پا جای پا - مطالب مهر 1392
لینک های وب

روز شناخت یار سفر کرده!


گویند که در روز عرفه در صحرای عرفات بارها تو را دیده‌اند!!
گویند که زائران حرم جد غریبت حسین را بیشتر مورد عنایت قرار میدهی!

اما میدانم که در میان حجاج و زائران و حتی شیعیانت هم غریبی...
تو همان استخوان در گلو و خار در چشم پدرت علی را همراه داری!
تو همان جگر پاره پاره‌ی حسن را از گناهان ما به سینه داری!
تو همان مظلومیت حسین را به ارث برده‌ای...!

اکنون که از قافله‌‌ها جا ماندم به امید عنایت تو نفس میکشم...

امروز که از اوقات استجابت دعاست، دعایم این است... الا که راز خدایی، خدا کند که بیایی...

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره


بعدا نوشت:


فردا عرفه است...
و هنوز وعده خدا جاری است...
خودش وعده داده در عرفه، اول به زائران امام حسین(علیه السلام) نظر می افکند و بعد به حاضرین در عرفات...
امروز سید الشهداء(علیه السلام) کاروان را به قصد عراق به حرکت در می آورد...
فردا عرفه باید حرف های امام حسین(علیه السلام) را برای باری دیگر با خدا تکرار کنیم...
باید تکرار کنیم وعده هایی که خدا داده و وظایفی که ما داریم...
باید تکرار کنیم بزرگی حضرت سبحان را...
وای بر نسیان آدمی...
که هرچه کرد همین فراموشی کرد....
فراموش کردیم که موظف بودیم تا عبد باشیم
نه اینکه ادعای خدائی کنیم...
موظف بودیم عبادت کنیم و خاضع باشیم
نه اینکه معبود شویم برای دیگران و تکبر وجودان را فرا بگیرد...
فراموش کردیم الله اکبر و سبحان الله را...
عرفه زمان یاد آوری است...
زمانی است که خون خدا به ما یاد می دهد چگونه با خود خدا سخن بگوئیم...
عرفه روز شناخت است....




طبقه بندی: تلنگر،  مناسبت ها، 
برچسب ها: روز عرفه، جبل الرحمه، اللهم اجعل غنای فی نفسی، دعای عرفه، صحرای عرفات، یار سفر کرده،  

تاریخ : دوشنبه 22 مهر 1392 | 09:11 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

گوشه حجره دوباره پدری افتاده



از گلو ناله ی مرغ سحری افتاده

پی آن ناله دل دربدری افتاده

پسری دید که از زینِ به زهر آغشته

گوشه ی حجره دوباره پدری افتاده

غم یک عمر بلا پشت بلا پشت بلا

همچو یک زهر به جان جگری افتاده

مرگ نزدیک شد و اهل حرم می گریند

چشم بیمار پدر بر پسری افتاده

پسرم گریه نکن چونکه میان چشمت

از غم خون جگری ها اثری افتاده

پسرم! گریه فقط گریه به غم های حسین

سوی گودال دلم را گذری افتاده

کودکی بودم و دیدم که میان مقتل

تن خورشید کنار قمری افتاده

کودکی بودم و دیدم که ز سیمرغ دلم

ته گودال فقط مشت پری افتاده

دیده ام وقت اسارت که به پای عمه

بارها از افق نیزه سری افتاده  

                                                                                                          امیر عظیمی




طبقه بندی: اهل البیت علیهم السلام،  معارف دینی،  مناسبت ها، 
برچسب ها: شهادت، امام محمد باقر علیه السلام، شعر،  

تاریخ : یکشنبه 21 مهر 1392 | 01:52 ب.ظ | نویسنده : همسر بانو | نظرات

خداشناسی منطقی

روزی یک استاد دانشگاه تصمیم گرفت تا میزان ایمان دانشجویانش را بسنجد .

او پرسید: « آیا خداوند , هرچیزی راکه وجود دارد , آفریده است؟»
دانشجویی شجاعانه پاسخ داد : « بله»
استاد پرسید: « هرچیزی را ؟»

پاسخ دانشجو این بود: « بله ; هرچیزی را».

استاد گفت: « دراین حالت , خداوند شر را آفریده است . درست است ؟ زیرا شر وجود دارد .»

برای این سوال , دانشجو پاسخی نداشت و ساکت ماند .

ناگهان , دانشجوی دیگری دستش را بلند کرد و گفت:

«استاد ممکن است از شما یک سوال بپرسم؟ »

استاد پاسخ داد: « البته »

دانشجو پرسید: « آیا سرما وجود دارد؟ »

استاد پاسخ داد: « البته, آیا شما هرگز احساس سرما نکرده اید؟»

دانشجو پاسخ داد: «البته آقا, اما سرماوجود ندارد. طبق مطالعات علوم فیزیک, سرما, نبودن تمام و کمال گرماست و شیء را تنها درصورتی می توان مطالعه کرد که انرژی داشته باشد و انرژی را انتقال دهد و این گرمای یک شیء است که انرژی آن را انتقال می دهد . بدون گرما اشیاء بی حرکت هستند, قابلیت واکنش ندارند ; پس سرما وجود ندارد . ما لفظ سرما راساخته ایم تا فقدان گرما را توضیح دهیم »

دانشجو ادامه داد : « وتاریکی ؟ »

استاد پاسخ دا د : « تاریکی وجود دارد »

دانشجو گفت: « شما باز هم در اشتباه هستید آقا! تاریکی , فقدان کامل نور است. شما میتوانید نور و روشنایی را مطالعه کنید اما تاریکی را نمی توانید مطالعه کنید. منشور نیکولز,تنوع رنگ های مختلف را نشان می دهد که در آن طبق طول امواج نور , نور می تواندتجزیه شود . تاریکی , لفظی ست که ما ایجاد کرده ایم تا فقدان کامل نور را توضیح دهیم»

و سرانجام دانشجو ادامه داد: « خداوند, شر را نیافریده است . شر , فقدان خدا در قلب افراداست. شر فقدان عشق, انسانیت و ایمان است. عشق و ایمان مانند گرما و نور هستند . آنهاوجود دارند و فقدانشان منجر به شر می شود.»





طبقه بندی: از هر دری،  معارف دینی،  تلنگر، 
برچسب ها: خداشناسی، پرسش و پاسخ، جواب منطقی،  

تاریخ : جمعه 19 مهر 1392 | 09:15 ق.ظ | نویسنده : همسر بانو | نظرات

به بهانه روز کودک

امروز روز من است

"روز کودک"

کودکی که هنوز قیامت و آخرت را جدی نگرفته

هنوز بر گذشته ها غصه می خورد

وابسته به حال و هراسان از آینده است

همیشه در حال غبطه خوردن به اهل دلانست

کودکی که لحظه های زندگی به راحتی از دستش سُر می خورند و هنوز به محبوب دلش نرسیده

جسمش رشد کرده اما روحش کودک است

مهربان خدای من !این کودک کوچکت را دریاب که در ثانیه ثانیه هایش محتاج نگاه مهربانتر از مادر توست.

پ.ن: هرروزی که می گذرد کودک تر می شوم کاش بابای مهربانمان زودتر بیاید شاید کودکش در سایه نگاه مهربانش رشد کند.

بعداً نوشت: گاهی دلم برای کودک درونم میسوزد چقدر حسرت دیدار پدر بر دلش مانده است دعایش کنید.



طبقه بندی: از هر دری،  گوناگون،  تلنگر،  مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: روز کودک، امام زمان علیه السلام، درد دل،  

تاریخ : سه شنبه 16 مهر 1392 | 02:39 ب.ظ | نویسنده : همسر بانو | نظرات

دلت پاک باشه...



صحبتم با آن کسانی است که می گویند باید دلت صاف باشه....
نخیر دوستان فقط به دل صاف نیست....
به پوشش و نحوه رفتار هم هست...

میگید نه ببینید دشمن قسم خورده ما چگونه صریح می گوید و
رمز نفوذش را چه می داند:

1-
شلوار جین2- موسیقی غربی3-انتخاباتی بدون نظارت

نتانیاهو در گفت‌وگو با بی‌بی‌سی فارسی:
من فکر می‌کنم اگر مردم ایران آزاد بودند، شلوار جین می‌پوشیدند،
به موسیقی غربی گوش می‌دادند و انتخاباتی آزاد داشتند.

 





طبقه بندی: زندگی اسلامی،  صهیونیسم،  تلنگر، 
برچسب ها: شلوار جین، موسیقی غربی، نتانیاهو، رژیم جعلی،  

تاریخ : دوشنبه 15 مهر 1392 | 09:15 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

روضه کوتاه...

قدمش ناگهان شتاب گرفت

طرفش رفت و ظرف آب گرفت

آب را بر روی زمین تا ریخت

در همان لحظه قلب زهرا ریخت

روضه کوتاه نکته سر بسته

حجره تاریک حجره در بسته

جگری رفته رفته سم می خورد

قصۀ تازه ای رقم می خورد

عرش را ناله ای تکان می داد

تشنه ای روی خاک جان می داد

زهر بی تاب کردش از داخل

سوخت تا آب کردش از داخل

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: معارف دینی،  مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: شهادت، شعر، امام جواد،  

تاریخ : یکشنبه 14 مهر 1392 | 11:29 ق.ظ | نویسنده : همسر بانو | نظرات

هر دیدی بازدید داره!


حضرت آیت الله العظمی نجفی مرعشی (ره) نقل کرده اند که: شب اول قبر آیت‌‌الله شیخ مرتضی حائری قدس سرّه، برایش نماز لیلة‌ الدّفن خواندم، همان نمازی که در بین مردم به نماز وحشت معروف است. بعدش هم یک سوره یاسین قرائت کردم و ثوابش را به روح آن عالم هدیه کردم،. چند شب بعد او را در عالم خواب دیدم. حواسم بود که از دنیا رفته است. کنجکاو شدم که بدانم در آن طرف مرز زندگی دنیایی چه خبر است؟!


پرسیدم: آقای حائری، اوضاع‌تان چطور است؟ آقای حائری که راضی و خوشحال به نظر می‌آمد، رفت توی فکر و پس از چند لحظه، انگار که از گذشته‌ای دور صحبت کند شروع کرد به تعریف کردن... وقتی از خیلی مراحل گذشتیم، همین که بدن مرا در درون قبر گذاشتند، روحم به آهستگی و سبکی از بدنم خارج شد و از آن فاصله گرفت. درست مثل اینکه لباسی را از تنت درآوری. کم کم دیگر بدن خودم را از بیرون و به طور کامل می‌دیدم. خودم هم مات و مبهوت شده بودم، این بود که رفتم و یک گوشه‌ای نشستم و زانوی غم و تنهایی در بغل گرفتم.




ادامه مطلب

طبقه بندی: تلنگر،  مناسبت ها،  زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: زیارت علی بن موسی الرضا علیه السلام، بازدید، شیخ مرتضی حائری،  

تاریخ : دوشنبه 8 مهر 1392 | 10:36 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

ارزشمون چقدر است؟


امام باقر سلام الله علیه :

إنّی نَظَرتُ فی كِتابٍ لِعَلِیٍّ علیه السلام ، فَوَجَدتُ فِی الكِتابِ : إنَّ قیمَةَ كُلِّ امرِىً وقَدرَهُ مَعرِفَتُهُ

در كتاب على علیه السلام نگاه كردم و چنین یافتم : بهاى هر انسان و منزلت او ، به اندازه شناخت اوست.

معانی الأخبار: ص 1 ح2 / دانش نامه عقاید اسلامی : ج1 ص 294





طبقه بندی: اهل البیت علیهم السلام،  زندگی اسلامی،  تلنگر، 
برچسب ها: کتاب حضرت علی علیه السلام، ارزش، شناخت،  

تاریخ : دوشنبه 8 مهر 1392 | 07:17 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

کاش ... لا اقل رکعت آخر به جماعت برسم

زود بیدار شدم تا سر ساعت برسم

بایداین بار به غوغای قیامت برسم

 

من به "قد قامت" یاران نرسیدم، ای کاش

لا اقل رکعت آخر به جماعت برسم



آه ،مادر! مگر از من چه گناهی سر زد

که دعا کردی و گفتی به سلامت برسم؟

 

طمع بوسه مدار از لبم ای چشمه که من

نذر دارم لب تشنه به زیارت برسم

 

سیب سرخی سر نیزه ست...دعا کن من نیز

اینچنین کال نمانم به شهادت برسم




طبقه بندی: مناسبت ها،  شهدا، 
برچسب ها: هفته دفاع مقدس، هشت سال، سبکبالان عاشق، ولایتمدار،  

تاریخ : سه شنبه 2 مهر 1392 | 08:23 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

توبه نصوح!




طبقه بندی: تلنگر، 
برچسب ها: توبه نصوح،  

تاریخ : دوشنبه 1 مهر 1392 | 11:36 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات


  • paper | ایکس باکس | خرید بک لینک فالو
  • خرید آگهی رپرتاژ | ایران بلاگ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic