل و یک پروانه......
اما چیزی که به دست آورد
یک کاکتوس و یک کرم بود......
غمگین شد
با خود اندیشید شاید خداوند من را
دوست ندارد و به من توجهی ندارد...
چند روز گذشت......
از آن کاکتوس پر از خار گلی زیبا روییده شد و
آن کرم تبدیل به پروانه ای شد......
اگر چیزی از خدا خواستید و چیز دیگری دریافت کردید
به او اعتماد کنید.........
خارهای امروز گلهای فردایند......
95/10/9

میثم صفری