پا جای پا - آیا امام حسین علیه السلام دختری به نام رقیه داشته است؟!
لینک های وب

آیا امام حسین علیه السلام دختری به نام رقیه داشته است؟!

1. سلیمان بن ابراهیم قندوزى حنفى در كتاب خود به نام «ینابیع الموده» در جلد دوم، بابى دارد در شهادت حضرت امام حسین (علیه السلام). در این باب، از «مقتل ابى محتف» مطالبى را درباره امام حسین (علیه السلام) آورده است. در صفحه 416 جلد دوم چاپ هفتم، سال 1371 هجرى شمسى، از انتشارات «الشّریف الرّضى» قم، چنین مى ‏گوید: «و من كلام له عند وداعه مع اهله: اللهم انك شاهد على هؤلاء القوم الملاعین انّهم عمدوا ان لا یبقون من ذریة رسولك ثم نادى: یا امّ كلثوم و یا سكینة و یا رقیّه و یا زینب یا اهل بیتى علیكنّ منّى السّلام» (امام حسین علیه السلام هنگام وداع با اهلش رقیه را هم مورد ندای خویش قرار می دهد 

در جلد یازدم «احقاق الحق»، ملحقات، در ص 633، متن «ینابیع الموده» را آورده است و گفته است كه در «ینابیع الموده»، ص 346 چنین آمده است: «یا ام كلثوم و یا سُكَینة و یا رقیه و یا عاتكة و یا زینب» كتاب احقاق الحق، نوشته قاضى نور الله حسینى مرعشى شوشترى است. حضرت آیةالله نجفى مرعشى، بر این كتاب تعلیقات و ملحقاتى دارد.

2. در «كشف الغمه» جلد دوم، چاپ اول، تبریز، 1381 هجرى قمرى، ص 38 مى ‏گوید: قال كمال الدین: كان له من الاولاد ذكورا و اناثا عشرة، ستة ذكور و اربع اناث.

كمال الدین مى ‏گوید: امام حسین ده فرزند داشت. شش پسر و چهار دختر. كمال ‏الدین از دخترها زینب، فاطمه و سكینه را نام برد و چهارمى را نام نمى ‏برد(1)

3.نویسنده كتاب «ناسخ التواریخ»، سید الشهداء در ص 238، چاپ سوم جلد چهارم آورده است: محمد بن طلحه شافعى در «مطالب السؤل» مى‏ گوید: امام حسین (علیه السلام) چهار دختر داشت: فاطمه، سكینه، زینب و چهارمى را نام نبرده است.

4. در كتاب «كامل بهائى» نوشته حسن بن على بن محمد بن على بن حسن طبرى، معروف به عماد الدین طبرى، در ص 179، ج دوم، چاپ اول، قم، مؤسسه طبع و نشر قم، 1376 شمسى مى‏ گوید:

در كتاب «الهاویة فی مثالب معاویة» آمده است كه زنان خاندان نبوت در حالت اسیرى، حال مردانى را كه در كربلا شهید شده بودند، مخفى مى ‏داشتند و به پسران و دختران آنان مى‏ گفتند: پدرتان به سفر رفته و برمى ‏گردد. پس از آنكه به دستور یزید زنان و كودكان اسیر را در جوار خانه یزید جاى دادند، در میان آنان دختركى چهار ساله شبى خواب دید. از خواب بیدار شد و گفت: بابام حسین كجاست؟ همین الآن او را در خواب دیدم و خیلى هم پریشان بود. زنان و كودكان، همه به گریه افتادند. سر و صداى گریه آنها، یزید را از خواب بیدار كرد. یزید گفت: چه خبر است؟ گفتند: بچه‏اى پدرش را مى‏ خواهد و براى همین زنان و كودكان گریه مى‏ كنند. یزید دستور داد: سر پدرش را ببرید و در كنار او بگذارید. مأموران یزید سر امام حسین را آوردند و در برابر چشمان آن بچه قرار دادند.

دختر چهار ساله وقتى نگاهش به آن سر افتاد ترسید و فریادى برآورد و پس از آن بیمار شد و وفات كرد.

جناب شیخ عباس قمى در منتهى الامال، ج اول، ص 807، فصل هشتم، ورود اهل بیت (علیه السلام) به مجلس یزید، انتشارات هجرت، عین عبارات كامل بهائى را نقل كرده است و اشعارى را هم كه در كامل است، آورده است.

آنچه در «كامل بهائى» آمده، نشان مى‏ دهد دخترى از امام حسین (علیه السلام) در شام وفات كرده است و در مآخذ تاریخى دیگر آمده است كه امام حسین (علیه السلام) دخترى به نام رقیه دارد. بر این اساس مى ‏توان گفت: آن دختر كه در شام وفات كرد، همین رقیه است. البته رقیه همسر مسلم بن عقیل كه دختر حضرت على (علیه السلام) است، جزو اسیران بود و او هم در شام وفات كرده است. با این حساب، در شام دست كم دو نفر به نام رقیه مدفون هستند. یكى دختر چهار ساله امام حسین (علیه السلام) و دیگرى همسر مسلم بن عقیل.

5. نویسنده كتاب «چهره درخشان شام» آورده است كه در كتاب «لهوف» نوشته سید ابن طاوس، در وقت وداع امام حسین (علیه السلام)، نام رقیه هم بر زبان امام آمده است. من به یكى از نسخه‏هاى چاپ سنگى مراجعه كردم، كلمه رقیه نیامده بود ولى در لهوفى كه اخیرا توسط عباس عزیزى ترجمه شده نام رقیه هم آمده است.

6. در كتاب «منتخب التواریخ»، ص 388

چاپ اول آمده است: یكى از قبورى كه در شام واقع است، قبر حضرت رقیه بنت الحسین (علیه السلام) است. پس از آن داستان جالبى را نقل مى ‏كند. مى‏ گوید: شیخ محمدعلى شامى به من گفت: پدر بزرگ مادرى من سید ابراهیم دمشقى سه دختر داشت. دختر بزرگ، شبى در خواب حضرت رقیه را مى‏بیند. حضرت رقیه با او مى‏گوید: به پدرت بگو كه به والى شام خبر بدهد كه در قبر من آب افتاده، بیاید و تعمیر كند. دختر خواب را به پدر مى‏گوید ولى پدر مى‏ ترسد و خبر نمى ‏كند.

شب دوم دختر وسط و شب سوم دختر سوم همین خواب را مى ‏بینند و شب چهارم خود سید ابراهیم آن حضرت را در خواب مى‏ بیند و با عتاب به او مى ‏گوید: چرا به والى خبر نمى ‏دهى؟ سید نزد والى شام رفت و ماجرا را گفت. والى دستور داد علماى شیعه و سنى آمدند. والى گفت: قفل حرم به دست هر كس باز شود او متصدّى نبش قبر است. قفل به دست سید ابراهیم باز شد. سید قبر را نبش كرد و آن بچه را بیرون آورد و در بغل نگهداشت و قبر را تعمیر كرد. سید پس از پایان كار از خدا خواست خدایا پسرى برایم عطا كن. دعاى او قبول شد و سید مصطفى به دنیا آمد. والى شام ماجرا را به سلطان عبدالحمید عثمانى نوشت. سلطان عبدالحمید سید ابراهیم را متولى قبور شریفه كرد. و همین الآن تولیت قبور شریفه به دست سید عباس است كه پسر سید مصطفى است.

این ماجرا گویا در سال 1280 قمرى روى داده است. كتاب «تراجم اعلام النساء» ج دوم، ص 103، چاپ اول، بیروت دارد: رقیه بنت الحسین (علیه السلام). پس از آن همین داستان را از «منتخب التواریخ» آورده است.

لغتنامه دهخدا در حرف راء : رقیة بنت الحسین: نام دخترى از امام حسین (علیه السلام)

بنابراین، جایى براى تشكیك نیست.

پى ‏نوشت‏

(1) بحارالانوار، ج 45، ص 331 نیز همین حرف را از كمال‏ الدین بنى طلحه نقل كرده است.

به نقل از پرسمان




طبقه بندی: علما،  مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: رقیّه، دختر امام حسین علیه السلام، انکار، تشکیک،  

تاریخ : چهارشنبه 29 آذر 1391 | 10:53 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات


  • paper | ایکس باکس | خرید بک لینک فالو
  • خرید آگهی رپرتاژ | ایران بلاگ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic