پا جای پا - نه این قرار ما نبود...
لینک های وب

نه این قرار ما نبود...






آرمیتا جان ببخش...

علیرضای عزیز ببخش...
ما هم امروز پا به پای شما گریه میکنیم
از ذلتی که به ما تحمیل شد...
قرار بود بمیریم و ذلت نپذیریم!!!!
قرارمان چیز دیگری بود با خودمان!
راضی نیستیم ولی نمیدانیم کسی آیا صدای اعتراض ما را میشنود در هیاهوی جشن پیروزیِ
قهرمانِ!!! دیپلماسیِ ایران؟؟؟
آرمیتا ببخش  ...

علیرضا ببخش...

مارا برای تمام اشکهایتان ببخشید

مارا برای تمام لحظات دردناک بی پدری ببخشید

مارا برای تمام رویاهای با پدر بودن ببخشید

ما را برای تمام سکوت هایمان ببخشید

ما را برای تمام بغض های در گلو مانده تان ببخشید

ما را برای....

بــبــخــشـــــید

پ. ن: امروز تنها اشک میتواند حال خرابمان را توصیف کند چه کنیم که خط قرمزمان ولایت فقیه است، چه کنیم که باید چون پیر مرادمان استخوان در گلو و خار در چشم بمانیم، چه کنیم که تاریخ زود از خاطره ها پاک می شود ،چه کنیم که انسانیم و مدام آزموده ها را میازماییم ،چه کنیم که صدای مرادمان به گوش بعضی ها نرسید و شد آنچه نباید می شد چه کنیم که...

غصه نوشت: تنها به حرمت سکوت معنی دار مرادمان سکوت می کنیم با بغضی به سنگینی تمام ذلتی که بر ما تحمیل شد.

درد نوشت: گوش اگر گوش ... و ناله اگر ناله ماست

آنچه البته به جایی نرسد فریاد است.




طبقه بندی: گوناگون،  تلنگر،  مناسبت ها، 
برچسب ها: مذاکرات ژنو، پلمپ، شهدای هسته ای، انرژی اتمی، آرمیتا، احمدی روشن، علیرضا،  

تاریخ : دوشنبه 30 دی 1392 | 07:17 ب.ظ | نویسنده : همسر بانو | نظرات


  • paper | ایکس باکس | خرید بک لینک فالو
  • خرید آگهی رپرتاژ | ایران بلاگ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic