پا جای پا
لینک های وب

من آشنای کعب نی و تازیانه ام


از سوز تشنگی جگرم ناله می کند

نذر حسین، روضه ی ده ساله می کند

یاد لبان خشک و عطش خورده ی حسین

بین دو نهر آب مرا واله می کند

آری منای من شده یک عمر خون دل

این غم مرا شبیه به آلاله می کند

امروز یاد کرب و بلا می کشد مرا

در گلشن بقیع، مرا لاله می کند


من آشنای کعب نی و تازیانه ام

زخمم نظر به گریه ی غسّاله می کند

از بس که سر به پیش نگاه ترم شکست

چشمم عجیب همدمی ژاله می کند

نوری که بود شاهدم از قتلگاه سرخ

حالا چه سبز دور سرم هاله می کند

این مادر است و این پدر و جدّ اطهرم

زهرا مرا خلاص ز قتّاله می کند


فرمایش نوشت:

امام باقر علیه السلام میفرمایند:

مَنْ دَعَا اللهَ بِنا أفْلَحَ، وَ مَنْ دَعاهُ بِغَیْرِنا هَلَكَ وَ اسْتَهْلَكَ

هر كه خداوند را به وسیله ما بخواند و ما را واسطه قرار دهد رستگار و موفّق خواهد شد

و كسی كه غیر از ما اهل بیت ـ عصمت و طهارت ـ را وسیله گرداند ناامید و هلاك خواهد گشت.

أمالی شیخ طوسی، ج 1، ص 175




طبقه بندی: معارف دینی،  مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: شهادت، باقر العلوم، اسارت، کربلا، مدینه، مسموم، زهر جفا،  

تاریخ : سه شنبه 2 آبان 1391 | 10:12 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

پرسش از آقا،پاسخ از شما،حاشیه از من!(1)

سلام

به نظرم رسید که پرسش های مطرح شده توسّط امام خامنه ای (حفظه الله تعالی) در دیدار جوانان خراسان شمالی با ایشان را در این پست قرار بدهم تا هم نصب العین ما باشد و در پیچ و خم زندگی به دست فراموشی سپرده نشود و هم با مشارکت اندیشه های مختلف و سلیقه های فکری گوناگون به دنبال جوابی در حدّ توان و ظرفیّت فکریمان برای آنها باشیم و این نکته را هم متوجّه هستم که هر کدام از پرسش ها قابلیّت جوابی در حدّ یک مقاله و حتّی بالاتر از مقاله تا سطح پایان نامه و کتاب را دارد ولی از آنجا که" سنگ بزرگ نشانه نزدن است" به نظرم در گام اوّل می توان با مطالعه این پرسش ها  و تعمّق در آنها و جواب دادن در حدّ خودمان به این پرسش ها ، گام عملی و مفیدی را در این زمینه برداشت .برای رسیدن سریعتر و بهتر به مقصودمان طبق پیشنهاد دوستان پرسش ها را در چند پست جداگانه متناسب با موضوعات پرسش ها قرار می دهم. از همکاری شما پیشاپیش تشکّر می کنم.   

     بخش اول: پرسش های پیرامون  کار و تولید                                                                                                                                                   

1. چرا فرهنگ کار جمعى در جامعه‌ى ما ضعیف است؟ این یک آسیب است. با اینکه کار جمعى را غربى‌ها به اسم خودشان ثبت کرده‌اند، اما اسلام خیلى قبل از اینها گفته است: «تعاونوا على البرّ و التّقوى»،یا: «و اعتصموا بحبل اللّه جمیعا».یعنى حتّى اعتصام به حبل‌اللّه هم باید دسته‌جمعى باشد؛ «و لا تفرّقوا»

پاسخ دوستان:

1- عادت به تنبلی 2- دوری از اسلام 3- مسئولیت پذیری افراد پایین اومده و صفتی به نام زرنگی و یا شاید بهتر بتوان گفت سیاست کاری جای آن را گرفته است. 4- شاید خیلی به هم اعتماد نداریم متاسفانه

2. بعضى‌ها با داشتن توان کار، از کار میگریزند؛ علت کارگریزى چیست؟

پاسخ دوستان: 

1- عدم شناخت درست فرد و توانایی آن توسط مدیران2 - عدم شایسته سالاری در مسئولیت ها 3 - عدم رعایت سلسله مراتبی در سازمانها برای اخذ سمت ها 4- عدم توجه به احتیاجات جسمی و روحی یک کارمند 5- اهمیت ندادن به فکر و اندیشه افراد توانمند و خلاق 6- دیکته وار عمل کردن سازمانها ( آنچه را کل گفت جزء را اطاعت لازم است ) پس خلاقیت برای سازمانهای زیربط معنا ندارد 7- عدم سیستم پاداش در ادارات 8- نبود امکانات و منابع و حمایت مورد نیاز از طرف مدیران جهت نوآوری و خلاقیت کارکنان 9- چون همیشه فکر می کنیم حق با ماست وعدم تواضع، مانع از ارائه توانمندی ها به نحو احسن می شود.(در یک کلام خودخواهی) 10- عدم اشتیاق و علاقه به شغل انتخابی به دلایلی مثل کنکور، توقع بیش از حد خانواده 11-  مردم کمتر از مفاهیمی چون حق الناس وکم و کیف بدست اوردن پول حلال اگاهی دارند.

3. وجدان کارى در جامعه چقدر وجود دارد؟

پاسخ دوستان:

1- ایمان ها کمتر شده که وجدان کمتر شده است. 2- خیلی کم البته نه همیشه

4. محکمکارى در تولید چقدر وجود دارد؟ تولید کیفى در بخشهاى مختلف، چقدر مورد توجه و اهتمام است؟

1- خیلی ضعیف متاسفانه

5.چرا به ما میگویند که ساعات مفید کار در دستگاه‌هاى ادارى ما کم است؟ هشت ساعت کار باید به قدر هشت ساعت فایده داشته باشد؛ چرا به قدر یک ساعت یا نیم ساعت یا دو ساعت؟ مشکل کجاست؟

1- مشکل اصلی که تمام این موارد را در بر می گیرد، به نظرم عدم فرهنگ سازی اصولی و توجه کم به فرهنگ کار جمعی وعدم آموزش آن به کودکان،نوجوانان وجوانان در سنین پایین تر ست. نمی توان یکدفعه انتظار داشت بدون هیچ پایه ریزی وبرنامه ای مدون ، به نتیجه ای مطلوب در آینده برسیم! 2- چون یک کارمند میدونه که چه کار خوب و درست انجام بده و چه کار غیر مفید کنه در مقدار حقوق ماهیانه اش تاثیری نداره و کم نمی شه .

http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=21252




طبقه بندی: ولایت فقیه،  تلنگر،  زندگی اسلامی، 
برچسب ها: مطالبات رهبری، سبک زندگی، خراسان شمالی، فرهنگ کار جمعى، کارگریزى، وجدان کارى، ساعات مفید کار،  

تاریخ : یکشنبه 30 مهر 1391 | 08:06 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

عذر بتراش!

امام علی (علیه السلام) می فرمایند : اِقْبَلْ عُذْرَ أخِیکَ،وَ إنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ عُذْرٌ فَالْتَمِسْ لَهُ عُذْراً

عذر برادرت را بپذیر و اگر عذری نداشت، عذری برایش بتراش

Imam Ali (A) : Accept your brother's apology, and even if he has no excuse, you bring him an excuse

بحارالأنوار، ج 74، ص 165




طبقه بندی: زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: عذر، عذرخواهی، قبول،  

تاریخ : یکشنبه 30 مهر 1391 | 07:12 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

خوش اخلاقی با خانواده

امام صادق (علیه السلام ) : مَنْ حَسُنَ بِرُّهُ بِأهْلِهِ زِیدَ فی عُمْرِهِ

هرکه با خانوادۀ خود خوش‌رفتار باشد، بر عمرش افزوده می شود.

Imam Sadeq (A) : By treating one’s family members well, one will prolong his life

کافی، ج 8، ص 219




طبقه بندی: زندگی اسلامی،  اهل البیت علیهم السلام، 

تاریخ : شنبه 29 مهر 1391 | 12:30 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

قدّ و بالای علی از چشم زهرا دیدنی ست

آسمان می خواند امشب قدسیان دف می زنند

حوریان کِل می کشند و خاکیان کف می زنند

شیر عاشق کش! کدام آهو دلت را برده است؟

تیغ مرحب جو! کدام ابرو دلت را برده است؟

آسمانی بی کرانی، عاشق دریا شدی

آمدی آیینه ی انسیه ی حورا شدی

امشب ای زیباترین! ای دلبر کوثر بیا!

شب، شبِ عشق است، ای داماد پیغمبر بیا!

بیش از این ها با دل محبوب ما بازی نکن

پیش این نیلوفر یکدانه غمازی نکن



مثل اقیانوس آرام است این بانو ولی

در دلش طوفان به پا کردی، مدارا کن علی!

«لیلة القدر» نگاهش یا علی! اجر تو است

او «سلامٌ فیه حتی مطلعِ الفجر» تو است

از ازل در پرده بود آیینه دارش می شوی

در عبور از کوچه باغ عشق، یارش می شوی

قدّ و بالای علی از چشم زهرا دیدنی ست

وای! وقتی می رسد دریا به دریا دیدنی ست





طبقه بندی: مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: اول ذیحجّه، ازدواج آسمانی، امیر المونین، کوثر، حضرت زهرا،  

تاریخ : پنجشنبه 27 مهر 1391 | 01:35 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

بدنظرها به خسوف قمرش خندیدند

عده ای بی سر و پا، دور و برش خندیدند

پاسخ ناله و سوز و جگرش، خندیدند

مادری بود و جوان مرگ شد و آخر کار

همچنان فاطمه بر چشم ترش خندیدند

همچو بسمل شده ای دور خودش می پیچید

به پریشان شدن بال و پرش خندیدند

درد پیچیده به پهلویش و از هر دو طرف

دست می برد به سوی کمرش، خندیدند


آمده بر سرش اینجا کمی از داغ حسین

همگی جمع شدند دور سرش خندیدند

یک نفر نیست که از خاکِ سرش بردارد

بر نفس های بدون اثرش خندیدند

زهر اثر کرده و رویش به کبودی زده است

بدنظرها به خسوف قمرش خندیدند

دست پا می زند و نیست کنارش پدری

تا ببیند به عزای پسرش خندیدند

کربلا جسم علی پخش به صحرا شده بود

لشگری دور تن مختصرش خندیدند

هر چه می گفت حسین "یاولدی یاولدی..."

عده ای بی سر و پا دور و برش خندیدند




طبقه بندی: مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: ابن الرضا، محمّد تقی، جواد الائمّه،  

تاریخ : سه شنبه 25 مهر 1391 | 08:20 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

تفاوت ره بین...




طبقه بندی: گوناگون،  تلنگر، 
برچسب ها: تفاوت ره، وطن پرستی،  

تاریخ : یکشنبه 23 مهر 1391 | 12:40 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

به دست آوردن اطلاعات شیعیان !

تاریخ : جمعه 21 مهر 1391 | 03:30 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

دحو الارض

روز 25 ذیقعده دَحوالارض یعنی زمان گسترش یافتن زمین است، ‌در این روز آبها و ناهمواریهای بسیار زمین به گونه‌ای خشک و هموار شد تا برای سکونت مهیا شود.


*****
در آغاز، تمام چهره زمین را آب فرا گرفته بود. همه جا آب بود؛ بی حتی یک تکه کوچک خشکی؛ بی هیچ ارتفاع و پستی و بلندی. صاف، یکدست و شفاف. یک اقیانوس یکپارچه بود و دیگر هیچ.

پس چون خداوند اراده فرمود تا خشکی را بیافریند به بادها فرمان داد بر صورت آب کوبند تا موجها از آن برخیزد. پس موجهایی بزرگ پدید آمد. موجهای بزرگ، بلند بلند، سرفراز کردند و کف بر دهان آوردند و غریو ترسناک خروششان در فضای تهی پیرامونشان طنین افکند.
پس به اراده او، کوهی از کف، در محل کعبه بر هم آمد و خشکی از پای آن گستردانیده شد و بدین سان، نخستین رحمت الهی بر زمین نازل گشت. و اولین نقطه ای که از زیر آب سر بیرون آورد همان مکان مقدس کعبه و بیت الله الحرام بود . این واقعه نشان دهنده اهمیت این نقطه و مرکزیت آن برای همه عالمیان است.

و خداوند خشکی را از محل کعبه تا «منا» گستراند و آن را تا «عرفات» پیش برد و این چنین بود که زمین چهره نمایاند.
و زمین این چنین پاک و مطهر بود که آدم ابو البشر (علیه السلام) پا بر آن نهاد.
پس سالها و قرنها بگذشت و بشر قدر نعمت ندانست و خداوند بر او خشم گرفت و زمین بار دیگر چهره در نقاب آب کشید و به اراده او، از ناپاکیها تن شست و آغوش خویش را بر یاران نوح (علیه السلام) گشود.

و در همین روز بود که خلیل خدا، ابراهیم (علیه السلام)، چشم بر جهان گشود و زمین را به قدم خویش پربرکت ساخت. و شگفت آنکه ابراهیم مولود روز «دحو الارض» به نقطه سرآغاز «دحو الارض» فرستاده شد تا خانه کعبه، اولین خانه مبارک هدایت و رحمت و برکت را بنا کند 

.

ادامه مطلب

طبقه بندی: معارف دینی،  مناسبت ها، 
برچسب ها: دحو الارض، کعبه، آب، خشکی، 25ذی القعده، اعمال شب و روز دحوالارض،  

تاریخ : پنجشنبه 20 مهر 1391 | 03:20 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

درسی از ماهواره

مرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمودند: سفینه و ماهواره تا وقتی از جو زمین خارج نشده نیاز به سوخت و قدرت و زحمت زیادی برای طی مسیر دارد اما همین که از جو خارج شد موتورش را خاموش می کند و بدون زحمت در فضای بی نهایت طی طریق می نماید.


ایشان می فرمود تمام زحمت سالک تا جاییست که خودیت خود را کنار بگذارد و از نقص عالم ماده فراتر رود، از آن به بعد دیگر لذت است و طی طریق الهی و سلوک در انوار بی نهایت خدا. در آن مراتب عظیم دیگر سلوک تلخی ندارد، ریاضت ندارد، بلکه فقط انس است و حلاوت.


طبقه بندی: از هر دری،  معارف دینی،  زندگی اسلامی، 
برچسب ها: مرحوم دولابی، سلوک،  

تاریخ : پنجشنبه 20 مهر 1391 | 09:12 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

یک بام و دو هوا!

تاریخ : یکشنبه 9 مهر 1391 | 10:49 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

آن مرد خراسانی كجاست؟

یسَعِ بْن حَمزَةَ نقل می‌كند كه گروه فراوانی در خدمت حضرت امام رضا (علیه السلام)‌ بودند و درباره‌ی حلال و حرام از حضرت (علیه السلام)‌سؤال می‌كردند، در همین زمان «دَخَلَ عَلَیْهِ رَجُلٌ طُوَالٌ آدَم» یك مرد قد بلندی بر حضرت وارد شد كه چهره گندم گون داشت، «آدَم‏» به معنای گندمگون است به حضرت عرض كرد «ُ السَّلَامُ عَلَیْكَ یَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ رَجُلٌ مِنْ مُحِبِّیكَ وَ مُحِبِّی آبَائِكَ وَ أَجْدَادِكَ » مردی هستم از دوستداران شما و دوستداران پدران و اجداد شما « مَصْدَرِی مِنَ الْحَجِّ وَ قَدِ افْتَقَدْتُ نَفَقَتِی‏ » از حج بر می‌گردم و نفقه‌ام را گم كرده‌ام « وَ مَا مَعِی مَا أَبْلُغُ بِهِ مَرْحَلَة » و كسی همراه من نیست كه مرا به جائی برساند. « فَإِنْ رَأَیْتَ أَنْ تُنْهِضَنِی إِلَى بَلَدِی وَ لِلَّهِ عَلَیَّ نِعْمَة » اگر صلاح می‌دانید چیزی به من بدهید تا من به شهرم برسم، آدم توانگری هستم «فَإِذَا بَلَغْتُ بَلَدِی تَصَدَّقْتُ بِالَّذِی تُولِینِی عَنْكَ فَلَسْتُ مَوْضِعَ صَدَقَة » مقداری را كه شما به من بدهید در شهرم صدقه می‌دهم، چون به من صدقه تعلق نمی‌گیرد، حضرت فرمودند: « اجْلِسْ رَحِمَكَ اللَّه‏ » بنشین خدا تو را رحمت كند،‌ حضرت شروع به حرف زدن با او كردند و مردم متفرق شدند و تنها این مرد با « سُلَیْمَانُ الْجَعْفَرِیُّ وَ خَیْثَمَة » در خدمت حضرت باقی ماند. خیثمه از اصحاب حضرت بود، امام به آنان كه باقی ماندند رو كردند و گفتند: اجازه می‌دهید به اندرونی بروم، سلیمان جعفری گفت: اجازه دست شماست، امام برخاستند و به حجره رفتند، یك ساعت در حجره بودند بعد برگشتند، اما از حجره بیرون نیامدند، دستشان را از بالای در بیرون آوردند و گفتند: «أَیْنَ الْخُرَاسَانِی‏» آن مرد خراسانی كجاست؟ آن مرد گفت: « أَنَا ذَا فَقَالَ خُذْ هَذِهِ الْمِائَتَیْ دِینَارٍ وَ اسْتَعِنْ بِهَا فِی مَئُونَتِكَ وَ نَفَقَتِك‏ » گفتند: بیا و این دویست دینار را بگیر و آن را خرج راه معونت زندگیت كن «َ وَ تَبَرَّكْ بِهَا » و آن را مایه بركتت قرار بده «وَ لَا تَصَدَّقْ بِهَا عَنِّی‏ » آن را از طرف من صدقه نده، « وَ اخْرُجْ فَلَا أَرَاكَ وَ لَا تَرَانِی‏ » بلند شو برو كه نه من تو را ببینم و نه تو مرا ببینی، خراسانی رفت. سلیمان جعفری پرسید، آقا شما كه پول زیادی به او دادید چرا نگذاشتید شما را ببیند، «جُعِلْتُ فِدَاك‏» قربان شما بروم «َ لَقَدْ أَجْزَلْتَ وَ رَحِمْتَ فَلِمَا ذَا سَتَرْتَ وَجْهَكَ عَنْه‏ » شما كه به این بسیار بخشیدید و خیلی در حق او لطف كردید، چرا صورتتان را از او پوشاندید، حضرت فرمودند:‌ «مَخَافَةَ أَنْ أَرَى ذُلَّ السُّؤَالِ فِی وَجْهِهِ لِقَضَائِی حَاجَتَه‏ » می‌ترسیدم ذلت درخواست را در چهره‌اش ببینم چون حاجتش را برآورده كرده‌ام سپس فرمودند: «أَ مَا سَمِعْتَ حَدِیثَ رَسُولِ اللَّهِ ص‏ » آیا این حرف پیامبر را شنیده‌ای كه گفتند: « الْمُسْتَتِرُ بِالْحَسَنَةِ تَعْدِلُ سَبْعِینَ حِجَّة »اگر كار خیر را پنهانی انجام دهید و آن را بپوشانید معادل 70 حج است « وَ الْمُذِیعُ بِالسَّیِّئَةِ مَخْذُول‏ » آن كس كه آشكارا مرتكب بدی می‌شود. همیشه خوار است. «وَ الْمُسْتَتِرُ بِهَا» آن كسی كه بدی را پنهانی و مخفیانه انجام می‌دهد، «مَغْفُورٌ لَهُ » خدا او را می‌بخشد.

گدا نوشت:



 


ادامه مطلب

طبقه بندی: معارف دینی،  مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام، 
برچسب ها: امام رضا، صدقه، خراسانی،  

تاریخ : جمعه 7 مهر 1391 | 09:20 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

در این حرم نخواسته ها نیز داده شد

خاک حرم رسید، دوا نیز داده شد

آب حرم رسید، شفا نیز داده شد

ما طور خواستیم مقیم حرم شدیم

ما جلوه خواستیم، خدا نیز داده شد

اصلا بهانه هاست که ما را می آورد

با دادن بهانه، بها نیز داده شد

هر جا اگر به خواسته ها لطف می شود

در این حرم نخواسته ها نیز داده شد

از بس کریم بود که درهم خرید و رفت

در ازدحام، حاجت ما نیز داده شد

اصلا به خواهش کم ما اکتفا نکرد

ما سنگ خواستیم، طلا نیز داده شد

گفتم رضا، عطای حسینی نصیب شد

گفتم حسین، امام رضا نیز داده شد

می خواستم به مشهد تو راهی ام کنند

دیدم برات کرببلا نیز داده شد




طبقه بندی: مناسبت ها، 
برچسب ها: ولادت امام رضا، 11ذی القعده، شمس الشموس، غریب الغرباء، معین الضعفا، تبریک، توس،  

تاریخ : جمعه 7 مهر 1391 | 08:22 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

خاورمیانه ممنوع!

من اصرار دارم این منطقه را «غرب آسیا» بگویم، نه خاورمیانه. تعبیر خاور دور، خاور نزدیك، خاور میانه درست نیست. دور از كجا؟ از اروپا. نزدیك به كجا؟ به اروپا. یعنى مركز دنیا اروپاست؛ هر جائى كه از اروپا دورتر است، اسمش خاور دور است؛ هر جا نزدیكتر است، خاور نزدیك است؛ هر جا وسط است، خاورمیانه است! این تعریفى است كه خود اروپائى‌ها كردند؛ نه، ما این را قبول نداریم. آسیا یك قاره‌اى است؛ شرقى دارد، غربى دارد، وسطى دارد؛ ما در غرب آسیا قرار داریم. بنابراین منطقه‌ى ما اسمش منطقه‌ى غرب آسیاست، نه منطقه‌ى خاورمیانه.
بیانات امام خامنه ای در دیدار اساتید دانشگاه‌
۱۳۹۱/۰۵/۲۲





طبقه بندی: ولایت فقیه،  تلنگر، 
برچسب ها: خاورمیانه، غرب آسیا،  

تاریخ : جمعه 31 شهریور 1391 | 08:53 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

این جا حضور فاطمه احساس می شود

چشم دلم به سمت حرم باز می شود

با یک سلام، صبح من آغاز می شود

پر می کشد دلم به هوای طواف تو

وقتی که لحظه، لحظه ی پرواز می شود

قفل دلم شکسته کنار درِ حرم

از مرقدت دری به جنان باز می شود

فهمیده ام ز حکمت ایوان آینه

این جا دل شکسته سبب ساز می شود

کو چشم روشنی که ببیند در این حرم

هر روز چند مرتبه اعجاز می شود

اعجاز توست این که دلم یا کریم توست

قلب تپنده ی حرم قم، حریم توست


این جا بهشت دختر موسی بن جعفر است

از نفحه ی شهود و تجلّی معطر است

بر پا شده است مکتب قرآن و اهل بیت

دارالعلومِ مریم آل پیمبر است

این جا کلید علم و فقاهت ارادت است

خاک در حریم تو علامه پرور است

چشم امید عالِم و عاشق به سوی توست

این جا چقدر چشمه ی جوشان کوثر است

تنها پناهگاه دلم صحن آینه ست

وقتی دلم از آه زمانه مکدر است

هر شب کنار مرقد تو یک مدینه دل

دنبال قبر مخفی زهرای اطهر است

صحن تو غرق بوی گل یاس می شود

این جا حضور فاطمه احساس می شود



طبقه بندی: مناسبت ها، 
برچسب ها: اول ذیقعده، بانوی کرامت، ولادت حضرت فاطمه معصومه، روز دختر،  

تاریخ : سه شنبه 28 شهریور 1391 | 10:02 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

ذکر «تبّت یدا...» به لب داریم



از پسِ آسِتین بوسفیان

دست شیطان دوباره پیدا شد

بعد صبح بهار اسلامی

کینۀ مشرکین هویدا شد

 

 بار دیگر عجوزۀ یثرب

قصد تقریب بی طهارت کرد

لرزه بر عرش کبریا انداخت

بر رسول خدا جسارت کرد

 

 دیده ام ابری است و بارانی

سینه ام شرحه شرحه شد از غم

که دوباره اهانتی کردند

بر مقام پیمبر اکرم

 

 مصطفی برگزیدۀ رب است

منتهای مکارم الاخلاق

حرمتش شد شکسته، جا دارد

که مسلمان بمیرد از این داغ

 

خسته از این همه جسارت ها

ذکر «تبت یدا...» به لب داریم

از تبار جناب سلمانیم

کینه از نسل بولهب داریم

×××




طبقه بندی: مناسبت ها،  اهل البیت علیهم السلام،  صهیونیسم، 
برچسب ها: اهانت به پیامبر اکرم، بیداری اسلامی، کینه،  

تاریخ : دوشنبه 27 شهریور 1391 | 10:41 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

جایگاه فرهنگ سازی



"آینده سازان طاغوتی"


این هم عکس لباس فرم کراوات دار پیش دبستانی  یکی از شهرهای ایران در سال 1391 می باشد. قضاوت با شما!

پیش جواب:

اشکال نفرمایید که چرا عکس را با دستان لخت گذاشته ام . این لباس آستین کتفی با روپوش است که جالبه که معلم آنها در محیط مختلط مهد کودک می گوید می توانند روپوش های خودشان  را در بیاورند!



طبقه بندی: از هر دری،  گوناگون،  تلنگر،  زندگی اسلامی، 
برچسب ها: فرهنگ سازی، تربیت، آینده، آینده سازان،  

تاریخ : جمعه 17 شهریور 1391 | 09:54 ق.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

ولایت پذیری از نوع آرمیتایی!

فکر می کنم خیلی از ماها و به خصوص مسئولین نظام اسلامی باید  ولایت پذیری و تبعیّت از ولیّ فقیه را از آرمیتا یاد بگیریم؛ آرمیتایی که وقتی امام خامنه ای از موهای بلندش تعریف و تمجید می کند نمی گذارد موهایش را کوتاه کنند و دلیلش هم این است که حضرت آقا ناراحت می شود و وقتی هم یک بار به زور کوتاهش می کنند می رود بیت خدمت حضرت آقا و می گوید شما ناراحت نیستید که من یک سانت از موهایم را کوتاه کردم.

از آرمیتا یاد بگیریم که بدون تعلیم هیچ کس امام خامنه ای را با لفظ حضرت آقا خطاب می کند و حتی اگر کسی هم سایت مقام معظم رهبری را نام ببرد خامنه ای دات آی آر او می گوید نه حضرت آقا دات آی آر .

از آرمیتا یاد بگیریم که برای دوستانش عکس حضرت آقا را کادو می کند و هدیه می فرستد . از آرمیتا یاد بگیریم که پدر واقعی ما ولایت است و او را با لفظ پدر صدا می کند و می گوید او پدر همه ی ماست . از آرمیتا یاد بگیریم که می گفت حضرت آقا انقدر مرا بوسه زد که من آب شدم از خجالت و....

بیاییم  ولایتی بودن را از آرمیتا یاد گرفته و تمرین کنیم.

http://zarbshast.blogfa.com/post/53




طبقه بندی: گوناگون،  ولایت فقیه، 
برچسب ها: آرمیتا، امام خامنه ای، ولایت پذیری، دختر شهید رضایی، شهید علم،  
دنبالک ها: طلایه داران فجر،  

تاریخ : سه شنبه 14 شهریور 1391 | 12:28 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

از حرم سیّد الکریم دلا میره کرببلا...

امام هادی سلام الله علیه

إِنَّكَ لَوْ زُرْتَ قَبْرَ عَبْدِ الْعَظِیمِ عِنْدَكُمْ لَكُنْتَ كَمَنْ زَارَ الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیٍّ

اگر قبر عبد العظیم حسنی را در شهرتان (ری) زیارت كنی مانند آن است كه امام حسین را زیارت كرده باشی

میزان الحكمة: ح8181

"من زار" خاک ری چو "حسین بکربلا"

زائر شود هر آن که بر عبدالعظیم ها

باید نشست رو به ضریحت سلام داد

تا این که جلوه گر شود این جا کلیم ها

اصلاً بعید نیست که آقایمان کنند

وقتی طرف حساب شود با کریم ها

این شهر با وجود شما قبله می شود

هر گوشه ی ضریح شما چون حطیم ها




طبقه بندی: علما،  مناسبت ها، 
برچسب ها: ری، حرم حضرت عبد العظیم حسنی، زیارت سید الشهداء، 15 شوال،  

تاریخ : یکشنبه 12 شهریور 1391 | 06:00 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

خدای دوره گرد!


در مکّه که رفتم خیال میکردم دیگر تمام گناهانم پاک شده است
غافل از اینکه تمام گناهانم گناه نبوده و تمام درستهایم به نظرم خطا انگاشته و نوشته شده بود
درمکه دیدم خدا چند سالیست که از شهر مکه رفته و انسانها به دور خویش میگردند
در مکه دیدم هیچ انسانی به فکر فقیر دوره گرد نیست
دوست دارد زود به خدا برسد و گناهان خویش را بزداید غافل از اینکه ان دوره گرد خود خدا بود
درمکه دیدم خدا نیست و چقدر باید دوباره راه طولانی را طی کنم تا به خانه خویش برگردم
و درهمان نماز ساده خویش تصور خدارا در کمک به مردم جستجوکنم
آری شاد کردن دل مردم همانا برتر از رفتن به مکه ایست که خدایی در آن نیست




طبقه بندی: از هر دری،  گوناگون، 
برچسب ها: گناه، خانه خدا، حسین پناهی،  

تاریخ : شنبه 11 شهریور 1391 | 06:04 ب.ظ | نویسنده : میثم صفری | نظرات

تعداد کل صفحات : 14 ::      ...   7   8   9   10   11   12   13   ...  



  • paper | ایکس باکس | خرید بک لینک فالو
  • خرید آگهی رپرتاژ | ایران بلاگ
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات