تبلیغات
پا جای پا - آب در کوزه و ما تشنه لبان...
 

تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :

پا جای پا



کد ِکج شدَنِ تَصآویر

کداهنگ برای وبلاگ

 
 
نویسنده : همسر بانو
تاریخ : یکشنبه 16 شهریور 1393
نظرات

گوشه صحن دم عید دلم میلرزد
من ویک عالمه تردید، دلم میلرزد

بادی از سمت حرم قصدوزیدن دارد
بی سبب نیست که چون بید دلم میلرزد

لرزه افتاد به جان درودیوار ولی
زلزله نیست نترسی، دلم میلرزد

میروم سمت حرم دست به سینه اینبار
دوقدم مانده به خورشید دلم میلرزد

هرچه از زائر خود دل ببری میچسبد
چقدر در حرمت دربدری می چسبد

چقدر در حرمت مست زیاد است! ببین
چقدر دورو برت دست زیاد است! ببین

زائرانت به کرامات تو عادت دارند
همه یکجور به این خانه ارادت دارند

یک نفر پول، یکی اشک ، یکی انگشتر
" ازصدای سخن عشق ندیدم خوشتر "

روزهامان همگی با کَرَمت می چرخند
زائرانت چقدر با عظمت میچرخند

ابر و باد و مه و خورشید و فلک رقص کنان
چند قرن است که زیر عَلمت میچرخند

تاقدم رنجه کنی برسر ما یک عمراست
چشم هامان به هوای قدمت میچرخند

حاجیانی که به حج رفتنشان جور نشد
چه غریبانه به دور حرمت میچرخند

آب درکوزه و ما تشنه لبان میگشتیم
یاردر مشهد و ما گرد جهان میگشتیم

السلام علیک یا انیس النفوس ، یا امام الرئوف ، یا علی بن موسی الرضاعلیه السلام))

میلاد پربرکت امام شیعیان مبارک باد

" الهم عجّل لولیک الفرج "

 



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
feet pain یکشنبه 26 شهریور 1396 11:47 ب.ظ
This excellent website really has all of the information I wanted concerning this subject and didn't know who to
ask.
How long do you grow during puberty? دوشنبه 16 مرداد 1396 08:56 ب.ظ
Hi, i believe that i noticed you visited my website thus i got here to go back the favor?.I am attempting to in finding things to enhance my site!I assume its ok to use
a few of your ideas!!
Foot Pain شنبه 14 مرداد 1396 05:43 ق.ظ
It's a pity you don't have a donate button! I'd certainly donate to this brilliant blog!
I suppose for now i'll settle for book-marking and adding your RSS feed to my Google account.
I look forward to new updates and will talk about this site with my Facebook group.

Talk soon!
خلوتی با خویشتن دوشنبه 17 شهریور 1393 03:53 ب.ظ
سلام ممنون خیلی زیبا بود
راستی چرا نیستین سری به فقرا نمیزنین؟؟
میثم صفری پاسخ داد:
سلام
ممنون از حضورتان.
ان شاء الله به زودی سری به فقرا!!! می زنیم. حلال بفرمایید بی معرفتی ما را.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
 
 
اهل دیار فاتحان اروند هستم!
رفسنجان
.....................
"تصویر: قدمگاه امام رضا علیه السلام- نیشابور"
..................................
کسانی که شتر ماده و بچّه اش را در حال رفتن در بیابان دیده اند میگویند که یک جای پا بیشتر وجود ندارد و بچّه شتر پایش را دقیقاً جای پای مادرش میگذارد.
و این، سرّ فرمایش امیر المومنین علیه السلام در خطبه 192 نهج البلاغه است.
«وَ لَقَدْ کُنْتُ أَتـَّبِعُهُ إِتّباعَ الْفَصیلِ اَثَرَ أُمِّهِ» :و من به دنبال پیامبر صلّی الله علیه و آله می رفتم چنانکه بچّه شتر در پى مادرش می رود.
....................
هر گاه پیامبر پا از زمین بر می داشت
من بر جای پای آن حضرت قدم می گذاشتم. سلمان فارسی (محمّدی)
........................
بسم الله الرحمن الرحیم

یَا شَدِیدَ الْقُوَی وَ یَا شَدِیدَ الْمِحَالِ یَا عَزِیزُ یَا عَزِیزُ یَا عَزِیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِكَ جَمِیعُ خَلْقِكَ فَاكْفِنِی شَرَّ خَلْقِكَ یَا مُحْسِنُ یَا مُجْمِلُ یَا مُنْعِمُ یَا مُفْضِلُ یَا لا إِلَهَ إِلا أَنْتَ سُبْحَانَكَ إِنِّی كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِینَ فَاسْتَجَبْنَا لَهُ وَ نَجَّیْنَاهُ مِنَ الْغَمِّ وَ كَذَلِكَ نُنْجِی الْمُؤْمِنِینَ وَ صَلَّی اللَّهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّیِّبِینَ الطَّاهِرِینَ
#############
#############
به نام خدایی که از شدت حضور, ناپیداست....
......................
از مرحوم حاج میرزا اسماعیل دولابی پرسیدند.. سلام علیکم یعنی چی؟...ایشان گفتند: مگر قرآن تلاوت نمی کنید؟ "سلام" یکی از اسامی خداوند است..!! "علیکم " هم از دو کلمه تشکیل یافته است .علَی (یعنی بالا) کُم (یعنی شما)، «سلام علیکم»... یعنی خدا بالای سر شمااست.
پس "سلام علیکم" بازدید کننده گرامی!
....................
عالم مجازی هم محضر خداست!
.................
سلام
در این قسمت جملات زیبا و حکیمانه در هر موضوعی نوشته می شود. از جملات پیشنهادی به شدت استقبال و استفاده می شود.
#########
شخصی از خدا دو چیز خواست......
یک گل و یک پروانه......
اما چیزی که به دست آورد
یک کاکتوس و یک کرم بود......
غمگین شد
با خود اندیشید شاید خداوند من را
دوست ندارد و به من توجهی ندارد...
چند روز گذشت......
از آن کاکتوس پر از خار گلی زیبا روییده شد و
آن کرم تبدیل به پروانه ای شد......
اگر چیزی از خدا خواستید و چیز دیگری دریافت کردید
به او اعتماد کنید.........
خارهای امروز گلهای فردایند......
95/10/9

میثم صفری