پا جای پا - ادب
لینک های وب

ادب

روزی یکی از کنیزان امام مجتبی – علیه السلام- به ایشان گلی را هدیه داد. امام به او فرمودند: «أنتِ حُرَّةٌ لوجه الله» : تو در راه خدا آزادی. از حضرت سوال شد که در مقابل یک دسته گل کم ارزش ، او را آزاد نمودید؟! حضرت فرمودند:« خداوند متعال این گونه ما را تادیب نموده است که :« وَ إِذا حُیِّیتُمْ بِتَحِیَّةٍ فَحَیُّوا بِأَحْسَنَ مِنْها...» (نساء/86) وقتی کسی در حقّ شما کار خوبی را انجام داد یا مثل همان خوبی را در حقّش انجام دهید و یا بهتر از آن و بهتر از دسته گل هدیه دادن ، آزاد نمودن او بود.» (1)

رعایت این ادب اجتماعی اسلام بسیار برای ما مفید ، لازم و راهگشاست. در برابر لطفی که دیگران نسبت به ما ابراز می کنند نباید بی تفاوت بود یا آن را فراموش نمود و یا اینکه خدای ناکرده جواب خوبی آنان را با بدی داده و دیگران را از خوبی نمودن خود پشیمان نمود؛ بلکه باید خوبی دیگران را نصب العین خود قرار داد و همیشه آن را به نحو شایسته متذکّر شد.

ادب اجتماعی دیگر اسلام نحوه برخورد با رفتار بد دیگران در حقّ ما می باشد. آیا فرهنگ :« جواب کلوخ ، سنگ است.» و یا فرهنگهای وارداتی و خود ساخته دیگر را باید عمل نمود؟

خداوند متعال در آیه 34 سوره مبارکه فصلت می فرماید:« بدی را با خوبی دفع کن (جواب بده).» و بعد هم خداوند نتیجه و بازخورد این رفتار را متذکّر می شود که :« در نتیجه کسی که بین تو و او دشمنی وجود دارد گویا دوست صمیمی( شش دانگ) توست» یعنی نه تنها جواب بدی را با خوبی دادن ، طرف مقابل را پر رو و ... نمی کند بلکه برعکس او را اصلاح می کند و متوجّه بدی خود می شود.در سیره رفتاری حضرات معصومین علیهم السلام مصادیق فراوانی از این رفتار وجود دارد ؛ از جمله درباره امام مجتبی علیه السلام نقل شده است که فردی از شام ( که معاویه سالهای زیادی آنها را در بی خبری کامل نگه داشته بود و با بغض و لعن امیر المومنین علیه السلام خوی آنان را عجین ساخته بود.) خدمت آقا رسید و شروع به ناسزا گفتن به پدر بزرگوار ایشان و خود حضرت نمود ؛ برخی از اطرافیان امام قصد برخورد با او را داشتند ولی حضرت مانع شدند. خوب که ناسزاهای آن فرد تمام شد امام فرمودند: اگر گرسنه ای به تو غذا می دهیم و مکانی را برای استراحت در اختیارت می گذاریم و ... در اثر رفتار حضرت این شخص منقلب شد و از شیعیان مخلص ایشان شد و در مدینه ماند.

البته در اینجا باید اعتراف کنم که برای خود من مودّب شدن به ادب اوّل با همه ظرافت ها و مشکلاتش چه بسا راحت تر از ادب دوم باشد ؛ و در رعایت ادب دوم در حق آشنا و غریبه گاهی لنگ بزنم و آنطور که شایسته و بایسته یک شیعه با این پشتوانه های گرانسنگ اخلاقی است رفتار نکنم. ولی اگه عمل کنیم چه می شود!

                          از خدا جویم توفیق ادب...

پی نوشت

(1) توجّه به یک نکته تفسیری در اینجا خالی از لطف نیست ؛ در انتهای این آیه خداوند متعال فرموده است إِنَّ اللَّهَ كَانَ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ حَسِیبًا » بحث حسابگری خداوند متعال مطرح شده است ؛نکته، اینجاست که چه بسا در برخورد با رفتار خوب دیگران ( و حتّی رفتارهای بد ) ما دچار حسابگری یا مصلحت اندیشی و یا منفعت خواهی شویم و جواب نیکی ( و بدی)  او را آنگونه که شایسته است ندهیم. حسابگری را باید به خداوند متعال سپرد.




طبقه بندی: اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: ادب، گل، سنگ، کلوخ، خوبی،  

تاریخ : سه شنبه 23 اسفند 1390 | 11:23 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات


  • paper | ایکس باکس | خرید بک لینک فالو
  • خرید آگهی رپرتاژ | ایران بلاگ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات